يكشنبه 28 شهريور 1400  
 
 
مصلحى بزرگ و فراموش شده

سيد محمد ثقفى

 

معمولاً گزارش كنگره‏هاى علمى براى بزرگداشت رجال علم ، فلسفه و عرفان و احياناً فقه كه در گوشه و كنار كشور از طرف انديشمندان مسلمان برگزار مى‏شود ، در مجله وزين كيهان انديشه ارائه مى‏گردد ، اما متأسفانه در اين ليست نام مصلح بزرگ ، كاشف الغطاء ديده نمى‏شود ، از اين جهت پيشنهادى نامه‏گونه را تقديم مى‏دارم .

در اين چند سال اخير در پرتو حكومت اسلامى و اشراف رجال دين و دولت ، كنگره‏هاى علمى در احياى انديشه‏هاى علمى  ـ  اسلامى دانشمندان شيعه برپا شده است . اين كنگره‏ها كه گزارش آنها در نشريه كيهان انديشه ارائه مى‏شود ، در كنار احياى آثار و انديشه‏هاى رجال مورد احترام ، بسط و توسعه علم و تقدير و تكريم صاحبان انديشه ، انگيزه تجمع رجال علم و ادب و فكر و نظر مى‏باشد ، خود گامى است به سوى پيشرفت و ارائه اسلام اصيل و احياى فرهنگ وسيع و غنى آن .

انتخاب موضوع كنگره بر محور شخصيت مورد تكريم ، نشان‏دهنده جهت‏گيرى فكرى و فرهنگى جامعه اسلامى است . از كنگره شيخ مفيد كه جنبه جهانى داشته و از سرتاسر عالم اسلامى و مستشرقان ، در آن شركت داشتند و به‏حق اين عالم بزرگ شايستگى آن را داشت كه چنين مورد تكريم واقع شود ، بگذريم ، ديگر كنگره‏ها بيشتر در مورد شخصيت‏هاى عرفانى و فقهى منعقد گرديده‏اند و اغلب جنبه تخصصى داشته و دانشمندان مسلمان و بيشتر از همه اساتيد حوزه در آنها شركت كرده‏اند . اين چنين كنگره‏ها در كنار نكات اثباتى آن فاقد جنبه‏هاى اجتماعى و جهت‏گيرى‏هاى ديگر بوده‏اند .

اگر عصر ما را «قرن نهضت‏هاى اسلامى» بناميم ، قطعاً و بدون شك ، انديشه‏هاى اصلاحى و اجتماعى رجال فكرى و احياگران امت در بازسازى ، نوسازى و زايش اين نهضت‏ها ، دخالت داشته‏اند كه محصول چنين تلاش‏هاى احياگرانه ، ايجاد جنبش اسلامى و تأسيس دولت اسلامى مى‏باشد .

بعد از سيد جمال كه به حق مصلح اجتماعى است و بنيان‏گذار نهضت اسلامى و منادى وحدت در قرن معاصر ، قطعاً آيت‏اللّه امام كاشف الغطاء دومين مصلح اجتماعى است كه در دهه‏هاى گذشته و اوائل قرن حاضر ، در جهان اسلام و تشيع طلوع كرده است .

كاشف الغطاء را مصلح اجتماعى مى‏ناميم از اين جهت كه او بيشتر در مسائل و مشكلات ، انحطاط و عظمت مسلمين فكر كرده ، قلم زده و تلاش نموده است ، مع الأسف در ليست اين كنگره‏ها ، نام مصلح بزرگ عالم اسلام ، كاشف الغطاء  ديده نمى‏شود .

اگر سياست احياى متفكران با ايجاد كنگره در ارزيابى خدمات علمى  ـ  فكرى و فقهى عالمان دين ، عملى مى‏گردد و اين شخصيت‏هاى برجسته از اين طريق ، حياتى دوباره در صحنه فكرى  ـ  فرهنگى ما پيدا مى‏كنند ، چرا امام كاشف الغطاء مغفول مانده است ؟ !

آيت اللّه كاشف الغطاء از آن جهت شايسته تكريم و تقدير است كه داراى شخصيتى چند بعدى است: فقهى ، سياسى  ـ  اجتماعى و بين‏الملل اسلامى . او مرجعى است كه علاوه بر جنبه‏هاى فقهى و اجتهاد ، عنصر آگاهى از زمان و مكان را كه روزگارى در دوران امام راحل رحمه‏الله زياد روى آن تأكيد مى‏شد و امروز چنين به نظر مى‏رسد كه ديگر چندان مطمح نظر نيست ، در خود جمع كرده بود .

