شنبه 1 آبان 1400  
 
 
زندگانى و آثار شيخ محمد حسين كاشف الغطاء

سيد مهدى انجوى‏نژاد

 

شيخ محمد حسين بن شيخ محمد رضا آل كاشف الغطاء در سال 1295 هجرى مطابق 1876 ميلادى و برابر سال 1254 شمسى[2] در شهر نجف قدم به جهان گذاشت . شيخ محمد حسين از انتساب به جد بزرگوارش شيخ جعفر[3] به آل كاشف الغطاء ملقب و خود او نيز بيشتر به كاشف الغطاء معروف بوده است . كاشف الغطاء از بزرگ‏ترين فقهاى اسلامى و از مراجع مسلم شيعه اثنا عشريه و از افتخارات بزرگ جهان اسلام است . در كثرت تتبعات گوناگون از فحول علما و در فقه و اصول و كلام و حديث و رجال و درايه و تفسير و ديگر علوم دينيه متبحر بوده است .

كاشف الغطاء نه تنها دانشمندى پرارزش و نويسنده‏اى پرقدرت به شمار مى‏رفته ، بلكه مبارزى بى‏همتا نيز بوده است . او براى پايدارى مبانى اسلام و شيعه از هيچ‏گونه اقدامى فروگذار ننموده است ، بيشتر عمر خود را در كشف حقايق و رفع مبهمات و حفظ حدود و ثغور دنياى اسلام مصروف داشته است . وى داراى خلقى بس نيكو و فكرى باز و ذوقى سرشار بوده است .

كاشف الغطاء پس از گذراندن دوره‏هاى مقدماتى در نجف اشرف به جلسات درس مراجع تقليد زمان روى آورد ، اصول را در محضر استاد بزرگى چون شيخ محمد كاظم خراسانى (مشهور به آخوند خراسانى) و فقه را در محضر اساتيدى چون شيخ آقا رضا همدانى و سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى تعليم ديد ، كلام و فلسفه را از شيخ احمد شيرازى و ميرزا محمد باقر اصطهباناتى و شيخ محمد نجف آبادى آموخت .

با آنهمه موهبت خدادادى در مدتى كوتاه آن‏چنان دانشى آموخت كه دانشمندان و دانش‏پژوهان براى كسب معلومات گوناگونى گرد او جمع شدند .

در عنفوان جوانى در ميان علما مقامى رفيع را حائز گرديد او و برادرش شيخ احمد مجتهد مورد توجه خاص مراجع قرار گرفتند . سيد محمد كاظم يزدى مرجع عالى‏قدر شيعه در آن زمان پاسخ بسيارى از سؤالات علمى و استفتائات را به آن دو برادر واگذار مى‏كرد . پس از فوت سيد محمد كاظم يزدى ، عده كثيرى از مردم عراق در امر تقليد به شيخ محمد حسين كاشف الغطاء رو آوردند . پس از گذشت مدتى كوتاه ، مقام مرجعيت عامه به او محول گرديد ، فعاليت‏هاى چشم‏گيرش روز به روز افزايش يافت و بر تعداد مقلّدينش افزوده گرديد .

در تمام دوران زندگى جلسات درس و بحثش ادامه داشت . هر روز تعداد كثيرى از فضلا و دانشمندان در مجالس درس فقه ، حديث و كلام او حاضر شدند و پروانه‏وار از شمع وجودش استفاده كردند . ده‏ها جلد كتاب از تقريرات دروس مختلف او به وسيله شاگردانش جمع‏آورى شد .

كاشف الغطاء علاوه بر دانش و بينش فراوانى كه داشت ، داراى بيانى گيرا و شيوه‏اى پسنديده بود . گفتارش را بهترين كلام و فصيح‏ترين عبارت ادا مى‏نمود كه اگر انسان ساعت‏ها در مجلسش مى‏نشست ، گويى لحظه‏اى بيش نبود .

او با گفتار سحرآميزش همه را مجذوب خود مى‏ساخت ، در سخنرانى‏هاى خود با مهارت عجيبى مقدمه‏چينى مى‏كرد . براى فهماندن مطالب خود از طريق ابتكارى جالبى استفاده مى‏نمود و با لطيفه‏هاى مخصوصى سخنرانى‏هايش را نمكين مى‏ساخت . دانشگاه‏ها و مراكز علمى قاهره ، قدس ، بغداد ، كراچى ، تهران و نجف اشرف هنوز سخنرانى‏هاى پر طنين او را فراموش نكرده‏اند ؛ همان سخنان دل‏انگيزى كه به محض شنيدن ، در دل‏ها اثر مى‏گذاشت . در راه رسيدن به هدف‏هاى عالى خود از هيچ اقدامى مضايقه نمى‏كرد .

چون دنياى پهناور خواسته‏ها و رؤياهاى گران‏بهايش در محلى خاص برآورده نمى‏شد ، به ناچار ممالك مختلف اسلامى را در شعاع بينش خود قرار داد و به تمام كشورهاى اسلامى مسافرت كرد در آن سفرها افراد و شخصيت‏هاى اسلامى از نزديك با او آشنا شدند و از حضرتش كسب فيض نمودند . در مجامع علمى و كنگره‏هاى اسلامى شركت كرد .

