شنبه 1 آبان 1400  
 
 
آثار و تأليفات كاشف الغطاء

علامه شيخ محمدحسين كاشف الغطاء در عرصه تأليف و تصنيف از شخصيت‏هاى برجسته‏اى است كه با قلم روان و شيواى خود آثار گران‏قدرى از خود به جا نهاده است . جامعيت او در علوم مختلف سبب شده تا در رشته‏هاى مختلف فقه ، اصول ، فلسفه ، عرفان ، تفسير ، حديث ، ادب و تاريخ آثارى از خود به جا گذارد . برخى از آثار او به همت شاگردان و فرزندانش چاپ و منتشر شده است و تعدادى از آنها به لحاظ «حساسيت و اهميت موضوع» و «ميزان تأثير آن در صحنه‏هاى اجتماعى و سياسى» مورد توجه مسلمانان و نيز ساير انديشمندان قرار گرفته است . اينك فهرستى از آثار او توأم با توضيحاتى در ذيل برخى از آنها ، در منظر ديد شما است:

 

1 . الارض والتربة الحسينية

اين كتاب بنا به درخواست احمدبن ران براى دايره‏المعارفى به زبان انگليسى و نيز درخواست سيدعباس بشر تأليف شده است . از علامه كاشف الغطاء خواسته شد تا در اين بحث ، تاريخ تربت حسينى و سير بناى مقبره و تربت آن حضرت را پس از شهادت تشريح نمايند تا شبهات و سؤالات مطروحه در اين زمينه برطرف شود . و كاشف الغطاء ابتدائا به توضيح خلقت انسان از خاك پرداخته و اين سخن را كه آتش بر خاك برترى دارد ، مردود مى‏شمارد و بلكه شرافت آن را بر آتش اثبات مى‏كند . سپس به بركات سرزمين كربلا اشاره كرده و فضيلت سجده بر تربت حسينى را با تمسك به ادله مطرح مى‏سازد و در ضمن بحث مى‏گويد:

شايد سرّ التزام شيعيان به سجده بر تربت حسينى ، علاوه بر فضيلتى كه در روايات بر اين عمل وارد شده و علاوه بر ويژگى‏ها و امتيازات خاص اين تربت بر ساير امكنه ، اين نكته باشد كه نمازگزار در آن لحظه متوجه باشد كه سيدالشهدا عليه‏السلام خود را براى عقيده و خدا و نيز از بين بردن شرك و ظلم و فساد فدا كرد .

سپس بركت اين خاك را در شفاى بيماران مطرح مى‏كند . سپس مباحثى كلى درباره زمين در اخبار و روايات ، در فقه و كلمات فقها ، در حكمت و فلسفه و نيز فتوحات اسلامى و... عنوان مى‏كند . كاشف الغطاء اين رساله را در ماه ذى القعده سال 1365 به پايان مى‏برد . اين رساله به همراه رساله‏اى فقهى از علامه شرف الدين به چاپ رسيده است .

 

2 . أصل الشيعه و أصولها

علامه كاشف الغطاء از علماى بزرگ نجف با كتب ، مقالات و نوشته‏هايى روبه‏رو شد كه نويسندگان آنها كوچك‏ترين اطلاعى از شيعه ندارند . او در آغاز اين  كتاب مى‏گويد:

دو سال پيش يكى از جوانان پرشور كه با يك هيئت علمى از طرف دولت عراق براى تحصيل در دارالعلوم العليا به مصر فرستاده شده بود ، ضمن نامه مشروحى به من نوشت: و... من مى‏بينم كه علماى الازهر اهميت فوق العاده‏اى براى علماى نجف قايل‏اند و انديشه‏هاى والاى آنان را مى‏ستايند ، ولى غالبا مى‏گويند و اما... متأسفانه شيعه هستند... آنها مى‏گويند: شيعه‏ها مسلمان نيستند ، مذهب تشيع از اسلام جدا است .

