دوشنبه 4 مرداد 1400  
اقتباس از نگارش كاشف الغطاء (الارض و التربة الحسينية)

 آيت اللّه  شيخ‏ محمد حسين كاشف الغطاء

ترجمه و نگارش-محمد تقي شهرستاني

در سال 1363 هجري حضرت حجة الاسلام آية اللّه آقاي‏ آقا شيخ محمد حسين كاشف الغطاء در اثر خواهش يكي از مستشرقين انگليسي كه در صدد تاليف دائرةالمعارف بود و يكي از موضوعاتي كه در آن دائرةالمعارف ميخواست درج‏ نمايد موضوع اهميت خاك كربلا و فضيلت و چگونگي ايجاد آن و فلسفه رجحان سجود بر آن و اول كسي كه بر آن نماز گذارد با استدلال از آيات قرآني و اخبار صحيحه با قلم معجز آساي خود برشته تحرير درآورده‏اند كه موجب حيرت و شگفت مستشرق نامبرده گرديد و آن را به زبان انگليسي ترجمه‏ نموده است.

در ماه رجب سال 1366 كه نگارنده در آن موقع سمت‏ مترجمي كنسولگري شاهنشاهي ايران در كربلا را داشت و براي معالجه و استفاده از مرخصي دو ماهه به طهران آمده‏ بود شخصي از اهالي نجف اشراف با معرفي از طرف آقاي آقا سيد صالح شهرستاني باينجانب مراجعه و تقاضاي ترجمهء آنرا بفارسي نمود.اينجانب هم نظر به سود بسياري كه در آن براي‏ استفاده هم‏كيشان و هم‏مينهان خود مشاهد نمود در مقابل حق‏ الزحمهء بسيار ناچيزي ترجمه آنرا تقبل نموده و در قليل‏ مدتي موفق بايفاي عهد خود گرديدم.

اينك چون موضوع آن بسيار سودمند و براي تنوير افكار مسلمان بويژه شيعيان و همچنين براي روشن شدن ذهن‏ آنانيكه بشيعيان از نظريهء سجود آنان بر خاك(مهر)بويژه‏ خاك كربلا و تربت حضرت سيد الشهداء(ع)نسبت بت‏پرستي‏ ميدهند بر آن شدم كه بعضي از قسمتهاي برجسته آن مندرجا در اين گرامي‏نامه(آئين اسلام)مندرج گردد تا بدين‏وسيله‏ بنوبه خود خدمتي بدين مبين اسلام و بالاخص شيعيان اثني‏عشري‏ نموده باشد.

مترجم

«شرافت زمين و فضيلت خاك كربلا»

خداوند تبارك و تعالي در قرآن مجيد ميفرمايد

(و كم‏ من آية في السموات و الارض يمرون عليها و هم عنها معرضون)

يعني چه بسا معجزاتي در آسمانها و زمين است كه بر آنها ميگذرند و از آنها غافلند

در حقيقت بزرگترين معجزه‏اي كه در هر آن بر آن ميگذريم‏ در هرحال همين زمين است كه بر آن زيست نموده و از نتيجهء آن برخوردار و در آن زندگي ميكنيم.همچنانكه‏ خداوند تبارك و تعالي ميفرمايد

(منها خلقناكم و الينا ترجعون)

همگي از آن بوجود آمده و بازگشتتان نيز در آن است.

پيوسته روي زمين راه رفته و خاكهاي آن را بر هم‏ زده و شخم و زيرورو نموده و در آن زراعت و غرس و از آن‏ بهره‏برداري مينمائيم و آن را در موارد مختلفه ديگر امور زندگاني بكار ميبريم و او نيز همواره بما خير و بركت و سود ميرساند ولي در خواب غفلت فرورفته و آن را بازيچه‏اي‏ پنداشته و از آنچه را كه از اسرار آفرينش در آن پنهان‏ ميباشد روي‏گردانيم.و از عظمت و بزرگي و شاهكاري‏ صنعت و علائم بزرگي و نيرومندي آن در بيخبري محض‏ غوطه‏وريم.