 

مسافرت‏هاى كاشف الغطاء

اولين سفرش در ماه شوال سال 1328 هجرى بود كه به قصد به‏جا آوردن فرايض حج به حجاز رفت ، از آنجا به دمشق و بيروت رفت ، حدود دو ماه در آن شهرها ماند ، سپس چند ماهى نيز در صيدا اقامت كرد . در اين مسافرت هرگز از خدمت در راه دين و هدف خود باز نايستاد . آن‏گاه از صيدا به قاهره سفر كرد و در آن شهر نيز بيش از سه ماه توقف نمود . در اين مدت اساتيد دانشگاه الازهر با حضرتش به گفت‏و گو و مباحثه پرداختند و با هم تبادل نظر كردند .

در الازهر براى دانشجويان جلسات درسى تشكيل داد و در مجامع آنان سخنرانى‏ها كرد ، حتى بعضى از اوقات به كليساها رفت و با مبشّرين مسيحى به بحث پرداخت و اشتباهاتشان را خاطر نشان ساخت . در سال 1350 هجرى به فلسطين مسافرت كرد تا در كنگره بزرگى كه در شهر قدس برپا شده بود ، شركت نمايد . در مسجد الاقصى بر اثر تقاضاى نمايندگان كشورهاى اسلامى خطابه‏اى ايراد كرد و پس از آن كليه شركت كنندگان در كنگره پشت سر او نماز جماعت گزاردند . در اين كشور از شهرهاى حيفا ، نابلس ، ويافا نيز بازديد كرد .

پس از دو سال از آن تاريخ ، براى اولين بار به ايران مسافرت كرد ، از شهرهاى همدان ، كرمانشاه ، تهران ، مشهد ، شيراز ، كازرون ، بوشهر ، خرمشهر و آبادان ديدن نمود . در تمام اين شهرها نماز جماعت برپا شد و همه به آن مرحوم اقتدا كردند .

در سال 1366 هجرى براى دومين بار به ايران مسافرت كرد و مدتى در شهر كِرِند اقامت گزيد .

سومين سفر ايشان به ايران در سال 1369 هجرى بود كه به قصد زيارت حضرت على بن موسى الرضا عليه‏السلام به مشهد مقدس مشرف شد  . در اين سفر بود كه امكان ملاقات و گفت‏و گو با بزرگان و علماى برجسته ايران برايش بيشتر ميسر گرديد .

چيزى نگذشت كه بيمارى‏هاى گوناگونى وجودش را احاطه كرد . به ناچار در سال 1388 براى معالجه به سوريه و لبنان رفت .

در سال 1371 دولت پاكستان براى شركت در كنگره بزرگ اسلامى از ايشان دعوت كرد كه با هواپيما به كراچى رفت . در كراچى نيز سخنرانى‏هاى گرم و گيرايش در راه اصلاح اوضاع سياسى و اجتماعى ممالك اسلامى همه را شيفته خود نمود . در اين كنفرانس دولت‏هاى استعمارگر را به باد انتقاد گرفت و به مسلمانان گوشزد كرد كه دول بيگانه همواره در پى ايجاد دوگانگى و اختلاف بين مسلمانان بوده‏اند و در راه اين هدف شوم خود از هيچ اقدامى فروگذار نكرده‏اند .

در اين مسافرت كاشف الغطاء از شهرهاى بزرگ پاكستان مانند لاهور ، پيشاور ، راولپندى و كشمير بازديد كرد .

 

كاشف الغطاء و فعاليت‏هاى سياسى

كاشف الغطاء معتقد بود مهم‏ترين وظيفه يك پيشواى مذهبى و از واجبات اوليه او اين است كه تمام همت خود را به كار برد تا اوضاع سياسى را آن‏چنان كه بايد و شايد ، درك نمايد ، آن‏گاه خود در سياست وارد شود . هدف از دخالت در سياست را آن مى‏ديد كه پيشوايان به وعظ و ارشاد ، و نهى از فساد ، و نصيحت به حكام بلكه تمام دول عالم را شعار خود سازند ، هرگز در قيد اسارت استعمارگران درنيايند ، بايد بكوشند كه زنجيرهاى بردگى و بندگى را از گردن كشورها و انسان‏ها باز نمايند .

او مى‏گفت: من تا سر ، غرق در سياستم ؛ چه آنكه دخالت در سياست را بر خود واجب مى‏دانم و اگر دخالت نكنم ، خود را در پيشگاهِ خدا و وجدان خود مسئول مى‏دانم .

همواره اين گفتار على عليه‏السلام را تكرار مى‏كرد كه: «ان اللّه أخذ على العلماء أن لا يقارّوا على كظِّة ظالمٍ ولا سغب مظلوم[4] ؛ خداوند از دانشمندان پيمان گرفته است كه در برابر پرخورى ستمگران و گرسنگى مظلومان ساكت ننشينند» .

از اين رو ، در تمام انقلابات ملى كه در كشورهاى اسلامى  ـ  عربى مخصوصا عراق روى مى‏داد ، او فعالانه شركت مى‏كرد و در بيشتر جنبش‏هاى ملى سهمى به سزا داشت . حكومت عراق نيز مرعوب شخصيتش بود[5] .

هنگامى كه جنگ جهانى اول شروع شد ، خود را به شهر كوت رسانيد تا در جهاد ملى و اسلامى كه سپاهيان عراق عليه قواى انگليسى ترتيب داده بودند ، شركت كند .

در نبرد شجاعانه اهالى نجف بر ضد نيروهاى انگليسى نيز گام‏هاى مؤثرى برداشت .

