منو
تبليغات







 
دين پژوهي
نوروز
شنبه 5 فروردين 1391 بازگشت نوروز نويسنده: عبدالحميد آكوچكيان
منبع: پايگاه حوزه (www.hawzah.net)



نوروز پيش از آن كه جشن آدميان باشد، حيات دوباره آسمان و زمين است . از سويي، عشق به شكفتن و رويش است كه در دل آدمي موج مي زند و از سويي، چرخش ايام در ميان آدميان (1) بايد به يادشان آورد كه عمر همچو باد مي گذرد . بهار به بهار! بايد از هم اينك به فكر خزان عمر و زمستان سرد مرگ باشيم . نوروز به ويژه، در اين عصر تكنولوژي و سرسام سوخت هاي فسيلي و تمدن مصنوعي آهني و سيماني، اين مساله پراهميت را نيز به آدميان يادآوري مي كند كه زمين، آسمان و طبيعت يكي از منابع بي پايان درك روح هستي و توحيد است .

دنياي ما دنياي تغيير و تحول است . همه چيز و همه كس در حال تحول و دگرگوني است، اما گاهي رو به سقوط و ويل و گاهي رو به رشد و تعالي و معراج .

نوروز در عين حال يك هشدار به زندگان نيز هست . بهار كه زندگي را به تن مرده و خواب آلوده طبيعت باز مي آورد، در عين حال، يادآور مرگ و قيامت نيز هست . نوروز، يا روز نو، رستاخيز دوباره آدمي است و به همان اندازه كه در احساس و زندگي ما طنين حيات و رويش دارد، نواي مرگ نيز هست . اين نوا، نه نوايي غمگنانه، كه براي مؤمنان سرود آزادي و شميم گل است . چنان كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: «الموت ريحانة المؤمن » (2) ، و نيز آن كه: «افضل الزهد في الدنيا ذكر الموت، و افضل العبادة ذكر الموت، و افضل التفكر ذكر الموت، فمن اثقله ذكر الموت وجد قبره روضة من رياض الجنة » (3) ; بهترين پارسايي در دنيا ياد مرگ است، بهترين عبادت ياد مرگ است و بهترين انديشيدن در مورد مرگ است . پس كسي كه ياد مرگ پربارش گرداند، (پس از مرگ) قبرش را باغي از باغ هاي بهشت مي يابد .

براي همين است كه در همان «آغاز» - كه گويي نخستين روز آفرينش است - او را مي خوانيم و از او تحويل به احسن الحال را مي خواهيم . نوروز حيات مجدد آدمي و فرصتي ديگر براي شروع! تولدي ديگر! تا خورشيد وجودمان از نو سر زند، شكوفه احساسمان در نسيم صبح صادق زمين به گل بنشيند و بشارت حياتي ديگر و تولدي ديگر و بهتر از پيش را بدهد . چنانچه حج و عرفات و مبعث و غدير تولدي ديگرند . نوروز تجربه معاد است و تكرار آن، تداوم تكرار اين يادآوري كه ما نيازمند تولدهاي مكرر و برانگيخته شدن هاي دائم ايم .

هر سال با رسيدن بهار، نوروز دوباره به ميان ما ايرانيان باز مي گردد و به همراه خود نشاط و نوشدگي را به ارمغان مي آورد . براي ما ايرانيان عيد نوروز اكنون از همان لحظات آغازينش با مذهب در آميخته است و با دعاي تحويل سال پا به خانه هاي پاكيزه و تزيين شده ما مي گذارد و حال و هواي خانه ها و شهر و روستا و روابط اجتماعي ما را تغيير مي دهد .

