به گزارش روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، دکتر عباسعلی نصرآبادی، پژوهشگر و مدرس گروه معارف دانشگاه فردوسی و علوم پزشکی مشهد و رئیس اداره امور پژوهشی اداره کل پژوهش دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی در تحلیلی درباره تحولات ژئوپلیتیکی منطقه غرب آسیا با عنوان «ایران پساجنگ و نظم منطقهای» به بررسی پیامدهای جنگ رمضان و تغییر معادلات امنیتی خاورمیانه پرداخت.
وی با اشاره به نظریههای مهم در حوزه نظم جهانی گفت: بر اساس بسیاری از نظریههای مطرح در روابط بینالملل، شکلگیری نظم جهانی آینده بیش از گذشته به نقش مناطق در ساختار نظام بینالملل وابسته است. به بیان دیگر، جغرافیا و موقعیت ژئوپلیتیکی مناطق مختلف جهان نقشی تعیینکننده در شکلگیری نظم جهانی دارند.
به گفته دکتر نصرآبادی، منطقه غرب آسیا و خاورمیانه به دلیل برخورداری از منابع عظیم انرژی، مسیرهای راهبردی تجارت جهانی و موقعیت ژئوپلیتیکی خاص، همواره در کانون رقابت قدرتهای بزرگ قرار داشته است. از همین رو در ادبیات ژئوپلیتیکی، این منطقه گاه به عنوان «قلب زمین» توصیف میشود؛ منطقهای که کنترل یا نفوذ در آن میتواند بر معادلات قدرت جهانی تأثیر جدی بگذارد.
این پژوهشگر حوزه مطالعات سیاسی و تمدنی افزود: در چنین شرایطی، نظم امنیتی خاورمیانه همواره یکی از دغدغههای اصلی قدرتهای فرامنطقهای، بهویژه ایالات متحده آمریکا بوده است. ایران نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی، ظرفیتهای تمدنی، منابع انسانی و جایگاه ژئوپلیتیکی خود، یکی از مهمترین بازیگران اثرگذار بر نظم منطقهای به شمار میرود.
وی تأکید کرد: واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران به دلیل همین جایگاه ژئوپلیتیکی و ظرفیتهای راهبردی، برهمزننده هرگونه نظم امنیتی تحمیلی و بیگانه با واقعیتهای منطقه و منافع ملتهای آن محسوب میشود.
نظم امنیتی خاورمیانه پیش از جنگ رمضان
این استاد دانشگاه در ادامه تحلیل خود به بررسی ساختار نظم امنیتی خاورمیانه در دهههای اخیر پرداخت و اظهار داشت: در چند دهه گذشته، نظم امنیتی حاکم بر خاورمیانه عمدتاً تحت سلطه قدرتهای فرامنطقهای، بهویژه ایالات متحده آمریکا، شکل گرفته است.
به گفته دکتر نصرآبادی، در این الگو، آمریکا تلاش کرده است با ایجاد شبکهای از پایگاههای نظامی در کشورهای عربی منطقه و با استفاده از ظرفیتهای رژیم صهیونیستی، نوعی نظم امنیتی وابسته و تحت مدیریت خود را در خاورمیانه تثبیت کند.
او توضیح داد: یکی از مؤلفههای اصلی این نظم، تبدیل رژیم صهیونیستی به «ژاندارم منطقه» و بازوی عملیاتی سیاستهای امنیتی آمریکا بود. در همین چارچوب، طرحهایی همچون «ناتوی عربی» و «پیمان ابراهیم» مطرح شد تا اسرائیل به عنوان هژمون نیابتی آمریکا در منطقه تثبیت شود.
این پژوهشگر افزود: هدف از این سیاستها آن بود که اسرائیل به نیابت از آمریکا، نقش اصلی در مدیریت بحرانها، ایجاد توازن قدرت و حتی انجام برخی اقدامات نظامی و امنیتی در منطقه را بر عهده بگیرد.
ویژگیهای نظم امنیتی پیشین در خاورمیانه
دکتر نصرآبادی در ادامه به برخی از ویژگیهای اصلی نظم امنیتی پیش از جنگ رمضان اشاره کرد و گفت: این نظم از ابتدا با نوعی پایداری ناپایدار همراه بود؛ زیرا بر پایه اتکای دولتهای منطقه به قدرتهای خارجی شکل گرفته و در بسیاری موارد اراده و مطالبات ملتهای منطقه در آن نادیده گرفته شده بود.
