شنبه 27 شهريور 1400  
 
 
اجمالى از تاريخ حيات آيت اللّه كاشف الغطاء

سيد هادى خسروشاهى

 

تولد حضرت آيت اللّه در سال 1296 هجرى در نجف اشرف اتفاق افتاد و ايشان در همان‏جا مشغول تحصيل علوم مختلفه ادبيات ، فقه ، اصول ، حكمت (فلسفه) و غيره شدند تا به مقامات علمى بزرگى نايل شده و يكى از علماى طراز اول شيعه محسوب شدند و متجاوز از نود جلد كتاب تأليف نموده‏اند كه ده‏ها جلد آن چاپ شده است . و از جمله تأليفات ايشان: الدين والاسلام (سه جلد) ، المراجعات الريحانيه (دو جلد) ، الآيات البينات ، الفردوس الأعلى ، أصل الشيعه و أصولها ، تحرير المجلد (پنج جلد) ، التوضيح في بيان ماهو الإنجيل ومن هو المسيح (دو جلد) ، المغنى عن الاغاني ، الوجيزة في الفقه ، التربة الحسينية ، نبذة من السياسة الحسينية ، الجنة المأوى ، المثل العليا في الاسلام لا في بحمدون ، محاوره با سفير انگليس و آمريكا در عراق ، و ده‏ها جلد ديگر مى‏باشد كه ذكر اسامى آنها موجب تطويل است .

اغلب كتاب‏هاى آن مرحوم چندين مرتبه چاپ شده ؛ مثلاً أصل الشيعه و اصولها ، هفت مرتبه در عالم عربى و دو مرتبه ترجمه‏اش در ايران چاپ شده ، المثل العليا در ممالك عربى شش مرتبه و ترجمه‏اش يك‏بار در مشهد مقدس به نام نامه كاشف الغطاء به رئيس جمعيت آمريكايى دوست‏داران خاورميانه و يك‏بار هم در تبريز به عنوان نمونه‏هاى اخلاقى در اسلام»به طبع رسيده است .

تأليفات ايشان بسيار مهم و مورد توجه هستند ؛ مثلاً بر كتاب اصل الشيعه دانشمندان و مستشرقين غربى تقريظ‏ها نوشته‏اند كه از جمله آنان سالم كرنكوى از دانشكده (برن) آلمان ، و كراچكوفسكى مستشرق روسى از لنين گراد ، و لوى  . وهندرسن از سفارت و ايالات متحده آمريكا در عراق و غيره مى‏باشد .

كتاب تحرير المجله ايشان ، مقايسه‏اى است از قانون مدنى عراق با قانون مدنى (فقه) اماميه ، و از بزرگ‏ترين كتبى است كه در حقوق اسلامى و آيين تشيع نوشته شده و مورد استفاده استادان دانشكده‏هاى حقوق در دانشگاه‏هاى مترقى جهان اسلام قرار گرفته است . هزاران نسخه از اين كتاب عالى در دسترس قضات و وكلاى دادگسترى و دانشجويان حقوق و طلاب علوم در كشورهاى عربى قرار گرفت .

كتاب التوضيح افتضاح‏آميز بودن انجيل كنونى و مسيحى را كه عالم مسيحيت او را به منزله خدا مى‏دانند ، به طرز روشنى ثابت مى‏كند .

المغنى عن الاغانى هم تلخيصى است از كتاب اغانى ابوالفرج اصفهانى كه در 24 جلد مى‏باشد و رساله مختصرى نيز از آن در اين اواخر به چاپ رسيده است .

و همچنين ... حضرت آيت اللّه كاشف الغطاء علاوه بر اينها ،يكى از شعرا و ادبا و نويسندگان مشهور عالم عربى به شمار مى‏رفت و اشعار و مقالات ايشان در ايام جوانى و دوران تحصيل در روزنامه‏ها و جرايد عربى چاپ و منتشر مى‏گشت .

آيت اللّه مرحوم مسافرت‏هايى به ايران ، سوريه ، پاكستان عربستان و فلسطين و مصر و غيره كرد و درباره اوضاع تأسف‏آور مسلمين و براى بيدارى آنان مقاله‏ها نوشت ، كتاب‏ها تاليف نمود و نطق و خطابه‏ها ايراد كرد و در كنفرانس‏ها و كنگره‏ها شركت جست و در واقع يكى از برجسته‏ترين و مبارزترين علماى جهان پرعظمت اسلام بود .