او پيوسته فعاليت‏هاى پى‏گيرى را در راه مبارزه با ظلم و ستم به كار مى‏برد ، قواى استعمارى دولت‏هاى بيگانه را سرزنش مى‏كرد و براى خنثى كردن نقشه‏هاى شوم آنان از هر وسيله‏اى استفاده مى‏نمود ، مسلمانان را از مماشات و همكارى با قواى بيگانه برحذر مى‏داشت .

وى با صراحت مى‏گفت: اگر اين دولت‏هاى استعمارگر مخصوصا دولت بيدادگر انگليس لقمه نانى هم به كسى مى‏دهند ، در عوض ثروت‏هاى ملى و ميهنى ، شرف و حيثيت و از همه مهم‏تر دين و وجدان و مقدسات مذهبى مردم را به يغما مى‏برند .

سفير كبير انگلستان در روز بيستم جمادى الاول سال 1371 هجرى مطابق 1953 ميلادى در شهر نجف با او ملاقات كرد . كاشف الغطاء در اين فرصت با صراحتى كامل تمام نابه‏كارى‏هاى دولت انگلستان در شرق و غرب را برشمرد ، با بيانى گويا انگلستان را مسئول تضييع حقوق فلسطينى‏ها معرفى كرد و گفت: انگلستان قواى صهيونيسم را تقويت كرد تا اراضى مقدسه فلسطين را اشغال نمايند و بيچاره مردم فلسطين را بى‏خانمان سازند و هنوز هم به اين اعمال زشت خود ادامه مى‏دهند .

آن‏گاه كه با سفير آمريكا ملاقات كرد ، با شهامت و صراحت نيز با او سخن گفت ، جنايات آمريكا را برشمرد و با قاطعيت اعلام داشت كه ايالات متحد آمريكا در اسكان قواى صهيونيسم در اراضى فلسطين سهمى به سزا داشته است و اين گونه اعمال وحشيانه را عليه آزادى بيشتر تقويت كرده است .

كاشف الغطاء در اين زمينه به سفير آمريكا چنين مى‏گويد:

قلب‏هاى ما آكنده از نفرت و دشمنى با شما آمريكاييان است ، چه ، آنكه ناجوان‏مردانه با اظهار دوستى ، سهمگين‏ترين صدمات را بر پيكر مسلمانان وارد ساختيد . به خاطر ضربتى كه بر پشت ملت عرب زديد ، پشت آنان شكسته است و از دل‏هايشان خون مى‏چكد .

بالاخره روح ميهن‏پرستى و انقلابى ، كاشف الغطاء را بر آن داشت كه از شركت در كنگره استثمارى بحمدون كه ايادى استعمار آمريكايى آن را تشكيل داده بودند ، سر باز زند و در آن شركت ننمايد .

نپذيرفتن اين دعوت خود نمونه‏اى ديگر از جهاد ملى آن بزرگوار بود . كاشف الغطاء نه تنها حضور در آن جلسات را تحريم كرد ، بلكه كتابى پرارزش تحت عنوان المثل العليا في الاسلام لا في بحمدون نوشت . با اين عمل ديگر بار آثار شهامت و شجاعت و ميهن‏پرستى خود را ابراز كرد . در اين كتاب خطرات استعمار و استثمار را گوشزد كرده است . دورنماى تاريك و نفرت‏انگيز تسلى در برابر قدرت‏هاى ستمگر را بر مى‏شمارد ، آشكارا به مردم هشدار مى‏دهد كه زير بار استعمار نروند ، وعده‏هاى دروغين استعمارگران را به هيچ پندارند .

هدف اين كنفرانس بررسى نمونه‏هاى برجسته اخلاقى مشترك ميان اسلام و مسيحيت و طرق مبارزه با كمونيزم بود . مرحوم كاشف الغطاء به اين كنفرانس و امثال آن خوش‏بين نبود و در ماوراى اين ظاهر فريبنده ، نيت‏هاى پليد و غرض آلودى را مى‏ديد ؛ لذا مبادرت به نوشتن اين رساله كرد .

كاشف الغطاء در اين كتاب ، ضمن اعتراف به وجود مشتركاتى ميان مسيحيت و اسلام بلكه بين تمام اديان آسمانى كه مردم را به توحيد و يكتاپرستى و عدل و انصاف و فضايل اخلاقى دعوت كرده‏اند ، مزاياى اسلام را يادآور شده است ، آن‏گاه ثابت كرده كه دول استعمارگر مسيحى از روش مسيح و انجيل ، و دولِ اسلامىِ غرب‏زده و استعمار شده از روح اسلام منحرف شده‏اند و چنين دولت‏ها و ملت‏هايى صلاحيت بررسى نمونه‏هاى عالى اخلاقى مشترك ميان اسلام و مسيحيت را كه خود از آن عارى هستند ، ندارند و مبارزه با الحاد و كمونيزم با اين كنفرانس‏هاى مشكوك امكان‏پذير نيست ، بلكه راه مبارزه با كمونيست پيروى كامل از دستورات سياسى و اجتماعى اسلام و پياده كردن طرح‏هاى عالى اسلام كه با مسيحيت واقعى در قسمت‏هاى زيادى اشتراك دارد ، مى‏باشد .

اين كتاب كه به عقيده من عليه پيمان بغداد نوشته شده بود ، به محض انتشار در كشورهاى عربى و اسلامى انعكاسى شديد داشت و مورد توجه عموم قرار گرفت و فورا به چند زبان از جمله به فارسى ترجمه شد و در چاپ‏هاى بعد هم با اصل كتاب اظهارنظر مطبوعات و شخصيت‏هاى برجسته مذهبى و سياسى نيز منتشر شده است .

