يكشنبه 28 شهريور 1400  
 
 
كاشف الغطاء ، منادى وحدت

گفت‏وگو با حجت‏الإسلام بى‏آزار شيرازى

 

س: تلاش‏هاى مرحوم كاشف الغطاء را در جهت وحدت مسلمين و تقريب مذاهب و فرق اسلامى بيان كنيد .

ج: بسم اللّه الرحمن الرحيم . مرحوم آيت اللّه محمدحسين آل كاشف الغطاء مرجع بزرگ شيعه در عراق ، يكى از مناديان وحدت و تقريب ميان مسلمين بود و در اين باره كتاب‏هايى چون الدين والاسلام ، المراجعات و غيره نوشته و همواره در جرايد و مجلات به بيدار كردن مسلمانان و از بين بردن اختلافات همت گماشت . از جمله مقالات وى مى‏توان از «جمعيت تقريب بين مذاهب اسلامى» و «الاجتهاد في الشريعه» در مجله رسالة الاسلام نام برد .

     او نه تنها با قلم ، بلكه صدها سخنرانى در مراكز اسلامى درباره اتحاد مسلمانان ايراد كرد كه برخى از آنها مانند خطبه تاريخى فلسطين  ـ  كه در سال 1350 ق  در حضور بيش از بيست هزار نفر در مسجدالاقصى و درباره وحدت و استقلال ملل اسلامى‏ايراد شده  ـ  و خطبه اتحاد و اقتصاد در مسجد كوفه كه به طبع  رسيده است .

     تكيه كلام او همواره اين بود كه اسلام بر دو پايه استوار است: كلمه توحيد و توحيد كلمه نمونه‏اى از پيام‏هاى اين مرد بزرگ در مجله رساله‏الاسلام چنين است:

هدف تقريب اين است كه مسلمانان را به يكديگر نزديك سازد و نگذارد اختلافات فقهى موجب عداوت ميان آنان گردد . تنها فرق مهم ما يكى در امامت است كه اين با وحدت اسلامى مغايرت ندارد و ديگرى  سب و لعن خلفا است كه بيشتر شيعيان با آن مخالف‏اند و در اخبار ائمه عليهم‏السلام از آن نهى شده است .

راستى ، اگر مسلمانان همدست بودند ، اين همه ممالك بزرگ را از دست نمى‏دادند و هفت دولت بزرگ اسلامى در برابر ملتى كوچك شكست نمى‏خورد . بنابراين بر تمام فرق اسلامى لازم است كه جدال‏ها و اختلافات را كنار گذارند ؛ چه اگر اين عمل ذاتا حرام نباشد ، مسلما در اين زمان كه دشمن از هر طرف ما را احاطه كرده ، حرام است .

     در سال 1959 ميلادى ، امريكا كنفرانسى را در لبنان تحت عنوان فريبنده «وحدت اسلام و مسيحيت» با نقشه‏هاى شيطانى و استعمارى به منظور اغفال مسلمانان برگزار كرد . مرحوم كاشف الغطاء كه از مقاصد شوم امريكا آگاه بود ، با انتشار جزوه‏اى به نام «المثل العليا في الاسلام لافى بحمدون» پرده از چهره كريه آمريكا برداشت و به روشنگرى پرداخت . در قسمتى از اين پيام تاريخى آمده است:

شما اى مسلمانان غيور ، زندگى ذلت‏بار سياهان امريكا را ببينيد كه به چه روز سياهى افتاده‏اند . اين بلاها را جز امريكا چه كسى بر سر آنها آورده است ؟ اگر دولت‏مردان امريكا خواستار عدالت اجتماعى بودند ، خوب بود اول فكرى به حال مردم بى‏چاره آن سرزمين مى‏كردند . پس بدانيد كه امريكا براى بلعيدن شما اين حيله‏ها را به كار مى‏بندد و مى‏خواهد زير پوشش اين عناوين ، گذشته از چپاول ثروت‏هاى مسلمين ، آنان را دچار تفرقه و زبونى كند . اى مسلمانان ، بدانيد كه دفع شر و دشمنى چنين خون‏خوارى ، جز با وحدت و اخوت اسلامى و پايدارى در مبارزه با اين سلطه‏گر جهانى امكان‏پذير نيست .