مي گويند: پاييز هم نواي روح عارفان است و احساس هاي بلند با پاييز و غروب آشناترند . اما همين احساس ها پس از سردي و مردگي زمستان، دوباره در بهار مي شكفد . راستي چرا هر گاه روحمان سرشار از حزن است، پاييز را غمگنانه و عميق احساس مي كنيم كه گويا آخرالزمان و پايان دنياست و غريبانگي عارفان در دنيا را تجربه مي كنيم . بهار و عيد، سبزي و خرمي معني متفاوت و عميق تري، فراتر از شادي هاي سطحي و كودكانه براي ما دارد . در واقع به ميزاني كه پاييز را عارفانه تر حس مي كنيم، بهار را عاشقانه تر ادراك مي كنيم . مثل اين كه رنج سردي و مرگ و خواب زمستان را طراوت بهار و زندگي دوباره و نوروز حيات جبران مي كند . چقدر روح هاي افسرده نيازمند نوروز و بهار و تحويل حال به احسن الحالند .

در نيم نگاهي به تاريخ مي توان ديد كه ايرانيان اعياد چندي داشته اند، مانند: مهرگان (از شانزدهم تا بيست و يكم مهر ماه، به مدت پنج روز كه جشن برداشت محصول بوده است)، تيرگان (جشن تابستاني آب پاشي)، سده (شب دهم بهمن ماه با روشن كردن آتش براي شكستن سرما) و در نهايت نوروز .

از اين جشن ها، اين فقط نوروز است كه نه تنها توانسته است همچون گذشته زنده و برقرار بماند، بلكه تبديل به مناسبتي ديني نيز بشود . اما چرا؟ با آن كه مناسبت هاي ديگر نيز به اندازه نوروز و گاهي بيش از آن اهميت داشته است .

اين رويداد در آن واحد، ريشه در هر دو سوي اين پيوند مبارك داشته است; يعني هم در مضمون و شكل آموزه هاي ديني، به ويژه در مورد طبيعت و هم در خصلت ويژه ايرانيان .

هنگامي كه به تلقي دين از طبيعت مانند: آب، درختان، زمين و احياي آن، آسمان، ستارگان، خورشيد، ماه، روز و شب، صبحگاه، نخل، انجير، زيتون، كوه سينا، زنبور عسل، عنكبوت، گاو، شتر، مورچه و بسياري ديگر مي نگريم; توجه ويژه دين را به طبيعت مي توانيم دريابيم . چه بسيارند از اين موجودات كه خداوند به آنها قسم خورده است . آن چه در تعاليم ديني مشهور است، آن است كه اين تعاليم بر آشتي با طبيعت و نگاهداشت حرمت آن متكي اند . به شكلي كه در دستورات ديني، كاشت درخت و نگاهداري آن بسيار سفارش شده است و شكستن شاخه هاي آن به شكستن بال فرشتگان تعبير شده است .

در عين حال، متون و منابع ديني اسلامي، سرشار از چند لايگي و عمق است كه گاهي از آن به ذوبطون بودن تعبير مي شود . اين منابع داراي مفاهيم عميق به طور طبيعي در دسترس همگان بوده است، اما در ميان اقوامي كه دعوت به اسلام شدند، ايرانيان بيش از اقوام ديگر اشارات لطيف و نغز ادبيات عارفانه ديني را از طبيعت و آيات آفاقي و انفسي آن، درك و حس كردند و به آن گراييدند . اين ايرانيان بودند كه نگرش ها و اشارات زيباي ديني را در مورد طبيعت به خوبي دريافتند و در بسط آن كوشيدند و آنها را در فضاي فرهنگي زندگي خويش با نثر و نظم و ادبيات شفاهي درآميختند و خالق آثار بزرگ و به ياد ماندني در اين عرصه ها شدند .