مرحوم كاشف الغطاء سپس به اثر احمد امين مصرى و سخن او كه «تشيع هميشه پناهگاهى بوده براى كسانى كه مى‏خواسته‏اند اسلام را نابود كنند» اشاره مى‏كند و براى خود احساس مسئوليت مى‏كند و هدف خود را از تأليف اين كتاب اين گونه تبيين مى‏كند:

به دنبال اين جريانات فكر كردم كه نهايت ظلم و بى‏انصافى است كه بيش از اين سكوت كنم ، نه از اين جهت كه ظلم و ستمى بر شيعه باشد و بخواهم در برابر سيل اين تهمت‏ها از آنها دفاع كنم ، بلكه از اين جهت كه بالاتر و مهم‏ترين هدف همان است كه پرده‏هاى نادانى را از برابر چشم عموم مسلمانان جهان كنار بزنيم تا افراد منصف در افكار خود تجديد نظر كرده ، راه اعتدال را پيش گيرند و براى افراد لجوج و معاند نيز اتمام حجت شود... و از اين مهم‏تر اميد مى‏رود كه در سايه اين بحث‏ها ، پيوندهاى محبت و دوستى در ميان مسلمانان محكم گردد و آثار خصومت و دشمنى برچيده شود...   .

كاشف الغطاء با اين انگيزه به تأليف اين اثر پرداخته و ضمن طرح پيدايش و گسترش تشيع ، عقايد شيعه را در اصول اعتقادى و نيز احكام و مقررات اسلامى را از نظر شيعه بيان مى‏كند .

اين كتاب بيش از ده بار به طبع رسيد و به زبان‏هاى فارسى ، انگليسى و اردو نيز ترجمه شد و در اختيار علاقه‏مندان قرار گرفت و نه تنها اعجاب شيعيان ، بلكه علماى اهل سنت را هم برانگيخت و آنان را به تقدير و سپاس از كاشف الغطاء واداشت .

دومين چاپ اين كتاب با مقدمه علامه كاشف الغطاء در سال 1355 به زيور طبع آراسته شده است .

 

3 . الآيات البينات في قمع البدع والضلالات

اين كتاب داراى چهار بخش و رساله درباره «المواكب الحسينيه» ، «نقض فتاوى الوهابيه» و «رد الطبيعه و خرافات البابيه» مى‏باشد .

رساله اول در پاسخ به سؤالى از بصرى درباره مشروعيت مراسمات و اعمال شيعيان در ايام عزادارى اباعبداللّه عليه‏السلام نگاشته شده است . اين رساله حاوى سه جواب در پاسخ همين سؤال است كه هر بار خواستار توضيحى بيشتر از علامه كاشف الغطاء شده‏اند كه در رساله سوم درباره حكم مجروح شدن بدن و جارى شدن خون در عزاى حسينى ، دستجات عزادارى ، زنجيرزنى ، قمه‏زنى ، زدن طبل و بوق ، شبيه‏خوانى به تفصيل سخن گفته است .

رسال دوم در رد پندارهاى وهابيت و در پاسخ به استفتاى علماى مدينه درباره از بين بردن قبور به دست وهابيون ، نگاشته شده است ، البته در مجالس مختلفى در قالب مقالات گوناگون . عرضه رساله سوم در رد طبيعيون و مادى‏گرايانى است كه در دو محور مبدأ و معاد بحث شده است . علامه كاشف الغطاء اين رساله را در قالب  «قال الملحد» و «قال الموحد» تنظيم نموده است ، و رساله چهارم در رد پندارهاى بابيه و خرافات مذهب آنان تهيه شد . كاشف الغطاء ، در اين رساله ضمن برشمردن انواع الحاد و اقسام كفار و اقسام ملحدين از مسلمانان و غلات كفار ، به عقايد بابيه و بهاييت مى‏پردازد .

اين اثر را محمدبن المرحوم شيخ عبدالحسين آل كاشف الغطاء در شعبان 1345 ه جمع‏آورى و منتشر كرده و در مؤسسه دارالمرتضى در بيروت چاپ شده است .

 

4 . تحرير المجله

كتاب مجله العدليه سال‏ها در دانشكده‏هاى حقوق ، تدريس مى‏شده است . اين كتاب صرفا يك كتاب فقهى و يا مجموعه مقررات قانونى نيست ، بلكه آميخته‏اى از هر دو است كه علامه كاشف الغطاء ، آن را فقه قانونى مى‏نامد . آيت اللّه كاشف الغطاء با توجه به ارزش اين كتاب و سبك جالب آن ، به تحرير آن پرداخته و با حذف مواد مكرر و تنقيح مباحث مختلف ، با اشاره به ملاك قاعده و فروع مترتب بر آن ، تحريرالمجله را تأليف نموده‏اند . تحريرالمجله مجموعاً پنج جلد است كه جلد پنجم آن استدراك كاشف الغطاء است . كتاب المجله ، براساس فقه حنبلى تدوين يافته و تحرير المجله مقارنه فقه حنبلى و شيعه شمرده مى‏شود كه در يك جا به صورت اين رساله جمع‏آورى شده است .