از جمله نطق‏هاى آن مرحوم ، نطق تاريخى ايشان در كنفرانس جهانى مسلمانان در كراچى پايتخت پاكستان مى‏باشد كه چاپ اول و دوم ترجمه آن ناياب شد و اينك به چاپ سوم آن اقدام مى‏گردد . البته معلوم است كه ايراد نطق‏هاى آتشين در تحريك احساسات خفته مردم مسلمان و بيدار ساختن افكار آنان چه اندازه تأثير دارد و روى همين اصل بود كه حضرت آيت اللّه نطق‏هاى بسيارى كرده‏اند و طى آنها مردم مسلمان را بر ضد سياست‏هاى استعمارى و امپرياليستى دشمنان خون‏خوار اسلام و مسلمين ، تحريك نموده‏اند .

يكى از نطق‏هاى آن مرحوم كه در معروف‏ترين مسافرت‏هاى ايشان كه به سوى فلسطين بود و هنگام تشكيل كنگره بزرگ اسلامى كه در بيت المقدس برگزار شد و در مسجد اقصى ايراد كرده‏اند ، مى‏باشد و اين نطق بسيار مهم و پر ارزش ، به طور فوق‏العاده‏اى موجب جلب توجه فرق مختلفه اسلامى گشت ؛ به طورى كه در حدود بيست هزار نفر از چند فرقه اسلامى از قبيل شيعه زيدى ، حنفى ، حنبلى ، مالكى ، شافعى و غيره كه در آنجا حاضر بودند ، پس از سخنرانى به ايشان اقتدا نموده و نماز جماعت گزاردند و اين امر در تاريخ هزار و سيصد و هفتاد ساله اسلام سابقه نداشته است و هنگامى كه از فلسطين به عراق باز مى‏گشتند ، در بصره چهار خطبه ايراد كردند كه به خطب اربعه معروف و چندين مرتبه چاپ شده و موضوع اين خطبه‏ها اتحاد اسلام است . و هشت خطبه ديگر نيز از ايشان چاپ شده كه به خطب ثمانيه معروف گرديده .

يكى از اين خطبه‏ها ، نطقى مى‏باشد كه به هنگام انقلاب استقلال عراق در مسجد كوفه ايراد شده و موضوع آن اتحاد و اقتصاد مسلمين است و ديگرى همان نطقى است كه در فلسطين ايراد شده و در آن موقع ، بلافاصله از طرف مؤتمر اسلامى ، تصويب شد كه به نام بيانيه مؤتمر اسلامى چاپ و توزيع شود .

ايشان مدت‏ها هم در دانشگاه الازهر مصر رسماً تدريس كردند و چون در نزد برادران اهل تسنن ما مورد اعتماد و وثوق بودند ، خدمت شايانى در نشر حقايق شيعيان نموده‏اند ؛ مثلاً در يكى از سال‏ها ، در ماه رمضان هفتاد نفر از بزرگان علم و ادب مصر كه يازده نفرشان از اساتيد جامع الازهر بوده و در آنجا كرسى مخصوصى داشتند و بقيه نيز از ادبا و مدرسين مهم بودند ، براى مباحثه و مناظره به خدمت حضرت آيت اللّه آمدند و تمام ماه مبارك را در كتابخانه شخصى ايشان كه بالغ بر ده هزار جلد كتاب داشت ، پذيرايى شدند .

بعدا هيئت‏هاى علمى ديگرى نيز از سوريه ، لبنان ، حجاز و يمن آمدند و در شب قتل حضرت على عليه‏السلام از ايشان درخواست كردند كه شيوه تدريس حوزه علميه و دانشگاه عالى عالم تشيع را ببينند و حضرت آيت اللّه در همان كتابخانه بالاى منبر تشريف برده و نطقى در وحدت و يگانگى ايراد كرده و توضيحات مهمى درباره خلافت حضرت على عليه‏السلام و عالم تشيع دادند كه پس از اتمام نطق همه اساتيد و بزرگان مصرى و غيره دست حضرت آيت اللّه را بوسيدند .

ايشان به احمد امين ، نويسنده معروف مصرى كه شهرت جهانى دارد ، گفتند: «اكنون كه به عالم تشيع آشنا شديد و از حقايق مذهب جعفرى وقوف يافتيد ، مصمم شويد كه ديگر به شيعيان حمله نكرده و انتقاد ناروا ننماييد» . احمد امين دوباره دست ايشان را بوسيده و به عنوان عذرخواهى گفت : «سبب عمده دورى فرق اسلامى از معارف تشيع و عالم شيعيان ، فقدان كتب مربوطه مى‏باشد و چون علماى شيعه كتب و آثار خود را نشر نمى‏دهند ، دنياى اسلام جاهل به حقايق ايشان مانده و حقانيت شيعه را با نظر ترديد مى‏نگرند» . حضرت آيت اللّه با تبسم مخصوصى آن را عذر بدتر از گناه خواندند كه چرا درباره مطالبى كه اطلاع ندارند ، قضاوت مى‏كنند و از آن انتقاد مى‏كنند[2] .