او فقاهت را در مرزهاى يك شهر مثلاً نجف يا قم محصور نمى‏كرد ، بلكه با مسافرت‏هاى متعدد به كشورهاى اسلامى و بلكه بخشى از دنيا ، آراى فقهى خود را توسعه داد و در نتيجه فتاوايش از افق وسيعى برخوردار بوده و از جمود و انجماد به دور بود .

كاشف الغطاء را مى‏توان به حق «امام» دانست ؛ زيرا كه پيشوايى سياسى  ـ  اجتماعى مسلمين را به عهده داشت و از نزديك با مسائل و مشكلات جهان اسلام برخوردار مى‏كرد و راه‏حل‏هاى سياسى  ـ  اجتماعى ارائه مى‏داد و در تجمع مسلمين و احياى عظمت و كرامت مسلمانان ، گام‏هاى مؤثرى برداشته است و به قول شكيب ارسلان در كنگره فلسطين بعد از تجزيه آن: «وقتى اعضاى كنگره اسلامى و نمايندگان كشورهاى مسلمان ، پشت سر امام كاشف الغطاء نماز خواندند ، همگى خوشحال بودند كه امروز به حق وحدت اسلامى تحقق يافته است»[2] .

كاشف الغطاء يكى از بنيان‏گذاران «مجمع دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه» قاهره است كه مسئوليت تفاهم و تقارب فكرى مذاهب اسلامى را به عهده داشت و مى‏توان آن را سنگ بناى تأسيس دانشگاه مذاهب اسلامى دانست .

كاشف الغطاء در صحنه بين‏المللى (كنفرانس كراچى ، اردن ، لبنان) با استعمار نو و سلطه فكرى غرب مبارزه مى‏كرد و خطابات و القائات خود را به مانند امام خمينى رحمه‏اللهبه جهان اسلام و استعمارگران القا كرد . جالب اينكه از ابزار قلم آن هم به آن شيوايى و بيان استفاده نمود . از اين جهت پيشنهاد مى‏شود كه كنگره‏اى نيز در احياى آثار و انديشه‏هاى اجتماعى  ـ  اسلامى امام كاشف الغطاء برگزار شود .

اين كنگره ، ممكن است از ديگر كنگره‏ها تمايزاتى داشته باشد كه مى‏توان آن را در محورهاى زير خلاصه كرد:

1 . كنگره بين الملل اسلامى ، از آنجا كه كاشف الغطاء شخصيت جهانى و بين‏الملل اسلامى است ، مى‏توان از همه انديشمندان جهان اسلام (روحانى و غير روحانى) و حتى نهضت‏هاى مسلمان استفاده كرده و تجمعى به وجود آورد .

2 . تطبيق اديان ابراهيمى كاشف الغطاء رحمه‏الله در آثار خود درباره «تطبيق اديان» با روش بحث علمى آزاد ، در مورد انجيل و شخصيت مسيح عليه‏السلام ، بعد از مرحوم آيت اللّه شيخ محمد جواد بلاغى در الهدى الى دين المصطفى بحث كرده است و رساله‏اى ممتع و علمى در اين زمينه انتشار داده است .اين تلاش مى‏تواند موضوع تحقيق تطبيق اديان را كه رشته جديدى در معارف عصر است و در تمدن اسلامى نيز سابقه دارد ، نضج دهد و روش آزاد را در فهم اديان و تطبيق آنها غنا بخشد .

3 . مبارزه با استعمار نو و سلطه فرهنگى او در مقدمه كتاب الدعوة إلى الاسلام از غرب‏زدگى مسلمانان و سلطه فلسفه مادى داروينى بر انديشه شرق سخن مى‏گويد و از كتاب‏هاى داروين نام مى‏برد و آن را نقد مى‏كند ، و راههاى مبارزه با سلطه غربى و طريق احياء انديشه و ايمان اسلامى را ارائه مى‏دهد .

در كتاب ديگرش المثل العليا في الاسلام لا في بحمدون كه چندين بار ترجمه شده است ، به جنگ استعمارگران جنگ طلب و سلطه آنها رفته و محور بحث آزاد شرق و غرب را در زمينه «اخلاق و ارزش‏هاى انسانى» ارائه مى‏نمايد .

4 . اسلام و مقتضيات زمان كاشف‏الغطاء عميقاً اعتقاد دارد كه بايد اسلام را با زبان عصر ارائه داد و فرهنگ مسلمانان را از خرافه و اباطيل پاك كرد .او در كتاب‏هاى جنة المأوى و الفردوس الاعلى و اصل الشيعة و اصولها و الدين و الاسلام به چنين مسائلى پرداخته است .