 

5 . التوضيح في بيان ماهو الإنجيل ومن هو المسيح ؟

علامه كاشف الغطاء در مقدمه اين كتاب ، فلسفه اين تأليف و انگيزه خود را از نگارش اين كتاب را چنين بيان مى‏كند:

ما در كشور عزيز مصر ، با گروهى فرومايه مواجه شده‏ايم . اين گروه اشغالگر ، بى‏پروا درباره دين ما ناسزا مى‏گويند و به پيامبر اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله اهانت مى‏كنند ، در آموزشگاه‏ها ، بيمارستان‏ها ، محافل تبشيرى ، به تلاش براى گمراه كردن فرزندان مسلمانان اقدام مى‏كنند . با دشنام‏ها ، اهانت‏ها و ناسزاهايى كه به مقدسان ما دارند ، با ما در جنگ‏اند . روزى نيست كه اوراق گمراه‏كننده آنها ، در خيابان بازار ، ايستگاه راه آهن ، مدرسه ، پخش نشود و دولت مصر هم بى‏اعتنايى را پيشه خود ساخته است و از سوى ديگر ، حكومت اشغالگر بريتانيا ، آتش بيار اين معركه است و از چنين تهاجمى عليه اسلام ، شادى‏كنان مى‏رقصد .

كاشف الغطاء در چنين شرايط ناراحت‏كننده‏اى تصميم مى‏گيرد تا بخشى از مطالعات و تحقيقات خود را راجع به مسيحيت منتشر كند .

كتاب التوضيح در دو جلد است و در حدود هشتاد سال پيش ، جزء اولش در قاهره و جزء دوم آن در بغداد انتشار يافته است .

كاشف الغطاء در اين اثر خود ، بخش‏هاى مختلف انجيل را مورد بررسى قرار داده است ، و تناقض‏هاى عهد جديد را روشن و آن را با عهده قديم (تورات) مقايسه كرده است . وى مسئله تثليت را نيز مطرح كرده و زندگى متى ، مرقس ، يوحنا و پولس را مورد ارزيابى قرار داده است .

كتاب التوضيح ، درسى سال قبل ، توسط آقاى سيدهادى خسروشاهى و با همكارى آقايان مصطفى زمانى و عقيقى بخشايشى ترجمه و به نام توضيح درباره انجيل و مسيح منتشر گرديد .

 

6 . جنه‏المأوى

اين كتاب به منزله دومين جلد از كتاب الفردوس الاعلى است كه با سفارش علامه كاشف الغطاء به شهيد محراب قاضى طباطبايى جمع‏آورى و منتشر مى‏شود . اين كتاب حاوى مباحثى در خصوص غدير ، نهضت اباعبداللّه الحسين عليه‏السلام سيره برخى از ائمه عليهم‏السلام ، اجتهاد ، شرح برخى از احاديث مى‏باشد . اين اثر نيز مانند الفردوس الاعلىداراى تعليقات ارزشمندى از شهيد قاضى طباطبايى  ـ  كه برجسته‏ترين شاگرد او بود  ـ  مى‏باشد . بخشى از انديشه‏هاى والا و اصلاح‏طلبانه مؤلف در اين اثر آشكار است . اين اثر در سال 1373 هـ ماه‏هاى آخر عمر كاشف الغطاء تاليف گرديد و مجددا در سال 1397 هـ در تبريز منتشر شد . از ويژگى‏هاى چاپ دوم اين اثر زندگى‏نامه مفصلى است از علامه كاشف الغطاء به قلم يوسف صارمى صاحب مجله المواهب نامه‏اى از علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى كه از شهيد قاضى در احياى انديشه‏هاى كاشف الغطاء تقدير نموده است . در اين نامه آمده است: «... اثر بسيار نفيسى را از ايشان منتشر نموده‏ايد ، بسيار حيف بود كه اين مضامين مبتكره ايشان در زاويه خمول بماند ؛ جزاكم اللّه خيرا» .