آن مرحوم يكى از فداكاران و جانبازان واقعى جهان اسلام در قرن ما بود و با اين كه پيرمرد بود ، ولى دلى سوزان و احساساتى عميق و عالى داشت و اميدواريم مسلمانان با پيروى از افكار ايشان سرانجام پيروز گردند .

براى معرفى ايشان تأليفات و كتاب‏هاى ايشان ، بايد كتابى نوشت و براى شناسايى شخصيت ممتازشان همين بس كه به هر كشورى از ممالك اسلامى و عربى كه وارد مى‏شدند ، پادشاهان و رؤساى جمهور و وزرا به خدمت و ديدار ايشان مى‏رفتند . آن مرحوم يكى از مراجع عالى‏قدر تقليد جهان شيعه بود و در بسيارى از سرزمين‏هاى شيعه‏نشين به ويژه در بلاد عربى پيروان فراوانى داشت .

 

دردهاى اجتماعى

كاشف الغطاء مرد بسيار بزرگ و دورانديشى بود كه به وضع اسف‏انگيز و رقت‏آور مسلمين امروز جهان ، كه بدبختانه در اثر غفلت خودشان در دست غارتگران و امپرياليسم سرخ و سياه اسير و برده‏اى بيش نيستند ، مى‏انديشيد و دائم در فكر راه نجات مسلمانان و كشورهاى اسلامى از زنجير اسارت و قيد بندگى مستقيم و غير مستقيم ، و يوغ بدبختى اقتصادى و سياسى اجانب و دشمنان اسلام بود و مى‏خواست كه ملت‏هاى مسلمان سراسر روى زمين زنجيرهاى استثمار و استعمار ، ذلت و خوارى ، پستى و پليدى را يك‏باره و براى هميشه پاره كرده و خودشان حاكم به سرنوشت و امورات اقتصادى ، اجتماعى و سياسى خويش گردند ؛ چون او مانند شاعر انقلابى و متفكر جهان اسلام ، شادروان دكتر محمد اقبال لاهورى ايمان داشت كه:

 

خدا آن ملتى را سرورى داد

 كه تقديرش به دست خويش بنوشت

به آن ملت سر و كارى ندارد

 كه دهقانش براى ديگرى ! كشت

 

آيت اللّه كاشف الغطاء در مقدمه چاپ ششم كتاب اصل الشيعه و اصولها مى‏نويسد :

حالتى كه اينك براى مسلمانان رخ داده و ناتوانى و سقوط و خوارى‏اى كه خصوصاً در قرن‏هاى اخير ، به آنها رو كرده ، بسى آشكار و بى‏نياز از توضيح و بيان است . بيگانگان بر آنها فرمانروا شده ، هم خود آنان را به بردگى مى‏برند و هم اراضى و ديارشان را تصرف كرده ، مالك مى‏شوند . مانند غلامان و بندگان آنها را مى‏كشانند و مانند بهايم و چهارپايان به مصالح و منافع خويشتن مى‏گمارند . زنجيرهاى اسارت به گردنشان نهاده و به بالاتر از اين خفت و خوارى و خسران دچارشان ساخته‏اند ؛ به حدى كه به وصف هيچ واصفى نيايد و قلم صورتگرى تصوير آن را نتواند ، و تمام اين نكبت‏ها مانند اسباب و علل آنها ، به نظر هر بيننده‏اى واضح و روشن است .

ولى يگانه سبب و تنها علت اين بدبختى‏ها همانا تفرق كلمه مسلمانان و بغض و كينه و دشمنى است كه از يكديگر دارند و هر طايفه‏اى از آنها مى‏كوشد طايفه ديگر را كافر بشمارد ، و چون معتقد به كفر ديگرى مى‏شود ، مى‏كوشد نابودش سازد و اين نيست ، مگر به واسطه جهل مركب و تعصب كوركورانه‏اى كه آنان را فرا گرفته است ؛ يعنى جهل و نادانى ، آنها را به وادى هلاك و طغيان مى‏كشاند و حيله‏ها و تحريكات بيگانه ، استعمار و استعمار طلب ، ايشان را گمراه‏تر كرده و به آتش خشم و كينه‏شان دامن مى‏زند...   .