به گفته او، یکی دیگر از ویژگیهای این نظم، تلاش آمریکا برای مدیریت رقابتهای ژئوپلیتیکی جهانی از طریق خاورمیانه بود. در مقطعی، دولتهای آمریکا بهویژه در دوره اوباما و بایدن تلاش کردند تمرکز راهبردی خود را از خاورمیانه به شرق آسیا و مهار چین منتقل کنند؛ سیاستی که به «چرخش به آسیا» معروف شد.
اما این پژوهشگر تصریح کرد: با بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، نشانههایی از تغییر در این رویکرد دیده شد و برخی استراتژیستهای آمریکایی معتقد بودند که بدون مهار یا تضعیف ایران، امکان حفظ هژمونی آمریکا در خاورمیانه وجود ندارد.
دکتر نصرآبادی افزود: در این چارچوب، واشنگتن تلاش کرد رژیم صهیونیستی را به عنوان هژمون نیابتی منطقه تقویت کند تا بسیاری از اقدامات پرهزینه و پرتنش امنیتی و نظامی را به جای آمریکا انجام دهد.
به گفته وی، هدف از این راهبرد آن بود که اسرائیل با ایجاد نوعی «توازن وحشت» و مدیریت جنگها و بحرانهای منطقهای، هم مانع نفوذ قدرتهایی مانند چین و روسیه در خاورمیانه شود و هم امنیت سرمایهگذاریهای کلان کشورهای عربی را تضمین کند.
جنگ رمضان و تغییر پارادایم امنیتی منطقه
این استاد دانشگاه در ادامه تحلیل خود به رخدادهای اخیر منطقه اشاره کرد و گفت: وقوع عملیات طوفانالاقصی، جنگ تحمیلی دوازدهروزه و در ادامه جنگ رمضان موجب شد ساختار نظم امنیتی پیشین در خاورمیانه با چالش جدی مواجه شود.
به گفته او، این تحولات نشان داد که بسیاری از محاسبات راهبردی آمریکا و متحدانش درباره توازن قدرت در منطقه با واقعیتهای میدانی فاصله داشته است.
دکتر نصرآبادی افزود: ایران در جریان این تحولات، با دفاع حداکثری از منافع ملی و پاسخهای موشکی و پهپادی قاطع توانست پیام روشنی به بازیگران منطقهای و فرامنطقهای ارسال کند.
این پژوهشگر تصریح کرد: در جریان این درگیریها، پایگاههای نظامی آمریکا در برخی کشورهای منطقه از جمله بحرین، قطر، کویت، عراق و سوریه هدف قرار گرفتند و همین مسئله نشان داد که این پایگاهها نه تنها ضامن امنیت نیستند، بلکه در بسیاری موارد به نقاط آسیبپذیر تبدیل شدهاند که حفاظت از آنها هزینههای سنگینی به همراه دارد.
بازاندیشی کشورهای عربی درباره اتکای امنیتی به آمریکا
وی در ادامه به پیامدهای منطقهای این تحولات اشاره کرد و گفت: آشکار شدن برخی نتایج جنگ، موجب شد بسیاری از کشورهای عربی منطقه از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین در نگاه خود به ساختار امنیتی منطقه بازنگری کنند.
به گفته او، این کشورها به تدریج به این درک رسیدهاند که اتکای کامل و صددرصدی به چتر امنیتی آمریکا دیگر نمیتواند ضامن امنیت پایدار در منطقه باشد.
این پژوهشگر افزود: در نتیجه این تحولات، نوعی گرایش به سمت موازنهسازی با قدرتهای منطقهای، بهویژه ایران در حال شکلگیری است؛ روندی که میتواند فرصت مهمی برای شکلگیری ترتیبات امنیتی جدید در خاورمیانه فراهم کند.
دکتر نصرآبادی تأکید کرد: این وضعیت فرصتی تاریخی برای ایران ایجاد کرده است تا نقش خود را به عنوان یکی از بازیگران اصلی و تعیینکننده نظم منطقهای تثبیت کند.