 

7 . الخطبة التاريخية والاتحاد والاقتصاد

اين كتاب حاوى دو سخنرانى علامه كاشف الغطاء است . سخنرانى اول درباره نقاط ضعف مردم مشرق زمين به ويژه مسلمانان و راه علاج آنها است . از ديدگاه كاشف الغطاء تنها راه نجات مسلمين را ثبات قدم در راه دين مى‏داند كه جز با وحدت و اتفاق به دست نمى‏آيد .

و سخنرانى دوم راجع به اصح امور مسلمين مى‏باشد . كاشف الغطاء در اين خطابه ضمن اشاره به اينكه امت اسلامى به منزله پيكر واحد است ، وضع مسلمانان را در عصر خويش تشريح كرده و سپس با توصيه‏هاى اخلاقى خود ، مردم و به ويژه جوانان را از تن دادن به ذلت و خوارى باز مى‏دارد . و در پايان قضيه فلسطين را به عنوان يكى از مهم‏ترين مسائل جهان اسلام گوشزد مى‏كند . كاشف الغطاء همچنين از وضع نامطلوب احزاب سياسى در شرق اظهار تأسف مى‏كند .

سخنرانى اول در دوازدهمين جلسه از جلسات عمومى كنفرانس اسلامى در تاريخ چهارم شعبان سال 1350 ق  ، و دومين سخنرانى را در مسجد بزرگ كوفه در تاريخ ششم شوال همان سال ايراد مى‏كند . اين سخنرانى در سال 1932 م در بصره چاپ رسيده است .

 

8  . الدين والاسلام

علامه كاشف الغطاء در مقدمه كتاب ، ضمن اظهار تأسف از وضع موجود مسلمين و تشتت و تفرقه ميان آنان ، راه وحدت و پيروزى آنان را روى آوردن به قرآن و عمل به احكام آن مى‏داند و انگيزه اصلى خود را از تأليف اين اثر ، ايجاد الفت ميان فرق و مذاهب مختلف معرفى مى‏كند ، نه ايجاد اختلاف ، و از مردم ، علم و عمل را توأم با يكديگر آرزو مى‏كند .

در جلد اول اين اثر ارزشمند درباره مبدأ جهان و توحيد و اسما و صفات واجب تعالى به شيوه فلسفى بحث مى‏كند .

و در جلد دوم ضمن بحث در خصوص نبوت و معجزه پيامبران به برخى از مسائل مربوط به آيين يهود و مسيحيت مى‏پردازد . بخش اعظم اين جلد به بحث قرآن كريم به عنوان معجزه پيامبر اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و وجود اعجاز آن اختصاص داده شده . همچنين به ايرادها و اشكالات مكاتب ديگر درباره اسلام و قرآن پاسخ مى‏دهد و عداوت غربى‏ها را نه تنها با اسلام بلكه با مسيحيت نيز تشريح مى‏كند . و در پايان مطالبى را در فضيلت پيامبر اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و برترى قرآن بر عهدين و اينكه آيا اسلام با شمشير رواج يافت يا با معجزه ، مطرح مى‏كند .

اين كتاب داراىِ دو جلدِ منتشر شده نيز مى‏باشد كه مجموعا چهار جلد مى‏شود . كاشف الغطاء اين اثر را در تاريخ ربيع الثانى سال 1328 و در سال 34 سالگى به پايان مى‏برد و در سال 1330 در صيدا به چاپ مى‏رسد .

 

9 . سؤال و جواب

اين كتاب به منزله رساله عمليه‏اى است از مرجع تقليد برجسته آيت اللّه شيخ محمدحسين كاشف الغطاء . شيوه‏اى كه در اين رساله در پيش گرفته شده سؤال و جواب است . سؤالات را مطرح كرده و سپس به وضوع به پاسخ آن پرداخته است ، به طورى كه براى مكلفين آموختن آن بسيار آسان و روان است .

در آغاز هر فصل توضيحى مختصر درباره آن ذكر كرده و سپس به سؤال و جواب پرداخته است و مجموعا دو جلد آن حاوى مسائل مربوط به عبادات ، معاملات ، ايقاعات و احكام مى‏باشد . در پايان ، قواعد كلى فقهى كه مى‏تواند براى مقلدين مفيد و نافع باشد ، آورده شده است كه به مواردى از آنها اشاره مى‏شود .

* هر چيزى كه طهارت و نجاستش مشكوك باشد ، پاك است .