نوروز در چشم انداز آموزه هاي ديني

اصلي ترين روايتي كه براي نوروز مجموعه اي از مناسبت ها را برمي شمرد، روايت معلي بن خنيس از اصحاب امام صادق (عليه السلام) است . او مي گويد: «روز نوروز به محضر امام (عليه السلام) وارد شدم . امام از من پرسيد: آيا مي داني امروز چه روزي است؟ عرض كردم: فدايتان شوم . اين روزي است كه ايرانيان آن را بزرگ مي دارند و به يكديگر هديه مي دهند . امام صادق (عليه السلام) فرمود: قسم به خانه عتيقي كه در مكه قرار دارد، اين بزرگداشت، ريشه در زمان هاي دور دارد كه براي تو شرح مي دهم تا بداني . عرض كردم: آقاي من! اگر اين را از شما فرا گيرم، براي من خوشتر است از اين كه مردگان خانواده ام زنده شوند و دشمنانم هلاك گردند . آن گاه امام (عليه السلام) فرمود: «اي معلي! روز نوروز روزي است كه خداوند از بندگانش پيمان گرفت كه تنها او را بپرستند و شرك نورزند و به پيامبران و امامان و حجت هايش ايمان بياورند و اين روز اولين روزي است كه در آن خورشيد دميد و بادهاي بارور كننده بر درختان وزيد و گل ها و شكوفه هاي زمين آفريده شد و اين روز، روزي است كه كشتي نوح پس از طوفان بر كوه جودي نشست . اين روز، روزي است كه در آن خداوند آن هزار نفري را كه از بيم مرگ از سرزمينشان بيرون رفته بودند، زنده كرد . پس به ايشان فرمود: بميريد . و آن گاه حياتشان بخشيد . اين روز، روزي است كه جبرئيل بر پيامبر نازل شد و نيز روزي است كه پيامبر اكرم علي (عليه السلام) را بر دوش خود سوار كرد تا همچون ابراهيم (عليه السلام) بت هاي عرب را درهم بكوبد و به زير افكند . در اين روز، پيامبر (صلي الله عليه و آله)، علي (عليه السلام) را به وادي جن فرستاد تا از آنان براي پيامبر (صلي الله عليه و آله) بيعت بگيرد . اين روز، روزي است كه براي بار دوم براي علي (عليه السلام) بيعت گرفته شد . در اين روز، علي (عليه السلام) بر اهل نهروان پيروز شد و ذوالثديه را كشت . نوروز روزي است كه قائم ما و صاحبان امر ظهور مي كنند و در اين روز، قائم ما بر دجال چيره مي شود و او را در كنار كوفه به دار مي زند . هيچ نوروزي نمي رسد، مگر اين كه ما در آن منتظر فرج هستيم; زيرا نوروز از روزهاي ما و شيعيان ماست كه عجم آن را حفظ نمود و شما اعراب ضايعش كرديد .» (4)

اين روايت يا برخي از فرازهاي آن، به مناسبت هاي مختلف در ابواب مختلف منابع روايي آمده است . راوي اين حديث، يعني معلي بن خنيس، راوي بيش از هشتاد روايت ديگر نيز هست كه در زمان امام صادق (عليه السلام) به دستور ماموران حكومتي كشته مي شود . از ميان عالمان علم رجال، مرحوم نجاشي و مرحوم ابن غضائري او را تضعيف نموده اند، اما مرحوم شيخ طوسي او را از راويان ممدوح مي داند . در نهايت صاحب «معجم رجال الحديث » محققانه و پس از نقل دو دسته روايات مدح و ذم او، ايشان را مردي جليل القدر و از شيعيان خالص امام صادق (عليه السلام) مي داند . روايت هاي مدح او كه شامل روايات صحيح هم مي باشد، بسيار فراوان است و در كلام امام (عليه السلام) تصريح شده است كه او اهل بهشت است . از اين رو، معلي بن خنيس، مردي راستگو و موثق محسوب مي گردد; چرا كه در غير اين صورت، چگونه ممكن بود مورد عنايت امام (عليه السلام) بوده و مستحق بهشت باشد . نظر شيخ طوسي نيز مؤيد اين بيان است . به هر حال، اين راوي، بر شيوه و راه امام صادق (عليه السلام) درگذشته است . پس با توجه به اين تحقيق، تضعيف هاي مطرح شده منتفي خواهد بود . (5)