 

آثار و تأليفاتش

كاشف الغطاء با آنهمه گرفتارى‏ها و مشاغلى كه در زمينه‏هاى مختلف اجتماعى و علمى داشت و با وجود مراجعات مكررى كه گروه‏هاى مختلف با او داشتند و مسافرت‏هاى طولانى‏اش ، آن چنان آثار پر قدرتى به جاى گذاشته كه كمتر دانشمندى به چنين موفقيت‏هايى دست مى‏يابد ، ولى متأسفانه اكثر آثار آن مرحوم تا كنون به چاپ نرسيده و يا اين كه كمياب است .

اكنون اسامى برخى از آثار كاشف الغطاء را به ترتيب حروف ذكر مى‏كنم و در حدود اطلاع و با رعايت اختصار مشخصات آنها را بيان مى‏نمايم:

1 . الايات البينات ، عربى: در سال 1345 هجرى در نجف به چاپ رسيده . اين كتاب در رد برامويان ، بهايى‏ها ، وهابى‏ها ، ماديون نوشته شده و براى از بين بردن بدعت‏ها و گمراهى‏ها كتابى سودمند است .

2 . الاحسن من شعر الحسين ، عربى: ديوان شعر او است كه در زمان جوانى قبل از ازدواج آن را سروده است .

3 . الارض والتربة الحسينيه ، عربى: اين كتاب دو بار در نجف به چاپ رسيده و توسط آقاى خسروانى به فارسى ترجمه شده است .

4 . أصل الشيعه و أصولها ، عربى: اين كتاب در نجف ، بغداد ، قاهره ، و لبنان نُه بار چاپ شده است . در اين كتاب اهم مسائل و مختصات شيعه با عباراتى ساده و مختصر و گويا بيان شده است . خوشبختانه به زبان‏هاى فارسى[6] ، انگليسى ، هندى نيز ترجمه و چاپ شده است .

5 . تحرير المجله ، عربى فقه: در پنج جلد در نجف چاپ شده است . متن اين كتاب مجموعه‏اى از قوانين مدنى تركيه است به نام مجلة الاحكام العدليه يا مجلة العدليه كه در بين سال‏هاى 1869 و 1876 ميلادى تدوين شده و در سال 1926 پس از تدوين قانون مدنى ، اعتبارش را از دست داده است .[7]

    اين كتاب را سليم ياز لبنانى نيز شرح كرده و در سال 1923 ميلادى در بيروت چاپ شد و هم اكنون به نام شرح المجله در كتابخانه دانشكده الهيات مشهد موجود است . كاشف الغطاء ضمن تشريح مطالب كتاب المجله ، موارد اجتماع و افتراق آن قوانين با فقه مذهب اماميه را برشمرده است ، با اين توضيح كه در ذيل هر ماده كه متن كتاب المجله است ، با رعايت اختصار ، اهم مطالب را مستدلاً بيان كرده و به شرح آن ماده پرداخته است . مى‏توان گفت تحرير المجله كتابى است در قواعد فقهى كه با سبك جديد و قابل هضمى تمام مباحث حقوق اسلامى در 1841 ماده مورد بررسى قرار گرفته و با رعايت اختصار ، قواعد فقه و مبانى حقوق اسلامى با بيانى ساده و گويا تعريف شده است . در جلد اول يكصد قاعده فقهى در ضمن يكصد ماده مربوط به مبحث تجارت تعريف شده ، آن‏گاه ديگر مباحث مطرح گرديده است .

     در جلد اول تا چهارم مطالبى مربوط به كليه مباحث معاملات و در جلد پنجم احوال شخصيه از قبيل نكاح ، طلاق ، وصيت ، وقف را در 261 شماره مورد بررسى قرار داده است . اين كتاب به حق دائرة المعارف كوچكى در اصطلاحات و قواعد فقهى است كه در نوع خود كم‏نظير است .

     جلد اول در سال 1359 هجرى و آخرين جلد آن در سال 1362 هجرى در نجف به چاپ رسيده است .

6 . ترجمه كتاب حجة السعاده في حجة الشهاده ، عربى: اصل اين كتاب تأليف صنيع الملك ، و به زبان فارسى است .

7 . ترجمه كتاب سفرنامه ناصر خسرو ، عربى: اصل اين كتاب به زبان فارسى است .

8  . ترجمه كتاب هيئت ، عربى: اصل آن به زبان فارسى بوده است .

9 . تعليقات على سفينة النجاة ، فقه عربى: متن اين كتاب به نام سفينة النجاة رساله عمليه عربى تأليف شيخ احمد آل كاشف الغطاء برادر مؤلف است . سفينة النجاة به همراه حواشى شيخ محمد حسين كاشف الغطاء به چاپ رسيده است .

     اين كتاب در چهار مجلد به چاپ رسيده و تمام ابواب فقهى را دربر دارد . سفينة النجاة به فارسى نيز ترجمه شده به نام عين الحياة .

10 . تنقيح الاصول ، اصول فقه عربى: كتابى است در اصول به مانند متن كفايه با اسلوب جديد ، و تا كنون به چاپ نرسيده است .

11 . التوضيح في الانجيل والمسيح ، عربى و در اصول اعتقادات: در دو جلد است . جلد اولش در قاهره و جلد دوم آن در بغداد چاپ شده است .

12 . الجمع بين الاحكام الظاهريه والواقعيه ، عربى در اصول فقه: رساله‏اى است در جمع بين احكام ظاهرى و واقعى و مراتب حكم ، و تا كنون به چاپ نرسيده است .