س: نقش كاشف الغطاء در «دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه» چه بود ؟

ج: مرحوم آيت اللّه كاشف الغطاء كه يكى از مراجع تقليد شيعيان در عراق بود ، نقش بسيار مهمى در تقريب بين مذاهب اسلامى داشت ؛ چرا كه دارالتقريب براى جذب مردم نيازمند پشتوانه‏هايى در ميان شيعيان و نيز اهل سنت بود . در ميان علماى شيعه چند نفر پشتوانه مهمى براى دارالتقريب محسوب مى‏شدند: مرحوم آيت اللّه العظمى بروجردى در ايران ، مرحوم آيت اللّه سيد عبدالحسين شرف الدين در لبنان ، و مرحوم آيت اللّه العظمى كاشف الغطاء در عراق . اين سه ، پشتوانه‏هاى عظيمى بودند كه نه تنها تأييد مى‏كردند ، بلكه خود نيز به وحدت و تقريب مسلمانان ايمان داشتند و با اخلاص كامل گام‏هايى در اين زمينه برداشتند . مرحوم كاشف الغطاء به لحاظ كتاب‏ها و مقالاتى كه در اين زمينه نوشتند و نيز مسافرت‏هايى كه به مناطق اهل سنت بالاخص فلسطين و مصر داشتند ، نقش بيشترى را در اين باره ايفا كردند . در مجله رساله‏الاسلام كه يكى از مجلات علمى در سطح بالا محسوب مى‏شد ، مقالاتى مى‏نويسند و در اولين مقاله خود از تأسيس دارالتقريب اظهار خشنودى كرده و درباره هدف تقريب و كارهايى كه بر دارالتقريب لازم است ، مطالبى را يادآور مى‏شوند .

س: مرحوم كاشف الغطاء ريشه‏هاى اختلاف مسلمين  را در كجا مى‏داند و چه راهى را براى وصول به وحدت مطرح مى‏كند ؟

ج: مرحوم كاشف الغطاء يكى از ريشه‏هاى اختلاف مسلمين را بهره‏بردارى علما و نويسندگان غيرشيعه از كتاب‏هاى دست دوم و منابع غيراصلى مى‏دانست و لذا مقاله‏اى به نام التثبّت قبل الحكم در اين باره نوشتند و از مسلمانان خواستند كه براى تحقيق درباره شيعه از منابع اصلى و دست اول شيعه استفاده كنند ؛ چون بسيارى از نويسندگان براى آشنايى با عقايد شيعه به سراغ سخنان مستشرقين مى‏روند و براساس گفته‏هاى آنان درباره شيعه قضاوت مى‏كنند ؛ در حالى كه ابتدا بايد نظر شيعه در يك مسئله روشن شود و مراد شيعه از آن معلوم گردد و سپس حكم شود كه اين سخن درست است يا نادرست .

     نكته دوم اين كه ايشان در يكى از مقالاتشان مى‏فرمايند: ريشه اختلاف ما با اهل سنت دو چيز است . يكى مسئله امامت و خلافت ، و اين مسئله امروزه موضوعش منتفى است . فعلاً نه مقام خلافتى هست و نه خليفه‏اى . علاوه كه اين مسئله منافاتى با اخوت اسلامى ندارد . ما همگى معتقديم كه پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بايد جانشينى داشته باشد ، اختلاف در اين است كه چه كسى براى اين مقام اصلح است ، و اين اختلاف امرى طبيعى است كه در ميان ساير ملت‏ها هم پيش مى‏آيد . اصول اساسى اسلام توحيد ، نبوت و معاد است كه هم ما بدان معتقديم و هم آنان . اگر كسى على بن ابى طالب عليه‏السلام را خليفه اول ندانست ، از دايره اسلام خارج نمى‏شود . امامت از اصول مذهب تشيع است ، نه از اصول دين اسلام .