ميخواهم‏عرض كنم اين خاكي را كه شايد از پست‏ ترين و بي‏اهميت‏ترين چيزها دانسته و بظاهريك چيز عادي‏ و عنصر يگانه ميدانيد چه بسا محتوي عناصري ميباشد كه‏ بشمار نيايد و خواصي در بر دارد كه حد و حسابي براي آن‏ نميتوان تصور نمود.دانهء گندم را در آن افشانده و چندين برابر از جنس خود نتيجه ميدهد و همچنين باقلا و عدس و غلات مختلفه‏ ديگر را كه در مزه و خاصيت باهم فرق بسياري دارند و در آن‏ ميكاريم و آنها را به چندين برابر بها برگشت ميدهد.در همان خاك هستهء خرما و تخم هندوانه و قلمه‏هاي انگور و انجير و سيب و ميوجات مانند آنها را غرس نموده و ثمرات مختلف در طعم و متفاوت در خواص از آن بدست مي‏آوريم.

خاك براي شما خربزه را برنگهاي مختلف زرد و قرمز و سفيد و سبز كه داراي بوهاي معطر و تماما شيرين و فرحبخش‏ است مهيا ميسازد.همچنانكه انواع هندوانه ابو جهل كه تلخ‏ و كشنده است بوجود مي‏آورد.درصورتيكه همه اينگونه نباتات‏ در شكل متساوي و در سبزي شبيه بيكديگرند.و آبي كه آنها را آبياري ميكنند يك آب و زمين و خاك هم همان زمين و خاك است‏ و پروردگار عالم در قرآن مجيد ميفرمايد

(يسقي بماء واحد)

يعن از يك آب آبياري ميشوند.يعن ماهيت آب هميشه يكسان‏ است همچنين خاك همان خاك است ليكن درختان مختلف بمقتضاي‏ اختلاف استعداد خود و استفاده از جذب مواد لازم و مفيد خويش‏ داراي نتايج و اثمار رنگارنگ مي‏باشد.پس بايستي دانست كه‏ سبب اين اختلاف آن مواد غذائي بسيار گوناگون و فراواني است‏ كه در خاك از روز ازل بوديعت نهاده شده و هر تخم و درختي‏ آنچه را كه طبق ساختمان خود مجاز بوده و مناسب است بطور معين و با يك نظام حيرت‏بخشي بدون كمترين اشتباه بمقدار و ميزان معين و در وقت مخصوص از خاك استفاده كرده و بدين‏ ترتيب ثمرهء خويش را بصورت هميشگي و مخصوص مرسوم در موسم مشخص معهود تسليم مينمايد.يعني ميوه‏اي بهاري همواره‏ در بهار و پائيزي در پائيز بدست ميآيند نه در غير فصل همچنانكه‏ تابستاني هرگز در زمستان يافت نخواهد شد.و از اين بزرگتر عبرتي براي ماها كانها و معادني است كه از دل خاك بيرون مي‏ آيند.با نظر دقيق باين كانهاي قيمتي و سنگهاي گرانبها مانند طلا و نقره و ياقوت و فيروزه و مانند آنها بنگريد.آيا نه آنست‏ كه اينها همه از خاك و نتايج زمين ميباشند؟؟

يكي از پيروان علم كيميا ميگويد:(عظيم‏ترين اكسيري‏ كه فن كيميا در جستجوي آن ميباشد كه بتوسط آن فلزات را از نوعي بنوع ديگر ميتوان تبديل نمود تا آنكه طلا بدست آيد از خاك ميباشد)

 

 لينك به پايگاه مجلات تخصصي

 

 
امتیاز دهی
 
 

Guest (PortalGuest)

دبيرخانه كنفرانس‌هاي بين‌المللي
مجری سایت : شرکت سیگما