13 . جنة المأوى ، عربى: اين كتاب به سبك كتاب الفردوس الاعلى نوشته شده و تا كنون به چاپ نرسيده است .

14 . حاشيه بر كتاب ادب الكاتب ابن قتيبه ، عربى ، در ادبيات عرب: چاپ نشده است .

15 . حاشيه بر كتاب اسفار ملاصدرا ، عربى ، در حكمت و فلسفه اسلامى: چاپ نشده است .

16 . حاشيه بر كتاب امامى سيد مرتضى ، عربى ، در تفسير و حديث و ادب عرب: چاپ نشده است .

17 . حاشيه بر كتاب تبصرة المتعلمين علامه حلى به طور مبسوط ، عربى ، در فقه : و در سال 1337 هجرى در بغداد به چاپ رسيده است .

18 . حاشيه بر ديوان سيد محمد سعيد حبوبى ، عربى: اين كتاب در لبنان و با نظارت و تحشيه و تعليق كاشف الغطاء چاپ شده است .

19 . حاشيه بر كتاب رسالة الوجود ملاصدرا ، عربى ، در حكمت و فلسفه اسلامى: چاپ نشده است .

20 . حاشيه بر كتاب عرشيِّه ملاصدرا، عربى، در حكمت و فلسفه اسلامى: چاپ نشده است.

21 . حاشيه بر كتاب عروة الوثقى سيد محمد كاظم يزدى ، عربى در فقه: در نجف چاپ شده است .

22 . حاشيه بر كتاب عين الحياة ، رساله عمليه فارسى: در سال 1345 هجرى در بمبئى چاپ شده است . متن اين كتاب ترجمه كتاب سفينة النجاة تأليف برادرش شيخ احمد كاشف الغطاء مى‏باشد .

23 . حاشيه بر كتاب فرائد الاصول شيخ انصارى، عربى ، در اصول فقه: چاپ نشده است .

24 . حاشيه بر كتاب فصول شيخ محمد حسين ، عربى ، در اصول فقه: چاپ نشده است .

25 . حاشيه بر كتاب كفاية الاصول آخوند خراسانى ، عربى ، در اصول فقه: چاپ نشده است.

26 . حاشيه بر كتاب كفاية الاصول آخوند خراسانى ، عربى ، در اصول فقه: چاپ نشده است.

27 . حاشيه مفصلى بر كتاب مكاسب شيخ انصارى ، عربى ، در فقه: چاپ نشده است .

28 . حاشيه بر كتاب الهداية الاثيريه تأليف اثير الدين ابهرى ، عربى ، در فلسفه و حكمت اسلامى: چاپ نشده است .

29 . حواشى بر ديوان سحر بابل و سجع البلابل تأليف سيد جعفر حلى ، عربى: كاشف الغطاء در هنگام اقامت در لبنان اين حواشى مفيد و سودمند را بر اين كتاب افزود و بر چاپ آن نظارت كرد . اين كتاب در سال 1331 هجرى در صيدا چاپ شده است .

30 . الخطب الاربع ، عربى: متن چهار سخنرانى كاشف الغطاء كه در سال 1353 در چاپ‏خانه الراعى در نجف اشرف به چاپ رسيده است .

31 . خطبة الاتحاد والاقتصاد ، عربى: متن يكى از سخنرانى‏ها است كه يك‏بار در سال 1350 به تنهايى در نجف چاپ شده و ديگربار با سخنرانى تاريخى فلسطين نيز به چاپ رسيده است .

32 . خطبة فلسطين التاريخيه ، عربى: در سال 1350 در بيت المقدس چاپ شده است .

33 . دائرة المعارف الصغرى ، عربى: مجموعه بسيار بزرگى در حكمت ، كلام ، فلسفه احكام ، فلسفه اسلام ، و پاسخ به استفتاهايى است كه از او شده و به چاپ نرسيده است .

34 . دائرة المعارف العليا ، عربى: مجموعه‏اى مفيد از مباحث اصول و فروع دين و چندين جلد مى‏باشد . چاپ نشده است .[8]

35 . الدروس الدينيه ، عربى ، در فلسفه و حكمت اسلامى: چاپ نشده است .

36 . الدعوة الاسلامية = الدين والاسلام .

37 . الدين والاسلام ، عربى ، در حكمت و فلسفه اسلامى: اين كتاب كه به نام الدعوة الاسلاميه نيز موسوم شده است ، در چهار جلد مى‏باشد . جلد اول درباره فلسفه دين اسلام و اثبات صانع و توحيد و عدل و مسائل مربوط به آن و در سال 1330 در صيدا به چاپ رسيده و جلد دوم آن درباره نبوت خاصه است كه در سال 1331 چاپ شده است . جلد سوم و چهارم آن تا كنون به چاپ نرسيده است .

38 . زاد المقلدين رساله عمليه ، فارسى: در اين كتاب مسائل روزمره مسلمين به روش سؤال و جواب آمده و دوبار در نجف و مشهد به چاپ رسيده است .

39 . رحلة إلى ايران لزيارة الإمام الرضا عليه‏السلام ، عربى: اين كتاب شرح مسافرت او در سال 1352 هجرى به ايران است ، و چاپ نشده .

40 . سؤال و جواب در مسائل فقهى ، عربى: اين كتاب در سال‏هاى 1350 و 1355 در نجف به چاپ رسيده است .[9]

41 . شرح عروة الوثقى ، عربى ، در فقه: اين كتاب شرح مبسوطى است بر كتاب عروة الوثقى سيد محمد كاظم يزدى در دو جلد بزرگ تدوين شده و نخستين تأليف فقهى كاشف الغطاء مى‏باشد ، و چاپ نشده است[10] .