* هر نماز واجبى كه عنوان خاصى مثل نماز ظهر يا نماز عصر آغاز شود ، عدول از آن به نماز ديگرى جايز نيست ، مگر آنكه از نماز قبلى به نماز بعدى عدول كند يا از نماز واجب به مستحب برگردد .

* هر خوردنى و آشاميدنى كه در حرمت يا مباح بودن آن شك كردى ، مباح است ؛ چرا كه اصل در خوردنى‏ها و آشاميدنى‏ها اباحه است ، جز در گوشت مشكوك ، پى مشكوك و پوست مشكوك ، كه اصل در آنها اباحه و حليت نيست .

* در هر مجهول المالكى بايد به حكم شرع رجوع كرد و اختيار آنها به دست او است .

اين رساله در سال 1355 به پايان رسيد و چندين مرتبه در نجف چاپ و منتشر شده است .

 

10 . العبقات العنبريه في الطبقات الجعفريه

كاشف الغطاء در سن پانزده سالگى اين اثر را در چهار جلد قطور براى عمويش در اصفهان تاليف و برايش ارسال مى‏كند . اين كتاب كه درباره زندگى خاندان كاشف الغطاء مى‏باشد و مرحوم شيخ محمدحسين كاشف الغطاء زندگى اجداد خود را بازگو نموده است ، نشانه نبوغ فكرى او است . تنها نسخه موجود از اين كتاب در كتابخانه آستان قدس رضوى مى‏باشد .

 

11 . عقود حياتى

كتابى است كه علامه كاشف الغطاء زندگى‏نامه خود را به رشته تحرير در آورده و هر ده سال از عمر شريفش را بازگو نموده است . در اين اثر كاشف الغطاء اساتيد دوره سطح ، خارج و نيز اساتيد خود را در فلسفه و رياضيات معرفى مى‏كند . از اساتيد خارج او مى‏توان از آخوند خراسانى صاحب كفاية الاصول ، شيخ الشريعه اصفهانى ، ميرزا محمدتقى شيرازى ، سيدمحمد فشاركى ، فاضل شربيانى نام برد . اين اثر در زمان حيات مؤلف به سرقت رفته بود . پس از دو سال فرزندش شيخ شريف با آن برخورد كرده و به هفتاد دينار خريدارى كرد . اين اثر در زمره آثار خطى كاشف الغطاء كه هنوز به زيور طبع آراسته نشده ، شمرده شده است .

 

12 . عين الميزان

اين رساله ، نقدى است بر مقاله «ميزان الجرح والتعديل» نوشته شيخ قاسمى در يازدهمين شماره مجله المنار . كاشف الغطاء ضمن تجليل از نويسنده مقاله با استفاده از روايات و با استناد به برخى از آثار به نقد محققانه مقاله مى‏پردازد و در پايان خود را براى رسيدن به حقيقت و به خاطر آزادى فكر و انديشه و برخورد آرا به دور از هوى و گناه معرفى مى‏كند . اين نقد در آخرين شماره مجله العرفان منتشر شد . اين رساله در سال 1368 ق در نجف اشرف به چاپ رسيده است .

 

13 . الفردوس الأعلى

اين كتاب مهم‏ترين اثر علامه كاشف الغطاء است و در آن مسائل گوناگونى درباره نهضت سيدالشهدا عليه‏السلام ، برخى از مباحث فلسفى ، تفسير برخى از آيات قرآن ، مباحثى از عبادات و معاملات و... مطرح شده است .

او در مقدمه اين كتاب مى‏گويد:

شبى بعد از سحر كه نشسته و منتظر فجر بودم ، به خواب فرو رفتم و در عالم خواب فرشته‏اى را به صورت انسان يا انسانى را به صورت فرشته مشاهده كردم كه به من مى‏گويد: چرا درباره (فردوس) سهل‏انگارى مى‏كنى ؟ گفتم: آقاى من ، كدام فردوس ؟ گفت: همان كتابى كه تصميم به تأليف آن دارى . فردوس تو و شيعيان ما است . از خواب بيدار شدم و به تأليف اين كتاب پرداختم .

بسيارى از مباحث كتاب كه پاسخ به سؤالات علما و فضلاى بلاد مختلف مى‏باشد ، مباحثى نو و زنده و مورد نياز مى‏باشد .

