يكشنبه 28 شهريور 1400  
 
 
حادثه اوّل: قانون حاج رئيس تجار جهت حفر كانال آب از هند به درياى نجف

روزى از امام كاشف الغطاء شنيدم كه فرمود: «پس از آنكه پيمان مرحوم فيصل پادشاه عراق به پايان رسيد ، يكى از سرمايه‏داران ايرانى به نام حاج رئيس آمد . او در آغاز اجراى قانون ارسال آب به نجف كه حكومت آن را در اختيار گرفته بود ، شريك مرحوم معين التجار بود . البته پس از آنكه نجف به بركت وفور و سرشارى اين آب بيش از بيست سال گذران زندگى كرد ، توسط مرحوم حاج محسن شلاش با جناب ملك فيصل ملاقاتى ترتيب داد و قانون جدول (خان حماد) را به او عرضه داشت و به او گفت: من آمادگى كامل دارم كه براى ايجاد نهرى از رود هند هر آنچه لازم است ، بپردازم تا اراضى قحطى‏زده ، از دو طرف بدين وسيله سيراب گردد و گروه كثيرى از عشاير عراق از آن امرار معاش كنند و محصول آن را حكومت تصرف كند ، به شرط آن كه يك چهارم يا يك سوم از منافع آن را كه حكومت اخذ مى‏كند ، خرج عتبات شريفه كربلا و نجف شود  ـ  به منظور تعمير چشم‏اندازهاى آن ـ  و همچنين به منظور كمك به اهل علم و مستمندان و زائرانى كه در مجاورت اين عتبات زندگى مى‏كنند . پادشاه از اين پيشنهاد استقبال كرد و باب گفت و گو را در اين باره باز گذارد . سپس طبق مراسم متداول ، طرفين آن را به امضا رساندند .

براى شروع كار حاج رئيس پنجاه هزار پوند به بانك پرداخت كرد . مهندسين نقشه‏ها را آماده كردند ، آن‏گاه پادشاه و درباريان به همراه حاج رئيس و يارانش به طرف محل معين در فرات حركت كردند ؛ همان محلى كه در شرق خان و در فاصله دو ميلى شرق آن محل واقع شده بود .

حاج رئيس بيل‏هايى طلايى ساخته بود كه آنها را به مرحوم فيصل داد ، سپس هر كدام از حضار دو يا سه مرتبه ، به اندازه‏اى كه برايشان معين شده بود ، به زمين ضربه زدند و بعد از ظهر همان روز به بغداد بازگشتند ، تا اين كه مهندسين و كارگران بعد از يك يا دو هفته خيمه بنا كنند و لوازم ضرورى را براى تكميل كار ارسال كنند . سپس مسئولين با هم به مشورت پرداختند .

از يك سو ، در ميان اقوام عرب حس عصبيت و قومى‏گرى به جنبش درآمد و از سوى ديگر ، سياست ايجاد فقر توسط استعمار دست به دست هم دادند . ريشه سياست استعمار در عراق ايجاد فقر ، و در مصر ايجاد ثروت و غنا بود ؛ مصر با غنا كوبيده مى‏شد و عراق با فقر !

آرى ، با درهم آميختن دو سياست شوم داخلى و خارجى ، عراق دچار بحران شد ، قانون را محو كردند و از اساس آن را واژگون ساختند . آن قانون در واقع اكنون مرده است و هيچ گوينده‏اى از آن سخنى به ميان نمى‏آورد و به ذهن احدى خطور نمى‏كند ؛ همان‏طور كه قانون دانشگاه اهل بيت ، پس از آنكه چند سال بر روال صحيحى جريان داشت ، محو شد . به راستى چگونه يك دانشگاه به نام اهل بيت مى‏تواند وجود داشته باشد ، آن هم در شهرى مانند بغداد ، هر چند پادشاه آن از دوست‏داران اهل بيت باشد . نه هرگز ، چنين دانشگاهى ناگزير محكوم به نابودى است ؛ همان طور كه قانون ايجاد نهر ميان نجف و كربلا نيز محكوم به فنا است ؛ هر چند براى عراقى‏ها و حكومت عراق منافعى در پى داشته باشد .