42 . طرائف الحكم ، عربى: مجموعه‏اى از مسائل مختلف است كه داراى فصل‏ها و عناوين مرتب است و چاپ نشده است .

43 . العبقات العنبريه في طبقات الجعفريه ، عربى ، در ادب و تراجم: در دو جلد است ، جلد اولش مفقود شده و اولين كتابى است كه كاشف الغطاء در ادبيات نوشته ، محتواى تاريخ خانواده و شناخت بزرگان فاميلش نيز بوده است . چاپ نشده است .

44 . العصريات والمصريات ، شعر عربى: منتخبات اشعار او است كه در بيست تا سى سالگى آن را سروده ، و چاپ نشده است[11] .

45 . عقود حياتى ، عربى: در اين كتاب شرح حال خود و حوادث مهمى كه برايش اتفاق افتاده ، بيان كرده است و به چاپ نرسيده است .

46 . الفردوس الاعلى ، عربى: مجموعه مسائلى است درباره فلسفه بعضى از احكام اسلام و بيان فوايد و تطبيق احكام شرعيه با علوم و مسائل روز . اين كتاب دوبار در نجف و يك بار در تبريز به چاپ رسيده است .

47 . المثل العليا في الاسلام لا في بحمدون ، عربى: اين كتاب سه بار در نجف اشرف به چاپ رسيده است . شرح موضوع اين كتاب را در قسمت فعاليت‏هاى سياسى كاشف الغطاء در همين مقاله بيان كرده‏ام .

48 . مجموعه‏اى از مسائل و مباحث مختلف حكمت و فلسفه و عرفان و تصوف به فارسى و عربى منضم به اشعار زيبا و عالى است كه در سال 1330 هجرى هنگام مسافرت به مصر و حجاز مشغول جمع‏آورى آن شده است . چاپ نشده است .

49 . مجموعه‏اى از منتخبات او از اشعار قديم و جديد و خطبه‏هاى بليغ و كلمات قصار از ائمه معصوم به فارسى و عربى است كه در سال 1320 به جمع‏آورى آن مشغول شده است ، و چاپ نشده است .

50 . محاورة بين كاشف الغطاء و بين سفيرين البريطانى و الامريكايى ، عربى: اين كتاب سه بار در نجف به چاپ رسيده است .

51 . مختصر الاغانى يا مغنى الغوانى عن الاغانى ، عربى: اين كتاب تلخيصى است از كتاب اغانى ابى فرج اصفهانى كه بيست جزء بوده و در يك جلد بزرگ خلاصه شده است . كاشف الغطاء پس از ذكر مقدمه‏اى ارزنده ، اشعار بديع و داستان‏هاى آموزنده و جالب ، آن را اختيار كرده و با حذف مكررات و زوايد ، اين كتاب را تأليف كرده است .

52 . المراجعات الريحانيه ، عربى: در دو جلد محتوى مجموعه گفتارى در شناخت تاريخى و فلسفى است كه بين او و امين ريحانى ، فيلسوف فريكه[12] ، صورت گرفته . جلد اول اين كتاب در بيروت و جلد دومش در صيدا چاپ شده و سپس در آرژانتين تجديد چاپ گرديده است .

     بنا به نوشته الذريعه اين كتاب را المطالعات والمراجعات، والنقود و الردود نيز ناميده‏اند.

53 . المطالعات والمراجعات = المراجعات الريحانيه .

54 . معالم الاصابه في الكاتب والكتابه ، عربى: يكى از كتاب‏هاى ممتاز ادبى است كه كاشف الغطاء در هنگام اقامت در لبنان با اضافه كردن مقدمه و حواشى مفيدى در چاپ آن نظارت نموده است .

55 . مغنى الغوانى عن الاغانى = مختصر الاغانى .

56 . الميثاق العربى الوطنى ، عربى: در نجف چاپ شده است .

57 . نبذة من السياسة الحسينيه ، عربى: در اين كتاب علت و دلايلى كه حضرت ابا عبداللّه الحسين زنان و خانواده‏اش را به كربلا برد و اسير شدند ، بيان كرده و در نوع خود كم‏نظير است و در نجف بارها به چاپ رسيده است .

58 . نزهة السمر و نهرة السفر ، عربى: اين كتاب مجموعه‏اى از خاطرات و گفت‏وگوهايى است كه او در سال 1329 هجرى هنگام مسافرت به سوريه و حجاز تدوين كرده است و اين كتاب را نهرة السفر و نزهة السمر نيز ناميده‏اند .

59 . نقد ملوك العرب ريحانى ، عربى: در مجلة النجف منتشر شده است .

60 . النقود والردود = المراجعات الريحانيه .

61 . نهرة السفر و نزهة السمر = نزهة السمر و نهرة السفر .

62 . نوشته‏هاى متفرق در حل مشكلات پاره‏اى از مسائل فقهى ، چاپ نشده است .

63 . الوساطة بين المتنبى و خصومه تأليف قاضى جرجانى ، عربى: يكى از كتاب‏هاى ممتاز ادبى است كه در هنگام اقامت در لبنان با اضافه كردن مقدمه و تعليقات پر ارزش بر چاپ اين كتاب نظارت كرده است .

