يكشنبه 28 شهريور 1400  
 
 
گزارشى از يك نامه تاريخى

علامه شيخ محمد حسين كاشف الغطاء ، از شاگردان ممتاز آيت‏اللّه سيد محمد كاظم يزدى است . كاشف الغطاء در سال 1330 در حالى كه در شام به سر مى‏برد ، نامه‏اى به حضور استاد محبوب خود ارسال مى‏دارد . اين نامه از زيباترين آثار قلمى شمرده مى‏شود و نمايان‏گر عشق وافر نويسنده آن ، به آيت اللّه يزدى است .

نامه با عرض ارادت و درود به ساحت مقدس اميرالمؤمنين آغاز مى‏گردد . كاشف الغطاءبا نهايت كرنش به آن امام همام مى‏نويسد: «ياليتنى كنت لنعل ابن ابى تراب تراباً» و سپس به محضر استاد عرض مى‏كند:

عظمت مقام شما و فوران اخلاص و ارادت من باعث شده تا در اين مقطع زمانى ، به عبور از گردنه نامه‏نگارى به محضر آن بزرگ اقدام كنم . هيبت آن مقام بلند سراسر وجود مرا فرا گرفته ؛ زيرا پرده‏هاى مهابت خداوند (جلت عظمته) را بر آن مى‏بينم...  . چون الطاف و نيكى‏هاى وى يكى پس از ديگرى ، پيوسته از راه مى‏رسند ، لذا رها كردن اعتراف و اقرار به قصور را تقصير گناه شمردم ، و ابزار ناتوانى از شكرگزارى را به گونه‏اى شكرگزارى دانستم ؛ از اين رو ، به اين عريضه ، جرئت و جسارت يافتم و... 

در ادامه كاشف الغطاء گزارشى از اقدامات خيرخواهانه خود را در رسيدگى به محرومين و مستضعفين كه به بركت توجه و مساعدت استاد انجام گرفته ، برمى‏شمرد و در ضمن مى‏گويد:

من آنچه را داشته ، به ايشان داده‏ام ؛ زيرا معتقدم هر آنچه از اموال براى زندگى خود در اختيار دارم ، از آن فقرا است و من هم يكى از آنهايم . لذا اگر چيزى در اختيارم باشد ، اين حق را براى خودم قايل نيستم كه ايشان را شريك و سهيم نسازم .

كاشف الغطاء نظر استاد را به محروميت‏هاى آن منطقه متوجه مى‏سازد ، لزوم توجه بيشتر به آنجا را يادآور مى‏شود و تصريح مى‏كند كه اين درخواست ، اگر جنبه شخصى داشت ، هرگز مطرح نمى‏گرديد:

اين بنده ، به حمد الهى ، دهانم را به «سؤال» احدى نگشوده‏ام و به منّ الهى ، آبروى خود را نريخته‏ام ؛ چرا كه خداوند در پرتوى  سعادت و بركات خود ، بى‏نيازم ساخته است و هرگز آبرويم را با «سؤال» نخواهم ريخت ؛ هرچند كه خون از گردنم ريزش كند و بندهاى وجودم از هم گسسته شود . به علاوه ، تاكنون نديده‏ام كه احدى آبروى آزادگان و احرار را در مقابل دنيا بخرد . و در اين دوره مردم با از دست دادن عزت و وقار خود ، در پى نگه‏دارى درهم و دينارند .

اين نامه تاريخى با امضاى «عبدك محمد حسين كاشف الغطاء» پايان مى‏پذيرد .



[1]  آواى بيدارى: ويژه‏نامه روزنامه جمهورى اسلامى...   ، ارديبهشت 1372 ، ص112 .

 

 
امتیاز دهی
 
 

 
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

دبيرخانه كنفرانس‌هاي بين‌المللي
مجری سایت : شرکت سیگما