همچنين بخشى از مباحث عبادات كه تقريرات درس علامه كاشف الغطاء است ، در اين اثر آورده شده است . اين كتاب به همت شهيد محراب آيت‏اللّه قاضى طباطبايى جمع‏آورى شده و با تعليقات ارزنده‏اى چاپ شده است . شهيد قاضى طباطبايى به تناسب ، به معرفى گروهى از حكما و عرفا مى‏پردازد . اين اثر ارزشمند مورد استقبال محققان و انديشمندان قرار مى‏گيرد . دومين چاپ اين كتاب در سال 1372 هـ با مقدمه شهيد قاضى در تبريز منتشر شد و در سال 1402 هـ براى اولين بار در قم به چاپ رسيد .

 

14 . مبادى الايمان

اين رساله مختصر كه به همت عبدالحليم فرزند علامه كاشف الغطاء تنظيم و چاپ شده ، بر اساس كتاب مختصرى است به نام الدروس الدينيه در اصول و فروع دين كه كاشف الغطاء براى طلاب مدارس تاليف نموده بود و خود در آغاز كتاب مى‏گويد:

قصد ندارم كه در اينجا تاريخ فلسفه  را تلخيص كنم ، بلكه هدفم آن است كه دلايل وجود خدا و معاد را مختصر مطرح كنم و سپس نظريه وحدت وجود را شرح دهم ؛ چرا كه به مقدار فكر و معلوماتم ، آن را دقيق‏ترين نظريه درباره حقيقت وجود مى‏دانم كه موافق با علم و دين و فلسفه جديد و نظريات علمى جديد  ـ  مانند نظريه نسبيت انيشتين  ـ  مى‏باشد . دين ، علم را بر اهميت حقايق جزئى را انكار نمى‏كند و فلاسفه را از جدل و مناظره و انديشيدن باز نمى‏دارد ، و لكن معتقد است كه رسيدن به حقيقت نهايى ، تنها از طريق حس و عقل ممكن نيست و به خطا و اشتباه منجر مى‏شود و شايسته است كه از راه ديگرى در كنار اين دو راه كمك بگيريم كه پيوندى عميق با اعمال جان انسان و باطن او دارد ؛ مثل الهام و وحى الهى . دين ، ايمان كاملى را از اين ناحيه براى آدمى به ارمغان مى‏آورد .

سپس به بحث وحدت وجود و معانى آن و نيز اجمال نظريه انيشتين مى‏پردازد . اين رساله كوچك در سال 1377 هـ در صيدا به چاپ رسيده است .

 

15 . المحاورة

بحثى است ميان علامه كاشف الغطاء و سفير انگليس و سفير آمريكا در عراق . كاشف الغطاء ضمن انتقاد از دولت‏هاى متبوع آنان راجع به دخالت آنان در كشورهاى اسلامى و ماجراى اسف‏انگيز فلسطين هشدار مى‏دهد . در پاسخ سفير انگليس كه اظهار داشت «شما خودتان از ما خواستيد كه در مقابل ترك‏ها به كمك شما بياييم و كشورتان را آباد كنيم ، ولى در مقابل با ما جنگيديد و سربازان ما را كشتيد» ، با لبخندى مى‏گويد:

من واقعيات را براى شما مى‏گويم و شما مغالطه مى‏كنيد . من مخلصانه شما را نصيحت مى‏كنم . بله ، شما به كشور ما استقلال داديد ، اما استقلالى دروغين كه چيزى جز ظواهر ، تغيير نكرد و روح همان روح است . مملكتى كه شما براى ما ساختيد ، از نظر شما استقلال ، ولى از نظر ما استغلال است... ، نفتى كه به عنوان طلاى سياه از ما مى‏گيريد ، در مقابل چيزهايى مى‏دهيد كه نفعش براى خودتان است . در واقع ثروتى از لندن مى‏آيد و دوباره به لندن برمى‏گردد . اگر محاسبه مى‏شد ، معلوم مى‏گرديد كه چه مقدار در جهت مصالح عراق صرف مى‏كنيد و چه مقدار در جهت ساختن پايگاه‏ها و مراكز نظامى .