 

احزاب و سياست از نظر كاشف الغطاء

بعضى‏ها هم به هر كارى كه اشكال دارند ! مى‏گويند حضرت آيت اللّه كاشف الغطاء كه يك مرد روحانى و مذهبى است ، چرا در سياست دخالت مى‏كند ؟ !

و ما اينك نظر ايشان را در اين باره و درباره احزاب مى‏نويسيم ، شايد كه باعث بيدارى خواننده محترم گردد :

تا كنون احزاب آن‏قدر نيرومند و مقتدر نشده‏اند كه براى دست زدن به اصلاحات عميق ، ملل ما را به سوى خود جلب كنند ؛ نه تنها در عراق بلكه در كليه ممالك عربى بر اثر عدم همكارى و تقويت يكديگر ، وضع چنين است و در هر صورت ، توفيق و پيروزى آنان را خواهانيم و آرزومنديم كه خداوند با روح عنايت و لطف خويش آنان را تأييد و يارى نمايد و اميدواريم كه احزاب اين كشورها به اصلاحات جدى و ثمربخشى دست بزنند .

اما دخالت در سياست . اگر معناى سياست ، خيرخواهى و خدمت و راهنمايى و جلوگيرى از فساد و خيانت و نصيحت زمامداران و توده مردم و برحذر داشتن آنان از گرفتار شدن در زنجير استعمار  بندگى و جلوگيرى از افكندن دام‏ها و غل‏ها بر گردن ملت‏ها و كشورها است ، اگر معناى سياست اين است ، آرى ، ما تا فرق سرمان در آن غرقيم و اين از واجبات است و خودم را در پيشگاه خداوند و وجدان مسئول مى‏بينم ؛ زيرا دخالت در سياست از وظايف من و اجداد من است .

اين هدف بزرگ و پيشوايى مهم و خلافت خدايى است: «يا داود انا جعلناك خليفة في الارض فاحكم بين الناس بالحق» ؛ «اى داود ، ما تو را جانشين خود در زمين كرديم ؛ پس در بين مردم به حق حكومت كن» .

و در يكى از زيارت‏هاى ائمه عليهم‏السلام است كه «انتم ساسة العباد و اركان البلاد» شما سياستمداران خلق و اركان مملكت هستيد .

سياست ما ، سياست پيغمبر و ائمه است ؛ سياستى كه از هر گونه هوى و هوس و طمع و آلودگى پاك است: «ولا تتبع الهوى فيضلك عن سبيل اللّه» ، و اگر روحانيون ديگر در سياست دخالت نمى‏كنند ، شايد نمى‏خواهند و يا نمى‏توانند !

و اگر معناى سياست ايجاد فتنه و اغتشاش است تا به حكومتى برسند و بر تخت‏هاى نرم تكيه زنند ، وحشيانه و خشونت‏آميز با ملت رفتار كنند و براى تأمين منافع شخصى از قدرت و نفوذ خويش سوء استفاده كنند و براى اجنبى دلالى كنند ، تا  ـ  ولو با ريختن خون‏ها باشد  ـ  آنها را بر ملت و مملكت خويش مسلط سازند ، اگر سياست اين است ، من از آن به خداى دانا و شنوا پناه مى‏برم . نعوذ باللّه من شر الشيطان الرجيم اللعين[3] .

 

فوت حضرت آيت اللّه كاشف الغطاء

حضرت آيت اللّه كاشف الغطاء در صبح روز سه شنبه 28 تيرماه 1333 (ذى‏قعده 1373 ق) در كرند كه از توابع كرمانشاه و يكى از نقاط مرزى ايران است ، به سن هشتاد سالگى پس از اداى نماز صبح درگذشت . جنازه ايشان با مشايعت بسيارى از مردم ايران و عراق توسط اتومبيل به بغداد حمل و از بغداد به وسيله قطار مخصوصى به كربلاى معلاّ انتقال داده شد كه از آنجا هم با اتومبيل به نجف اشرف حمل گشت و در آرامگاه خانوادگى ايشان به خاك سپرده شد . در كرند بازار و دكان‏ها سه روز تعطيل بود و در سراسر ايران و عراق و ساير بلاد مجالس ترحيم و تذكر برپا شد و راديو بغداد پس از اعلام خبر مرگ آيت الله ، برنامه خود را قطع و به تلاوت قرآن مشغول شد...  .

مسلمانان ! حضرت آيت اللّه كاشف الغطاء ، آن يگانه مرد مجاهد و پيش‏قراول نهضت‏هاى ضد امپرياليستى و ضد استعمارى مسلمانان جهان ، كه پرده از روى جنايات نابخشودنى استعمارگران مسيحى بر مى‏داشت ، از ميان ما رفت...   .