و ريشه دوم اختلاف ، سب و لعن طرفين است . مرحوم كاشف الغطاء مى‏فرمايند:

سبّ و لعن به خلفا نظر تمام شيعه نيست ، ائمه اطهار عليهم‏السلام ما را از اين مسئله نهى كرده‏اند . على عليه‏السلامدر نهج البلاغه مى‏فرمايد: «انى لااُحبّ أن تكونوا سبّابين» ، حتى درباره سپاه معاويه اين جمله را بيان مى‏كنند . سبّ و لعن به خلفا ، عقيده گروهى از افراطى‏ها است . از طرف ديگر ، اينكه بعضى از شيعيان افراطى بعضى از خلفا و صحابه را لعن مى‏كنند ، نبايد سبب شود كه اهل سنت ، حكم به كفر شيعيان بكنند . اتفاقاً سبّ و لعن را شيعيان آغاز نكردند ، اول بار معاويه و بنى اميه سبّ و لعن را آغاز كرد . برخى از علماى اهل سنت مى‏گويند آنها اجتهاد كردند و از اين جهت معذورند و نمى‏توان به آنها اعتراض كرد ؛ در حالى كه اگر بنى اميه بر اساس اجتهادشان على عليه‏السلام و ياران آن حضرت را سبّ و لعن كردند و از اين جهت معذورند ، پس چرا گروهى از شيعيان افراطى به خاطر اين سبّ و لعن‏ها معذور نباشند ، شايد اينها هم بر اساس اجتهادشان اين گونه عمل مى‏كنند .

     بنابراين نه اختلاف در مسئله امامت ، سبب از بين رفتن اخوت و برادرى اسلامى است و نه سبّ و لعنى كه بعضى از طرفين به طرف مقابل انجام مى‏دهد . و اما پيشنهاد مرحوم كاشف الغطاء براى وحدت اسلامى اين است كه مسلمانان بايد يكديگر را بشناسند . وظيفه علماى شيعه است كه شيعه را آن طورى كه هست ،  به ديگران معرفى نمايند . به دور از سبّ و لعن‏ها و بدبينى‏ها ، كمالات اهل بيت را ، علوم و معارف آنان ، فقه و ادعيه آنان را به برادران اهل سنت بشناسانند . مرحوم كاشف الغطاء خود به اين توصيه عمل كرد . در همين زمينه كتابى تحت عنوان أصل الشيعه و أصولها تأليف كرده و تمام اصول اساسى شيعه و احكام و قوانين و مختصات مذهب شيعه را با دلايلى بسيار عالى براى ديگران معرفى كرد . اين مهم‏ترين راه براى رسيدن به تقريب است . متأسفانه مسلمانان از دور به يكديگر نگاه مى‏كنند و از هم بيگانه‏اند .

س: آثار مرحوم كاشف الغطاء چه تأثيراتى در وحدت اسلامى داشته است ؟

ج: كتب و مقالاتى كه ايشان نوشتند ، اثر زيادى در عالم اسلام به جا گذاشت ؛ چون مرحوم كاشف الغطاء از يك سو ، از مراجع تقليد بود ، مجتهد و محقق عالى‏قدرى بود كه افراد متعصب نمى‏توانستند ايراد و اشكالى بر او وارد سازند ، چهره شناخته شده‏اى بود و از احترام و اعتبارى در ميان مسلمانان برخوردار بود ؛ لذا سخنانش اثر مى‏كرد ، نه تنها در ميان شيعيان و مقلدين ايشان ، بلكه در ميان برادران اهل سنت نيز تأثير به‏سزايى گذارد .

     ايشان در رسالة الاسلام مقاله‏اى عالمانه و محققانه تحت عنوان «اجتهاد» نوشتند و سبب شد كه علماى اهل سنت در اين زمينه مقالاتى بنويسند و اثبات كنند كه اجتهاد منحصر به زمان گذشته و مختص چهار مكتب معروف اهل سنت نيست و اين‏طور نيست كه باب اجتهاد بسته شده باشد . باز شدن راه اجتهاد از مهم‏ترين اهداف دارالتقريب بود و اولين بار مقاله اين عالم شيعى سبب شد كه علماى اهل سنت نيز در اين باره فكر كنند و مقالاتى بنويسند و به دنبال آن فقه مقارن نوشته شود و اجتهاد از انحصار چهار مكتب خارج گردد .

     برخى ديگر از آثار مرحوم كاشف الغطاء ، معرفى شيعه و مبانى آن بود تا به مسلمانان بگويند شيعه غير از آن است كه ايادى استعمار يا گروهى متعصب معرفى كرده‏اند . تأثير اين دسته از تأليفات ايشان اين بود كه علماى اهل سنت با مشاهده منطق و استدلال ، بدبينى‏ها را كنار بگذارند .