سپس رو كرده و ضمن اشاره به محبت‏هاى ملت عراق به آمريكاييان ، رفتار زشت آنان و برخورد ظالمانه آمريكا را در قضيه فلسطين يادآورى مى‏كند و در پاسخ ادعاى فريب‏كارانه سفير آمريكا درباره حمايت از صهيونيزم كه «مابه اين ملت مظلوم كه از سوى هيتلر مورد ظلم قرار گرفتند و مسكن و مآوايى نداشتند ، از روى رحمت و شفقت يارى كرديم» ، با عصبانيت پاسخ مى‏دهد كه:

اف بر اين رحمت و شفقتى باد كه شما كسى را يارى مى‏كنيد كه خود از بزرگ‏ترين ظالمان و ستمگران است ! به آنها كمك مى‏كنيد كه به ما ظلم كنند و آنان را در خانه‏هاى ما اسكان مى‏دهيد . چرا آنان را كه به قول شما آواره‏اند ، در آمريكا اسكان نمى‏دهيد ؟ اگر شما در فكر يارى مظلومين هستيد ، امروز ملت‏هاى عرب مظلوم‏اند ، امروز فرانسه هم‏پيمان شما و انگليس ، آزادگان الجزاير و تونس و مراكش را با سلاح‏هاى جهنمى خود مى‏كشد .

در ادامه از قضيه فلسطين به عنوان مصيبتى فوق قضيه اندلس ياد مى‏كند و به رؤساى جمهور آمريكا به شدت حمله مى‏كند و ادعاهاى واهى آنان را يكى پس از ديگرى پاسخ مى‏دهد .

اين مجموعه سه بار در نجف و يك بار هم در آرژانتين به چاپ رسيده است .

 

16 . ميثاق العربى الوطنى

آيت اللّه شيخ محمد حسن كاشف الغطاء اين رساله را در پاسخ به يكى از ادباى معاصر خود به رشته تحرير در آورد . در ابتدا به وضعيت اعراب در گذشته و مقايسه آن با وضع موجود آن پرداخته و شعار هميشگى خود را كه «اسلام بر دو پايه استوار است: توحيد كلمه ، و كلمه توحيد» تكرار مى‏كند . كاشف الغطاء براى بيدار كردن اعراب ، ايثارگرى‏هاى مسلمانان صدر اسلام را براى آنان يادآورى مى‏كند و سپس ميثاق‏هاى هفت‏گانه او را يادآور مى‏شود:

اولين ميثاق ، ميثاقى است كه خداوند از بندگان گرفت كه به مخلوق بودن خود و خالقيت حق تبارك و تعالى آگاهى كامل داشته باشند و آن را فراموش نكنند .

دومين ميثاق آن كه مبدأ و منتهاى عالم او است و هدف از آفرينش انسان نيز رسيدن به مقام خليفه‏اللهى است .

سومين ميثاق آن كه رسيدن به آن هدف جز با طى طريقى كه خداى سبحان نشان داده ، ممكن نيست .

چهارمين ميثاق آن كه به رسولان و پيامبران او كه براى هدايت آنان مبعوث شده‏اند ، ايمان آورند .

پنجمين ميثاق آن كه رسيدن به هدف نهايى براى تك‏تك انسان‏ها به تنهايى ميسر نيست و انسان موجودى اجتماعى است و راهى جز تعاون و همكارى براى او نيست .

ششمين ميثاق آن كه اين تعاون و همكارى براى تأمين سعادت بشر و آباد كردن زمين است و اثرى جز حفظ توازن و تنظيم روابط ندارد .

و آخرين ميثاق آن كه تعاون صحيح كه آدمى را به هدف مى‏رساند و زندگى دنيوى او را آباد مى‏كند ، جز براساس فضيلت و اخلاق اصيل  ـ  كه بر چهار پايه اخلاص ، صدق ، استقامت و ثبات و پايدارى استوار است  ـ  تأمين نمى‏شود .

كاشف الغطاء در ادامه به سرزنش مردمى مى‏پردازد كه نه تنها براى سعادت جامعه نمى‏انديشند ، بلكه به سرنوشت خود نيز توجهى ندارند و غرق در گناه و معصيت به سر مى‏برند . سپس جوانان عرب را نصيحت مى‏كند و آنان را به اصلاح و رستگارى فرا مى‏خواند .

اين رساله با مطالب ديگرى از كاشف الغطاء به دست فرزندش عبدالحليم كاشف الغطاءدر مجموعه‏اى به نام الحكمة والسياسة جمع‏آورى شده و به وسيله دارالتوجيه الاسلامى در سال 1401 هـ  . ق در بيروت به چاپ رسيده است .