اين همه در زمانى اتفاق افتاد كه عراق فقير و محتاج كمك ثروتمندان بود ، ولى امروز كه غنى شده و صاحب ده‏ها بلكه صدها ميليون معادن طلاى سياه است ، چرا مسئولين چشم بر اين قوانين گريزناپذير بسته‏اند ؟ قوانينى كه در واقع احيا كننده عراق و نجات‏دهنده مردم فقير آن است و اين جماعت گرسنه و برهنه را از اين بيچارگى مى‏رهاند و از جنگ با اين مبادى ويرانگر نجات مى‏بخشد . چرا اين ميليون‏ها ثروت به نفع استعمار به مصرف مى‏رسد ؟ از لندن خارج مى‏شود ، دوباره به لندن باز مى‏گردد ؛ ولى عراق هم‏چنان در گرسنگى و برهنگى به سر مى‏برد ، مگر معدودى از گردن كلفت‏ها كه از شدت پرخورى به حال تركيدن افتاده‏اند .

اراضى مورد نظر درست كنار فرات است و از طرف هند مجاور «طويرج» قرار دارد . از ناحيه سدة تا كوفه همه اين زمين‏ها شايسته كشاورزى است . چرا كمى از اين ميليون‏ها ثروت صرف عمران آنها و ايجاد نهرها و نصب موتورخانه نمى‏شود تا با سيراب شدن اين زمين‏ها هزاران هكتار از طرفين آن تا اقصى نقاط صحرا از مغرب نيز احيا گردد ؟ چرا پس از به دست آمدن چنين منافعى براى آنها ، بار سنگين ماليات را از دوش اين ملت بيچاره بر نمى‏دارند ؟»

از حضرت امام كاشف الغطاء چنين شنيدم كه مى‏فرمودند: «مرحوم ياسين هاشمى كه در سال 1355 هجرى ، در دوران بحرانى ، رئيس الوزراء بود . در نجف به ملاقات ما آمد و حدود دو ساعت با او مشغول صحبت شديم . از او به خاطر ماليات گزافى كه پس از دوره تركان وضع كرده بودند ، انتقاد كرديم . او به خاطر ضعف خزانه عذر آورد و گفت: اگر استعمارگران مبلغ نفت را چهار يا پنج ميليون به ما مى‏دادند ، ما اهالى را از پرداخت ماليات معاف مى‏كرديم ، ولى آنها فقط به صورت ظاهر دو ميليون به ما مى‏دهند كه آن را هم در راه مصالح خودشان مصرف مى‏كنند ، هيچ ارتباطى با حساب خزانه ندارند» .

پاسخ امام: «جناب هاشمى ، اى كاش باز مى‏گشتى تا ببينى چگونه پنج ميليون ، پنجاه يا شصت ميليون شده ؛ ولى ماليات‏ها همان است و فقر و گرسنگى هم با شدت هر چه تمام‏تر ادامه دارد ؛ زيرا اين پنجاه ميليون در همان راهى مصرف مى‏شود كه آن دو ميليون در زمان شما صرف مى‏شد ؛ چرا كه سياست فقر و بيچارگى در عراق هنوز مانند گذشته است و هيچ تغييرى نكرده است . اى كاش امروز در ميان مسئولين حداقل اين حس وطن‏گرايى شما وجود مى‏داشت !»

اين مختصر كه بدان اشارت رفت ، حكايت از شعله‏اى مشتعل در جان داشت ؛ شعله‏اى كه قلم و كاغذ را هم به آتش مى‏سوخت و چه اهميتى دارد كه ديگران از بيان اين حقايق خشنود شوند يا به خشم آيند ؛ البته بيان حقيقت برانگيزاننده خشم و غضب ديگران است .

همه طبقات مردم از بدى اعمال مسئولين  ـ  از رئيس الوزراء گرفته تا پايين‏ترين درجات ادرات  ـ  به‏سان زخمى چركين متورم شده‏اند و بيم آن مى‏رود كه از شدت تورم منفجر شوند» .

 

 
امتیاز دهی
 
 

 
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

دبيرخانه كنفرانس‌هاي بين‌المللي
مجری سایت : شرکت سیگما