     اثر ديگر مرحوم كاشف الغطاء ، همان‏طور كه گفته شد ، مقاله‏اى بود در پاسخ به دعوت آمريكا از علماى اسلامى براى برگزارى كنفرانس وحدت اسلام و مسيحيت در بحمدون . ايشان با آن بينش عميق خود فرمودند كه اين اقدام از سوى آمريكا جز خدعه و نيرنگ نيست . آمريكا اگر راست مى‏گويد ، چرا در خود آمريكا اين همه ظلم و خيانت در حق سياهان مى‏كند .اين اثر در روشن كردن مسلمانان از ترفندهاى آمريكا نقش مهمى داشت .

     مقاله ديگر ايشان در بيش از چهل سال قبل ، اين بود كه تمام بدبختى‏هاى مردم فلسطين از سران كشورهاى اسلامى است . زمانى كه سران كشورهاى عربى با ظاهرسازى مسلمانان را فريب داده و خود را به عنوان حامى فلسطين معرفى كرده بودند ، مرحوم كاشف الغطاء باطن آنها را برملا كرد و به مردم معرفى نمود . سال‏ها گذشت تا مردم به درايت و روشن‏بينى او پى بردند .

     اثر ديگر ايشان كتاب تحرير المجله است كه در عين اهميتى كه اين كتاب دارد ، هنوز ناشناخته است .

     در زمانى استعمارگران ، مثل دولت انگليس ، در صدد برآمدند تا فقه اسلامى را به فقه انگليسى تبديل كنند و چون به سادگى نمى‏توانستند با فقه اسلامى مخالفت كنند و بگويند شما دست از قوانين و احكام دينتان برداريد و قوانين اروپايى را بپذيريد ، دست به حيله زدند و گفتند: «بايد در كشورهاى اسلامى ، از جمله هندوستان ، تمام امور قضايى براساس شريعت اسلامى باشد» و آن گاه دو كتاب شرايع الاسلام در فقه شيعه و كتاب هديه مرغينانى در فقه اهل سنت را انتخاب و به انگليسى ترجمه كردند و كتابى بر اساس آنها تأليف كردند . احكام انقلابى  ـ  سياسى اسلام مثل امر به معروف و نهى از منكر ، جهاد ، دفاع و مسائل حقوقى را از آن حذف نموده و فقهى را به نام «جامع الشريعة المحمدية الانگليزيه» تدوين كردند و در مناطق تحت استعمار خود بالأخص هندوستان منتشر ساختند . در تركيه و در دولت عثمانى همچنين فعاليتى را انجام دادند  و قوانين اسلامى و غربى را مخلوط كرده و به نام قوانين اسلام مطرح كردند . در ايران هم قوانين بلژيك را به عاريت گرفتند و به جاى قوانين اسلام به اجرا در آوردند ، و همين‏طور در عراق و مصر . كتابى به نام المجله در عثمانى به صورت ماده  ـ  ماده نوشتند و چون مورد پسند مردم متجدد بود ، رواج پيدا كرد . مرحوم كاشف الغطاء از اين سبك استفاده كرده و فقه شيعه را بدين صورت عرضه نمودند . مرحوم كاشف الغطاء به لحاظ احاطه به فقه شيعه ، جوهر و گوهر آن را حفظ كرده و تنها قالب آن را به صورت روز عرضه نمودند و بدين وسيله نشان دادند كه فقه انگليسى و اروپايى نمى‏تواند جايگزين فقه اسلامى باشد . ارزش اين كار مثل كارى است كه صاحب جواهر در عصر خودش انجام داد . اين همه تأكيد امام خمينى رضى‏الله‏عنهبر فقه جواهرى براى همين بود كه جوهره فقه هم‏چنان باقى بماند . به دنبال اين اقدام ارزشمند مرحوم كاشف الغطاء ، مصلحانى ظهور كردند و جلوى نفوذ فقه بدلى انگليسى و اروپايى را گرفتند .