 

17 . نبذة من السياسة الحسينيه

اين رساله پاسخى است به سؤال يكى از علاقه‏مندان حول نهضت اباعبداللّه الحسين عليه‏السلام . سائل از اين كه چرا امام حسين عليه‏السلام با علم به شهادت خود و اسارت اهل بيت خود به اين سفر ادامه داد و خود را در معرض اعمال شنيع بنى اميه قرار داد ، از ايشان پاسخى قانع‏كننده درخواست مى‏كند و كاشف الغطاء به تحليل قيام سيدالشهدا عليه‏السلامپرداخته و در پاسخ سائل پنج نكته مهم را مورد بحث قرار مى‏دهد . اين رساله در سال 1368 ق در نجف اشرف به چاپ رسيده است .

18 . الدين والاسلام ، ج 3 و 4 ؛

19 . حاشيه بر اسفار ملاصدرا ؛

20 . حاشيه بر العرشيه ملاصدرا ؛

21 . حاشيه بر رسالة الوجود ملاصدرا ؛

22 . وجيزه الاحكام ؛

23 . زادالمقلدين ؛

24 . حاشيه بر العروه‏الوثقى ؛

25 . شرح تفصيلى العروه‏الوثقى ، 5 جلد ؛

26 . مناسك حج ، عربى و فارسى ؛

27 . حاشيه بر مكاسب شيخ انصارى ؛

28 . مجموعة الفتاوى ؛

29 . حواشى بر سفينة النجاة ، اثر فقهى شيخ احمد كاشف الغطاء ؛

30 . حواشى بر عين الحياة ترجمه فارسى سفينة النجاة ؛

31 . رسالة الجمع بين الأحكام الظاهرية والواقعية ؛

32 . رسالة في الاجتهاد والتقليد ؛

33 . رسالة الاجتهاد عندالشيعه ؛

34 . حاشيه بر كفايه‏الاصول آخوند خراسانى ؛

35 . حاشيه بر رسائل شيخ انصارى ؛

36 . حاشيه بر قوانين الاصول ميرزاى قمى ؛

37 . تنقيح المقال في مباحث الالفاظ ؛

38 . حاشيه بر «الوجيز» در تفسير قرآن ؛

39 . حاشيه بر مجمع الرسائل ؛

40 . دائره‏المعارف العليا سه جلد ؛

41 . تعليقه بر نهج البلاغه و نقد شرح شيخ محمد عبده ؛

42 . تعليقه بر «الفتنه‏الكبرى» از طه حسين ؛

43 . منتخبات أحاديث و اخبار و تراجم ؛

44 . استشهادالحسين عليه‏السلام ؛

45 . صحائف الأبرار في وظائف الاسحار ؛

46 . نهزه‏السفر و نزهه‏السحر ؛

47 . الخطبة الباكستان ، كه توسط آقاى سيدهادى خسروشاهى ترجمه شده و به چاپ رسيده است ؛

48 . الخطب الأربع ؛

49 . الخطبة التاريخية في القدس ؛

50 . مقتل الإمام الحسين عليه‏السلام ؛

51 . المسايل القندهاريه ، در الفردوس الاعلى به چاپ رسيده است ؛

52 . تعليقه بر أدب الكاتب ابن قييبه  ؛

53 . مغنى الغوانى عن الاغانى مختصر كتاب الاغاني ؛

54 . نقد كتاب «ملوك العرب» ريحانى ؛

55 . مجموعه بزرگ منتخبات من الشعر القديم ؛

56 . تعريب كتاب هيئت ؛

57 . تعريب سفرنامه ناصرخسرو ؛

58 . تعريب كتاب حجه‏السعادة في حجه‏الشهادة ؛

علاوه بر آثار فوق ، در سفرى كه به لبنان نمود ، بر انتشار چند كتاب ادبى نظارت كرده و حواشى مفيد بر آنها افزود كه عبارت‏اند از:

59 . الوساطة بين المتنبى و خصومه تاليف قاضى جرجانى ؛

60 . معالم الاصابة في الكاتب والكتابة ؛

61 . ديوان سيدمحمد سعيد حبوبى ؛

62 . ديوان سحر بابل و سجع البلابل تأليف سيدجعفر حلّى ؛

63 . الكلم الجامعة والحكم النافعة .



[1]  آواى بيدارى: ويژه‏نامه روزنامه جمهورى اسلامى...   ، ص121 .

 

 
امتیاز دهی
 
 

 
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

دبيرخانه كنفرانس‌هاي بين‌المللي
مجری سایت : شرکت سیگما