او به طور ناگهانى ، در ايران بدرود زندگى گفت و با خود اسرارى را كه شايد بعدها مى‏خواست افشا سازد ، براى هميشه به سراى جاودانى ، به پيشگاه مقدس بنيادگذاران مكتب پر افتخار اسلام برد...   ، ولى نام او زنده و جاويد خواهد ماند و شعله خاموش نشدنى نهضتى كه او بنيادش نهاد ، تا روز پيروزى نهايى و طرد قطعى دشمنان اسلام از سرزمين‏هاى عزيز اسلام ، در قلب‏هاى خونين و سوزان مسلمانان مبارز ، فروزان خواهد ماند تا سرانجام همه كشورهاى اسلامى از نور اين شعله ، نور باران و روشن گردد .

آرى ، او مكتب دلاور پرورى را ترويج كرد كه پايه‏هاى كاخ‏هاى استعمارى دشمنان اسلام و بشريت را به طور روز افزون سست و لرزان نمود و ما ايمان داريم كه عاقبت آن كاخ‏هاى ستمگرانه به دست رزمندگان جهان اسلام بر سر صاحبان غارتگرش ، واژگون و ويران خواهند گشت . آرى ، با اينكه كاشف الغطاء از ميان  ما رفت ، اما مطمئن باشيد راهى را كه او رفته است ، مردان رزمنده دنياى اسلام خواهند رفت و يقين قطعى دارند كه بالأخره به سر منزل مقصود رسيده و پيروز خواهند گرديد و ما اميدواريم كه همه با هم ، همدوش و هم‏قدم با مردم دلير و غيور مسلمان جهان ، گام برداشته و از هيچ نيرويى در راه حق و حقيقت ترس و هراسى نداشته باشيم...   .

كاشف الغطاء از ميان ما رفت ، ولى مكتبى را كه در مبارزه با دشمنان اسلام و اجانب و عمال پست و رذل آنها باز كرده ، هميشه باز است و تعليمات ارجدار اين رهبر گرامى ، هميشه روح‏بخش مسلمانان مجاهد خواهد بود .

شما متن اين خطبه را بخوانيد ، شايد اگر حسى داشته باشيد ، ناله‏ها و فريادهاى جان‏سوز او را از خلال سطور اين خطبه  ـ  و ساير تأليفاتش  ـ  بشنويد . او گو اينكه هنوز هم راه اين را كه «چگونه مسلمانان متحد شوند» و يا «براى اصلاح چه بايد كرد» به ما نشان مى‏دهد و هنوز هم صداى او به گوش مى‏رسد كه: مسلمانان همه با هم در راه رزم عليه دشمنان اسلام به پيش ! پيش به سوى حكومت عالى انقلابى اسلام !

اين نشريه ثمره كوچك از كوشش و پيكارى است كه عده‏اى در راه اشاعه طرز فكر جهانى اسلام مى‏كنند و پيامى است به كوى شهيدان و جانبازان راه پر افتخار اسلام و به سوى مجاهدين تزلزل‏ناپذير راه حق ، تا به همه ثابت گردد كه ما مى‏رويم تا به مكتب عالى و انسانى اسلام و به آرمان بزرگ بندگان رزمنده خدا ، وفادار باشيم .

خدايا ، اين نشريه و همه چيز ديگر ما ، براى تو باشد و تو هم از روى بزرگى بپذير و به ذخيره آل محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و پيشوا و مصلح بزرگ همه جهان ، سلام پرسوز و گداز ما را برسان ! شايد كه در پيشگاه عزيزش مورد قبول افتد و مشمول الطاف بى‏انتهايش واقع گرديم ! ...

 

عيد غدير 1375 ق تبريز



[1]  مقدمه ترجمه خطبه تاريخى كاشف الغطاء در كنفرانس جهانى مسلمانان در پاكستان ، چ3 ، تبريز: 1384 ق  /  1343 ش .

 

[2]  . شرح حال كامل مرحوم آيت اللّه كاشف الغطاء و تعداد مؤلفات آن بزرگوار را در مقدمه كتاب بسيار مفيد و گران‏بهاى جنة المأوى چاپ تبريز ، مطالعه فرماييد . خود آن مقدمه ، رساله جامع و كاملى در اين زمينه است و مطالعه آن براى كسانى كه خواستار شرح حيات كاشف الغطاء باشند ، ضرورى است .

 

[3]  . المثل العليا في الاسلام لا في بحمدون ، ط 3 ، عربى ، ص86 و 87 .

 

 
امتیاز دهی
 
 

 
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

دبيرخانه كنفرانس‌هاي بين‌المللي
مجری سایت : شرکت سیگما