س: با توجه به تلاش مرحوم كاشف الغطاء هماهنگ با وحدت مسلمين و آثار بسيار ارزشمندى كه در اين زمينه ارائه كردند مانند كتاب أصل الشيعه و اصولها چرا در مقدمه چاپ هفتم اين كتاب ، در خصوص وحدت اسلامى صريحاً اظهار يأس مى‏كنند ؟

ج: مرحوم كاشف الغطاء درباره وحدت اسلامى زحمات زيادى متحمل شدند و طبيعى است كه علاقه‏مند بودند در زمان حيات خودشان ثمره اين تلاش‏ها را ببيند و نهالى را كه كاشته بودند به ثمر برسد ؛ ولى متأسفانه در طول زندگى‏شان با عكس العمل‏هاى شديدى عليه تقريب مواجه شدند ، هم از سوى دشمنان و از هم سوى متعصبين ؛ البته چنين واكنش‏هايى در برابر هر انقلابى وجود دارد . از آنجا كه حيات استعمار در ايجاد تفرقه ميان مسلمانان است ، در طول تاريخ همواره با مناديان وحدت مبارزه كرده است . قرآن كريم مى‏فرمايد: «ان فرعون علافى الأرض وجعل أهلها شيعاً»[2] . سياست فرعون اين بود كه در مقابل مردم استكبار بورزد و براى آنها گردن‏كشى كند و با ايجاد تفرقه ، مردم را پراكنده سازد و به صورت فرقه‏هاى مختلف درآورد و آنها را در مقابل يكديگر قرار دهد و بر آنان حكمرانى كند .

     الآن هم سياست استعمارگران «تفرقه بينداز و حكومت كن» مى‏باشد . وقتى كه استعمارگران مشاهده كردند مرحوم كاشف الغطاء به فلسطين آمده و مسلمانان را دور خود جمع كرده و براى علما و دانشمندان همه فرق و ملل و مذاهب اسلامى سخنرانى مى‏كند و سخنانش به حدى موثر واقع مى‏شود كه همه مسلمانان و علماى فرق مختلف در مسجدالاقصى به ايشان اقتدا مى‏كنند و نماز جماعت باشكوهى برگزار مى‏شود ، طبيعى بود كه دشمنان عصبانى و ناراحت شوند و عكس العمل نشان دهند . افرادى را وادار كردند كه عليه ايشان مقاله بنويسند و شيعه را تكفير كنند . از راه انتشار كتب تفرقه‏آميز و نيز از طريق فرقه‏سازى ، فعاليت وسيعى را در مقابل وحدت اسلامى آغاز كردند . گروهى از متعصبين نيز آلت دست استعمارگران واقع شده و قلم به دست گرفتند ؛ هم‏چنان‏كه استعمارگران پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران از وحدت مسلمين عصبانى و ناراحت شدند و فرقه‏هاى اسلامى را در برابر يكديگر تحريك كرده و شيعه را تكفير نمودند .

     در زمان مرحوم كاشف الغطاء هم چنين واكنش‏هايى داشتند و ايشان از اينكه اقدامات به نتيجه كامل نرسيده ، ناراحت بودند و اى كاش آن عالم بزرگوار امروز زنده بود و ثمرات تلاش‏هاى خود را مشاهده مى‏كرد و مى‏ديد كه حضرت امام رضى‏الله‏عنهچگونه وحدت را عملاً محقق ساختند و نه تنها بين علما ، كه در ميان عموم مردم مسلمان وحدت ايجاد كردند ؛ به طورى كه شيعيان در مراسم حج در نماز جماعت برادران اهل سنت شركت كنند . قطعا اگر اين عالم عالى‏قدر اين روز را مى‏ديد ، اظهار خوشحالى و مسرت مى‏كرد .

س: ديدگاه‏هاى مرحوم كاشف الغطاء را با ديدگاه‏هاى ساير مصلحان اسلامى در زمينه وحدت اسلامى چگونه ارزيابى مى‏كنيد ؟

ج: مرحوم كاشف الغطاء واقعا به تقريب ايمان و اعتقاد داشتند ، بر خلاف برخى كه دم از وحدت مى‏زنند ، اما مى‏خواهند بگويند كه ما بر حقيم و ديگران بر باطل و همه بايد تابع ما باشند . اين گونه افراد هم در ميان شيعه وجود دارند و هم در ميان اهل سنت ، كه بر موضع خود پافشارى مى‏كنند و به طرف مقابل هم اهانت مى‏نمايند .

     براى تحقق وحدت بايد احترام متقابل وجود داشته باشد و در سايه تفاهم ، واقعيت هر مذهب و ديدگاه‏هاى آن مطرح شود ، و هدف ما همين است كه هر كسى حرفش را بزند و معيار هم «حق» باشد .