64 . وجيزة المسائل يا وجيزة الاحكام (عربى در فقه): اين كتاب رساله عمليه و دوره كاملى از فقه است كه در سال 1360 در نجف چاپ شده و سه بار ديگر چاپ آن تجديد شده است.[13]

ريحانة الادب پس از نقل چند نمونه از تأليفات كاشف الغطاء مى‏نويسد: «تأليفات آن مرحوم بيش از هشتاد اثر بوده كه اغلب چاپ شده و مورد استفاده مسلمانان قرار گفته است» .

 

بيمارى و وفاتش

طبيعى است چنين مردى با اين همه مشاغل فكرى كه صدمات و لطمه‏هاى بدنى و روحى طاقت‏فرسايى را تحمل كرده است ، دردها و آلامى به او روى مى‏آورد . لذا كاشف الغطاء در هنگام پيرى به انواع مرض‏ها مبتلا گرديد و بالأخره آنچه او را از پاى درآورد ، ابتلا به بيمارى التهاب عقده پرستات و مجارى ادرار بود كه در آخرين سال زندگى دامن‏گيرش شد . اين مرض را يك بار مداوا كرد ، ولى پس از يك سال دوباره عود نمود . او را جهت معالجه به بيمارستان كرخ در بغداد بردند ، سپس به شهر كِرِند در ايران منتقل كردند . پس از سه روز توقف در آن شهر در روز يكشنبه هيجدهم ذى القعده در سال 1373 هجرى برابر سال 1333 شمسى[14] به رحمت ايزدى پيوست و جهان را عزادار كرد . آن گاه جسدش را به بغداد حمل كردند و در آخر وادى السلام در نجف در قبرى كه او خود دو سال قبل از وفاتش ساخته بود ، دفن كردند .[15]

درود بر روان پاكش باد !



[1]  نشريه الهيات مشهد ، سال 1356 ش ، ش25 .

 

[2]  . المنجد چاپ بيستم ، تاريخ تولد و وفات شيخ محمد حسين را 1877  ـ  1953 م متذكر شده ؛ فرهنگ معين تاريخ وفات او را در شهرِ كرِند در سال 1373 هجرى قمرى برابر با 1954 ميلادى يادآور شده ؛ و فرهنگ دهخدا به نقل از المنجد ظاهرا چاپ پانزدهم تاريخ تولد و وفات او را 1878  ـ  1954 ذكر كرده است ! و آقاى مكارم شيرازى در مقدمه كتاب اين است آيين ما چاپ دوم تاريخ تولد كاشف الغطاء را در سال 1294 هجرى قمرى نوشته است !

 

[3]  . براى مزيد اطلاع بهتر دانستم كه شرح حال مختصرى از اين بزرگ مرد تاريخ اسلام را نيز بيان كنم و علت اين كه اين خاندان به آل كاشف الغطاء معروف شده‏اند ، روشن سازم .

شيخ جعفر خضربن يحيى اهل «جناج» بوده است ، مسكن و مدفن او در نجف اشرف مى‏باشد . نسبش با چندين واسطه به مالك اشتر متصل مى‏شود . او از اكابر علما و اعاظم فقها و مجتهدين اماميه اثنا عشريه بوده است . وى را با عنوانهاى «شيخ اكبر» و «شيخ نجفى» نيز لقب داده‏اند . شيخ جعفر در محضر وحيد بهبهانى و سيد مهدى بحر العلوم و سيد صادق فحام  ـ  در كتاب فرهنگ‏هاى دهخدا و معين به نقل از كتاب ريحانة الادب «فخام» ضبط گرديده است ؛ در حالى كه در چاپ‏هاى اول و دوم كتاب ريحانة الادب اين لقب «فخام» ذكر شده است ! و در جلد 36 ، صفحه 174 اعيان الشيعه چنين آمده : «ابو النجاة السيد صادق بن على بن الحسن بن هاشم الحسينى الاعرجى النجفي المعروف بالفحام...»  ـ  و بزرگانى ديگر تعليم ديده است . صاحب جواهر و حجت‏الاسلام ، و شيخ محمد تقى صاحب هداية المسترشدين ، و سيد صدرالدين موسوى عاملى ، و سيد جواد صاحب مفتاح الكرامه ، و شيخ عبدالحسين اعسم ، و حاجى كلباسى ، و نظاير ايشان از شاگردان شيخ جعفر بوده‏اند و از او روايت كرده‏اند .

از شيخ جعفر آثار پر ارزشى به يادگار مانده است كه هر يك در نوع خود كم‏نظير بوده است و در شناخت حقيقت اسلام و واقعيت شيعه سهمى به سزا داشته است . يكى از آثارش كتاب كشف الغطاء عن مبهمات الشريعة الغرّاء است كه در سفر تأليف كرده است و در هنگام تأليف اين كتاب ، ظاهرا جز كتاب قواعد فقه علامه حلى كتابى ديگر همراه نداشته است .

اين كتاب بهترين معرّف معلومات مؤلف بوده و حاكى از كثرت علم و فهم و حسن سليقه وى و حاوى اصول و فروع علوم دينيه است .