5 . نقد آراى مستشرقان قطعاً مستشرقان در مطالعه معارف و تاريخ اسلامى يد طولائى داشته و كتاب‏هاى زيادى در اين زمينه‏ها ، نوشته و پخش كرده‏اند و احياناً مغرضانه و دور از انصاف و بيطرفى علمى . نقد و بررسى پديده استشراق و آراى مستشرقان ، مى‏طلبد كه دانشمندان در اين زمينه جدا به پاخيزند و اين پديده نو را كه به نام «اسلام شناسى و شناخت فرهنگ و معارف شرق» در غرب به وجود آمده است ، به خوبى بشناسند و آن را ارزيابى كنند .

شايد امام كاشف‏الغطاء نادره فقيهى بوده كه در اين زمينه نيز قلم زده است . كتاب المرجعات الريحانيه و نقد ملوك العرب امين ريحانى ، دو نمونه از اين باب است كه او انجام داده است .

6 . دين و سياست امام كاشف‏الغطاء ، به‏حق يكى از بنيان‏گذاران انديشه سياسى اسلامى بوده و در تدوين قانون مدنى اسلام تلاش داشته است . وى با نوشتن تحرير المجله اين مسئوليت را به اتمام رسانده است .

7 . فقه تطبيقى و آراى فقهى او كه در كتاب‏هاى فقهى و شروح او بر متون فقهى آمده است .

8 . ادب عربى معاصر و نقد ادب . كاشف الغطاء در كنار فقاهت خود ، خطيبى بليغ و اديبى بارع است و خطابه‏هاى شيرين او با نوشته‏هاى ادبى زيبايش مورد تحسين ادبا و فضلاى عرب و اسلام قرار گرفته است . ديوان هشت هزار بيتى او ، و تعليقات او بر كتاب‏هاى مختصر الاغانى و الوساطة بين المبتنى و خصومه از قاضى جرجانى ، معالم الاصابه في الكتاب و الكتابه ، و تعليقات ديوان سحر بابل سيد جعفر حلى نمونه‏هاى اين نوع تلاش‏اند .

9 . اعجاز و بلاغت قرآن . از دير زمان بلاغت قرآن مورد اعجاب فصحاى جهان بوده و احياناً مورد اعتراض مستشرقان بوده است . او در جزء چهارم الدين و الاسلام به اين مهم پرداخته است .

10 . ارزيابى نهضت حسين عليه‏السلام ارزيابى نهضت امام حسين عليه‏السلام كه الهام بخش مبارزات اجتماعى شيعه بوده ، از ديد اين عالم بزرگ پنهان نمانده و او در دو كتاب الارض و التربة الحسينيه و نبذة من السياسة الحسينيه به ارزيابى نهضت امام پرداخته و با قلم شيواى خود راه حسين را به آزادى‏خواهان توصيه مى‏كند .اينها محورهايى بود كه به نظر نويسنده رسيده است و شايد عناويل و محورهاى ديگرى نيز از طرف دانشمندان ارائه شود .

به هر حال ، كاشف‏الغطاء احياگر مصلحى است كه فقاهت را همراه با سياست و علم را توأم با انديشه و قلم و جهت‏گيرى‏هاى اجتماعى را در كنار نوآوريهاى فكرى و فقهى با هم جمع كرده است ، اما صد افسوس كه ذكر او و احياى آثار و ارزيابى انديشه‏ها و تلاش‏هاى اجتماعى و راه‏حل‏هاى سياسى و نوآورى‏هاى او ، مغفول مانده و فراموش شده است .

جا دارد كه ايران اسلامى و صاحبان انديشه و قلم و طرف‏داران وحدت دين و سياست و تفاهم مذاهب اسلامى حق اين بزرگ‏مرد عالم را ادا نموده و كنگره‏اى نيز در احيا و ارزيابى انديشه‏هاى او برپا نمايند .



[1]  كيهان انديشه ، ش58 ، ص178  ـ  180 ، 1300 ش .

 

[2]  . حاضر العالم الاسلامي ، امير شكيب ارسلان ، چ4 ، بيروت: دارالفكر ، 1973 م ، ج1 ، ص193 .

 

 
امتیاز دهی
 
 

 
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

دبيرخانه كنفرانس‌هاي بين‌المللي
مجری سایت : شرکت سیگما