     مرحوم كاشف الغطاء واقعا به وحدت معتقد بود و اين امر در آثار ايشان مشهود است و مسائل مورد اختلاف شيعه و سنى را به بهترين وجه عالمانه و بدون اهانت مطرح مى‏كند و راه حل ارائه مى‏دهد . براى نمونه ، در كتاب اصل الشيعه و  اصولها درباره مسئله تقيه كه مورد اختلاف ميان شيعه و اهل سنت مى‏باشد ، در پاسخ اين اشكال كه «تقيه نوعى نفاق و دروغ‏گويى است» مى‏فرمايد: عامل تقيه در شيعه ، معاويه و آل مروان و حكومت عباسيان بوده‏اند . چون شيعيان را مورد آزار و اذيت قرار مى‏دادند و شخصيت‏هاى بزرگى همچون ائمه اطهار عليهم‏السلام و ياران آنان را به شهادت مى‏رساندند و دين را وسيله مكر و نفاق و قدرت‏طلبى خود قرار مى‏دادند . از اين رو ، امامان ما براى حفظ جان شيعيان ، دستور تقيه را صادر كردند . البته در گذشته ، افرادى تقيه را واجب مى‏دانستند و عده‏اى جايز . مرحوم كاشف الغطاء بيان جالبى دارد و مى‏فرمايد: موقعيت‏هاى مناسب متفاوت است ، گاهى انسان احساس مى‏كند كه اگر جانش در معرض خطر قرار گيرد ، به نفع اسلام است و اسلام را زنده مى‏كند ؛ مثل امام حسين عليه‏السلامو بسيارى از شهدا كه جانشان را در راه خدا فدا كردند . اين دسته تقيه نمى‏كنند و تقيه را بر خود حرام مى‏دانند .  و البته در مواقع ديگر كه حفظ جانشان براى دين مفيد است ، تقيه مى‏كنند .  سپس روايتى را نقل مى‏كند كه مسيلمه كذّاب به دو نفر مسلمان دست پيدا كرد و  از آنان خواست كه به نبوت او شهادت دهند . يكى از آنها نپذيرفت و گفت:  اشهد ان محمدا رسول اللّه . مسيلمه گردن او را زد و او را به قتل رسانيد . ديگرى تقيه كرد و به نبوت او شهادت داد . خبر كه به پيامبر رسيد ، فرمود: آنكه تقيه نكرد ، در رفتن به بهشت عجله كرد و آنكه تقيه كرد ، عمل به رخصت نمود . هر دو در پيشگاه الهى مأجورند .

     شيعيان هرگاه احساس كنند فدا شدن جان و مالشان براى اسلام مفيد است ، آن را فدا مى‏كنند و هرگاه حفظ جان و مال را براى دين مفيد بدانند ، تقيه كرده و آن را حفظ مى‏كنند . در جريان تسلط مسيحيان بر اسپانيا كه به كشتار مسلمين دست زدند ، گروهى از مسلمانان اهل سنت از فقهاى خودشان اجازه گرفتند ، با تقيه جانشان را نجات دادند ؛ لذا تقيه در ميان اهل سنت هم وجود دارد . فخر رازى در تفسير خود اين مطلب را دارد . البته تقيه‏اى كه در گذشته براى شيعه مطرح بود ، امروز مطرح نيست . تنها تقيه‏اى كه امروز مطرح است ، به قول امام رضى‏الله‏عنه تقيه مداراتى است ، بدين معنا كه ما وظيفه داريم به دستور ائمه و مراجع تقليد از  تفرقه و اختلاف بپرهيزيم و وحدتمان را با برادران اهل سنت در برابر دشمنان حفظ كنيم .

     روش زندگى كاشف الغطاء درسى است براى همه علما و بزرگان كه ايشان با آنهمه تعصبات و مخالفت‏ها دست از تلاش خود براى تقريب بين المذاهب برنداشت


[1]  آواى بيدارى: ويژه‏نامه روزنامه جمهورى اسلامى...   ، ص77  ـ  87 .

 

[2]  . سوره قصص ، آيه 4 .

 

 
امتیاز دهی
 
 

 
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

دبيرخانه كنفرانس‌هاي بين‌المللي
مجری سایت : شرکت سیگما