شنبه 27 شهريور 1400  
 
 
كاشف الغطاء و تخصصى شدن دروس حوزه

آيت اللّه سيد عزالدين زنجانى

 

 

س: از مدت‏هاست كه بحث تخصصى شدن دروس حوزه مطرح است . نظر شما در اين باره چيست ؟ آيا درست است كسى كه مى‏خواهد در تفسير يا اقتصاد اسلامى متخصص شود ، پس از گذراندن سطح ، تلاش خودش را در اين جهت‏ها متمركز كند ؟

ج: من يادم هست كه مرحوم مطهرى ، با عده‏اى مطرح كرده بودند چون در حوزه‏ها كار گروهى نشده ، گاهى ديده مى‏شود كه روى مسائل غير ضرورى كار فراوان شده ، امّا  به مسائل ضرورى پرداخته نشده است و از آنجا كه فقه ، دامنه‏اى وسيع يافته است ، بهتر است تخصصى بشود تا به آن مسائلى كه پرداخته نشده است ، پرداخته شود ، مسائل روز مطرح گردد و با توجّه به مبانى حقوقى روز ، روى آنها كار شود ؛ مثلاً در تجارت ، فقه ، اين‏گونه كار بكند . خب ، عده‏اى هم در عبادات فقه ، متخصص شوند . دامنه فقه بسيار وسيع شده است و معلوم نيست عمر يك فرد ، براى بررسى همه ابواب آن كافى باشد .

اين حرف را مرحوم مطهرى و عده‏اى ديگر بنيادش را گذاشتند و اين حرف درستى است ؛ چون در پاره‏اى از مسائل ، تامل لازم نشده است ؛ مثلاً در اقتصاد اسلامى ، كار لازم انجام نگرفته و ما نمى‏توانيم  ـ  كما هو حقه  ـ  پاسخ‏گو باشيم . خوب است در اين مسائل ، همان‏گونه كه نياز جامعه امروزى است ، كار شود . يا مثلاً حقوق ، ما بايد در حقوق اسلام كار كنيم و لازم است كه افرادى منحصراً روى آن كار كنند . امروز نمى‏شود در تمام ابواب فقه ، به گونه‏اى متخصص شد كه بتوان نياز جامعه كنونى را پاسخ گفت ؛ ولى مى‏توان ابواب مختلف فقه را تفكيك كرد و با توجّه به علوم روز در آنها متخصص شد . نظير اين را  ـ  البته نه به اين قصد  ـ  مرحوم كاشف الغطاء انجام داد ، لكن چون كار گروهى نبود ، بعد از ايشان ، پيگيرى نشد ، كارهاى فردى يموت بموت حامله . كتابى بود به نام المجله مبتنى بر حقوق حنفى كه در بغداد تدريس مى‏شد .

ايشان آن را با حقوق شيعه تطبيق مى‏كند و فقه شيعه را اثبات مى‏كند . محصول آن ، همان  ـ  تحرير المجله  ـ  است كه دليل خوبى بر اطلاعات وسيع و فقاهت عميق آن بزرگوار ، بر مبناى فقه شيعه است . متأسفانه اين اثر ، آن موقع در ميان فضلاى ايرانى شناخته نبود ؛ فقط تعدادى از مقلدين عرب ايشان و تعدادى از طلبه‏هاى مدرسه‏اى كه ايشان در آن تدريس مى‏كردند ، از آن استفاده بردند ؛ از آن جمله يكى مرحوم آقاى آيت‏اللّه شهيد قاضى (آقاى سيد محمد على قاضى) بود . البته مرحوم كاشف الغطاء تنها يك فقيه نبود ، بلكه به مسائل زيادى آگاهى و تسلط داشت . موضع‏گيرى‏هاى ايشان درباره استكبار آمريكا و غرب ، نشانى از بينش روشن و صحيح ايشان است . آن موقع كه غرب از نفوذ ماركسيسم به وحشت افتاده بود ، به فكر اين افتاد كه براى جلوگيرى از اين نفوذ از علما دين كمك بگيرد . به اين خاطر ، جمعى از علماى مسيحى و مسلمان را در لبنان در قريه بحمدون ، گرد يكديگر فراخواندند تا راهى براى كاستن نفوذ ماركسيسم بيابند . كسى كه در شيعه آن زمان معروف بود ، جناب شيخ محمد حسين كاشف الغطاء بود ؛ لذا از ايشان هم رسماً دعوت كردند . مرحوم كاشف الغطاء آن زمان در بغداد مريض بودند و در بستر ، كه اين مريضى ، منتهى به فوت ايشان شد .

ايشان بنا به ضرورتى كه احساس كرد ، در همان حال بيمارى كتابى نوشت در پاسخ به اين دعوت نامه به نام المثل العليا في الاسلام لا في بحمدون . يادم است كه اين كتاب ، در همان زمان ، بيست بار تجديد چاپ شد .

در آنجا دارد كه: «شما كه اكنون به لحاظ فشار كمونيسم از ما مى‏خواهيد به كمكتان بياييم ، مى‏دانيد كه بر سرما چه آورديد ؟»

به چرچيل خطاب مى‏كند كه: «اى عجوزه سياست ! اين بغداد ، بغدادى بود كه در هر چند قدمى آن ، يك مسجد يا مدرسه بود ، اما اكنون در هر چند قدمى آن يا كاباره است يا مشروب‏فروشى و يا سينما . الآن به سراغ ما آمده‏ايد ؟ اين كار بى‏نتيجه است ؛ چرا كه شما اسلام را هم باقى نگذاشته‏ايد» . شخصيت ايشان واقعاً چند بعدى بود .

از ايشان ، راجع به تربت و خاك سوال شده بود . ايشان در جواب ، رساله كوچكى تأليف كردند به نام الارض والتربة الحسينيه . اين سؤال را دايرة المعارف بريتانيا از ايشان كردند . اين دايرة المعارف ، قريب بيست جلد است . ايشان مفصل پاسخ گفتند كه به انگليسى ترجمه شده و در دايرة المعارف آمده است .



[1]  مجله حوزه .

 

 
امتیاز دهی
 
 

 
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

دبيرخانه كنفرانس‌هاي بين‌المللي
مجری سایت : شرکت سیگما