تنهایی استراتژیک ایران در میدان جنگ
این تحلیلگر مسائل منطقهای در بخش دیگری از سخنان خود به مسئله تنهایی استراتژیک ایران در جریان جنگ رمضان اشاره کرد و اظهار داشت: با وجود برخی قراردادهای راهبردی و منافع مشترک میان ایران، روسیه و چین، در جریان این جنگ حمایت عملی و مستقیم قابل توجهی از سوی این دو قدرت از ایران مشاهده نشد.
وی افزود: روسیه به دلیل درگیری گسترده در جنگ اوکراین با محدودیتهای جدی مواجه است و چین نیز ترجیح میدهد از درگیری مستقیم با آمریکا پرهیز کند.
به گفته او، این تجربه نشان داد که در نظام بینالملل، اصل «خودیاری و اتکای به توان داخلی» همچنان مهمترین اصل در تأمین امنیت ملی است و کشورها نمیتوانند به طور کامل به حمایت متحدان خود تکیه کنند.
نشانههای فرسایش نظم لیبرال جهانی
این پژوهشگر در ادامه با اشاره به ارزیابی برخی اندیشکدههای غربی اظهار داشت: حتی برخی مراکز مطالعاتی در آمریکا نیز به نشانههای تضعیف نظم جهانی موجود اشاره کردهاند.
وی گفت: برای نمونه، شورای روابط خارجی آمریکا در تحلیلهای خود اعلام کرده است که نظم جهانی لیبرال در حال فرسایش است و تحولات جدید میتواند جهان را به سمت نوعی نظم جدید سوق دهد.
به گفته دکتر نصرآبادی، در چنین شرایطی، پیروزی ایران در عبور از جنگ رمضان میتواند در نگاه برخی تحلیلگران غربی، نشانهای از افزایش شیب افول قدرت آمریکا در منطقه تلقی شود.
این استاد دانشگاه افزود: در مقابل، اگر ایران در این جنگ شکست میخورد، احتمالاً معادلات ژئوپلیتیکی جهانی به زیان قدرتهایی مانند روسیه و چین تغییر میکرد و آمریکا میتوانست با تمرکز بیشتری بر مهار این دو قدرت در مناطق دیگر جهان، از جمله اوکراین و تایوان، عمل کند.
الگویی برای امنیت منطقهای بدون حضور بیگانگان
وی در جمعبندی تحلیل خود تأکید کرد: ایران پس از عبور از جنگ رمضان در حال ترویج الگویی از نظم امنیتی منطقهای است که در آن امنیت نه از طریق خرید گسترده تسلیحات از قدرتهای خارجی، بلکه از طریق همافزایی و همکاری میان کشورهای منطقه تأمین میشود.
به گفته دکتر نصرآبادی، این الگو بر چند اصل مهم استوار است؛ از جمله توجه به ملاحظات ژئوپلیتیکی بومی، پرهیز از تشدید منازعات ایدئولوژیک و فرقهای، احترام به حق تعیین سرنوشت ملتها و کاهش حضور نیروهای خارجی در منطقه.
این پژوهشگر تصریح کرد: در این چارچوب، ایران معتقد است که امنیت پایدار خاورمیانه تنها زمانی تحقق خواهد یافت که کشورهای منطقه خود مسئولیت تأمین امنیت را بر عهده بگیرند و وابستگی به قدرتهای فرامنطقهای کاهش یابد.
این تحلیل نشان میدهد که تحولات اخیر منطقه و بهویژه جنگ رمضان، موجب تغییرات قابل توجهی در معادلات امنیتی خاورمیانه شده است. بر اساس این دیدگاه، ایران با اتکا به توان داخلی و ارائه الگویی مبتنی بر خوداتکایی و همکاری منطقهای توانسته جایگاه خود را در تحولات آینده منطقه تقویت کند.
به باور این پژوهشگر، پیامدهای این تحولات میتواند نه تنها نظم امنیتی خاورمیانه، بلکه بخشی از معادلات قدرت در نظام بینالملل را نیز تحت تأثیر قرار دهد و کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی را به بازتعریف روابط و محاسبات راهبردی خود در قبال ایران وادار سازد.