خود او چنين مى‏گويد: اگر تمامى كتب فقهيه را بشويند ، من تمام آنها را از طهارت تا ديات از حفظ خواهم نوشت . شيخ جعفر به علت تأليف كتاب كشف الغطا به لقب كاشف الغطاء شهرت يافته است . علم و دانش در خانه آن بزرگوار باقى مانده است ، اولاد او نيز در علوم الهى داراى مقامى والا بوده‏اند . بعضى از آنان را كشف الغطا و برخى ديگر را به كاشف الغطاء ملقب كرده‏اند كه يكى از آنان شيخ محمد حسين مى‏باشد . شيخ جعفر در سال 1227 يا 1228 هجرى در نجف اشرف وفات كرد و در محله «عمارة» در مقبره مخصوص خانوادگى خود مدفون گرديد . (نقل از كتاب ريحانة الادب ، ج5 ، صفحه 24 تا 26 ، ذيل كلمه كاشف الغطاء با مختصر تغييرى) .

 

[4]  . خطبه سوم نهج البلاغه معروف به خطبه شقشقيه: «وما اخذ اللّه على العلماء...» .

 

[5]  . معروف است كه يكى از سادات كم اطلاع ، مبادرت به نوشتن كتابى نمود كه در آن مطالبى از قبيل لعن و طعن وجود داشته كه حكومت عراق آن شخص را به اعدام محكوم كرد . بستگان محكوم ، به كاشف الغطاء متوسل شدند . كاشف الغطاء فورا يادداشت بسيار كوتاهى قرين به اين مضمون «اما الكتاب فليحرق فامَّا السيد فليطلق ؛ كتاب سوخته و سيد آزاد گردد» به حكومت نوشت و سيد بلافاصله آزاد گرديد .

 

[6]  . ترجمه فارسى كتاب اصل الشيعه و اصولها به نام اين است آيين ما مى‏باشد ، به قلم پر توان دانشمند محترم آقاى ناصر مكارم شيرازى ترجمه شده است . در مقدمه كتاب مزبور مطالبى سودمند آمده و پاره‏اى از مشكلات موجود در اين كتاب را ذيل صفحات پاسخ داده‏اند . اين كتاب در تهران بارها به چاپ رسيده است .

 

[7]  . از المنجد .

 

[8]  . در بعضى از كتاب‏ها به نام دائرة المعارف العليا و در بعضى دائره المعارف الصغرى آمده است ، و با توجه به اين كه در تعداد و اسامى آثار كاشف الغطاء اختلاف نظرهاى شديدى ملاحظه مى‏شود ، من ترديد دارم و نمى‏دانم كه آيا دو كتاب يكى است و يا اين كه كاشف الغطاء دو كتاب با عناوين دائرة المعارف الصغرى ، و دائرة المعارف العليا تأليف كرده است .

 

[9]  . در آخر جلده تحرير المجله ، اين كتاب را به نام سؤال و جواب آورده و معلوم نيست كه اين كتاب همين كتاب زاد المقلدين است يا كتاب ديگر ؟ !

 

[10]  . آقاى مكارم در مقدمه كتاب اين است آيين ما مى‏نويسد: «شرح عروة الوثقى در چهار جلد بزرگ از تأليفات كاشف الغطاء است !»

 

[11]  . در ريحانة الادب ، ج5 ، ص25 .

 

[12]  . فريكه قريه‏اى است در لبنان كه مسقط الرأس امين ريحانى بوده است . المنجد .

 

[13]  . آثارى كه از كشف الغطا نقل شد ، عموما در مأخذ مورد استنادم مانند ريحانة الادب ، الذريعه ، بالاخص چاپ نهم كتاب اصل الشيعه و اصولها در بيروت و كتاب تحرير المجله ذكر شده است و حتى بعضى از آثار مطبوع او در كتابخانه دانشكده الهيات و معارف اسلامى مشهد نيز موجود است ؛ ولى لازم به تذكر است كه پاره‏اى از آثار آن مرحوم را تنها در آخر جزء پنجم از كتاب تحرير المجله يافتم ؛ من جمله كتاب‏هاى: احسن من شعر الحسين ، الجمع بين الاحكام الظاهريه و الواقعيه ، حاشيه بر كتاب‏هاى اسفار ، امالى ، رسالة الوجود ، عرشيه ، فرايد ، فصول ، قوانين ، كفايه ، مكاسب ، الهدايه ، و كتاب‏هاى الخطب ، خطبة الاتحاد ، خطبة فلسطين التاريخيه ، دائره المصارف الصغرى ، الطرائف ، عقود حياتي ، مختصر الأغاني ، المطالعات .

 

[14]  . در مقدمه چاپ نهم كتاب اصل الشيعه  و اصولها روز وفات را دوشنبه هيجدهم ذى القعده 1373 هجرى 19 تموز سال 1954 ميلادى ذكر كرده است ؛ ولى در تقويم 105 ساله تطبيقى دكتر احمد نجم آبادى ، روز هيجدهم ذى القعده سال 1373 هجرى برابر با روز يكشنبه سى‏ام خرداد ماه 1333 شمسى مطابق ژوئيه 1954 ميلادى تعيين شده است !

 

[15]  . مطالبى كه در زمينه شناخت شيخ محمد حسين كاشف الغطاء نوشته‏ام ، از كتاب‏هاى ريحانة الادب ، ج5 ، ص24 تا 26 ، و فرهنگ‏هاى دهخدا و معين و المنجد ، ذيل كلمه كاشف الغطاء ، و الذريعه ، ج8 ، ص293 و مجلدات ديگر آن ، و اهم مطالب از مقدمه چاپ نهم كتاب اصل الشيعه و اصولها كه در بيروت چاپ شده و جلد آخر كتاب تحرير المجله چاپ نجف ، استفاده كرده‏ام .

 

 
امتیاز دهی
 
 

 
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

دبيرخانه كنفرانس‌هاي بين‌المللي
مجری سایت : شرکت سیگما