در اين باب، روايت ديگري از امام كاظم (عليه السلام) وارد شده است كه مخالف حديث فوق است . راوي مي گويد: «منصور (عباسي) براي تهنيت روز عيد نوروز، خدمت امام (عليه السلام) رسيد . امام (عليه السلام) فرمود: «اني قد فتشت الاخبار عن جدي رسول الله (صلي الله عليه و آله)، فلم اجد لهذا العيد خبرا، و انه سنة الفرس و محاها الاسلام، و معاذالله ان نحيي ما محاها الاسلام . . .» (6) ; من اخبار جدم رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را بررسي كردم، اما هيچ نشاني از اين عيد در آن نيافتم . اين عيد سنت ايرانيان است و اسلام آن را از بين برد، و ما از اين كه آن چه را كه اسلام از بين برده است، احيا كنيم، به خدا پناه مي بريم . آن گاه منصور گفت: ما براي سياست سپاه چنين مي كنيم .(. . . چرا كه بسياري از سربازان سپاه عباسي از ايرانيان بودند).

مرحوم مجلسي در ذيل اين روايت مي گويد: «اين خبر مخالف خبر معلي است و بر عدم اعتبار شرعي نوروز دلالت مي كند . اما اخبار معلي از نظر سند و هم شهرت، بين اصحاب قوي تر است . شايد بتوان روايت اخير را بر تقيه حمل نمود; چرا كه خبر معلي حاوي مطالبي است كه مورد تقيه بوده است (مانند بيعت امام علي (عليه السلام))، به همين دليل اظهار تبرك براي نوروز در چنين شرايطي پنهان شده است .» (7)

در حديثي ديگر مي خوانيم: «واتي علي (عليه السلام) بهدية النيروز . فقال (عليه السلام): ما هذا؟ فقالوا: يا اميرالمؤمين! اليوم النيروز . فقال (عليه السلام): اصنعوا لنا كل يوم نيروزا» (8) ; براي علي (عليه السلام) هديه نوروزي آوردند . امام فرمود: اين چيست؟ گفتند: اي امير مؤمنان! امروز نوروز است . امام فرمود: پس هر روز ما را نوروز كنيد . و بدين گونه امام (عليه السلام) سنت هديه دادن را تشويق نمودند . و يا در جايي ديگر: «روي انه (عليه السلام) قال: نوروزنا كل يوم » (9) ; هر روز ما نوروز است . و باز امام علي (عليه السلام) فرمود: «فنوروزا ان قدرتم كل يوم » (10) ; اگر مي توانيد هر روز را نوروز كنيد .

در اين روز، بر آداب مذهبي و معنوي اي همچون غسل و نماز و روزه تاكيد شده است: امام صادق (عليه السلام) فرمود: «اذا كان يوم النيروز فاغتسل و البس انظف ثيابك و تطيب باطيب طيبك و تكون ذلك اليوم صائما» (11) ; چون روز نوروز آمد، غسل كن و پاكيزه ترين لباست را بپوش و خود را به خوشبوترين عطرهايت معطر كن و در اين روز، روزه دار باش .

فقهاي شيعه، مبتني بر رواياتي كه برخي از آنها ذكر شد، نوروز را روزي جليل القدر دانسته اند و غسل و نماز برخي ديگر از اعمال را براي آن مستحب دانسته اند . از آن جمله اند: يحيي بن سعيد حلي (قده) در «الجامع للشرايع » (12) ، علامه حلي (قده) در «منتهي المطلب » (13) ، ابن فهد حلي (قده) در «مهذب البارع » (14) ، شيخ بهايي (قده) در «جامع عباسي » (15) ، و فاضل اصفهاني (قده) در «كشف اللثام » (16) .

اما اهل سنت، نوروز را تقريبا بالاتفاق از اعياد كفار مي دانند; چنان چه عظيم آبادي در «عون المعبود» (17) بر آن تصريح دارد . ابن ابي شيبه در «مصنف » (18) ، روزه آن را به دليل تشبه به مجوس مكروه مي داند و متقي هندي در «كنز العمال » ، در روايتي از امام علي (عليه السلام) نقل مي كند: «نيروزنا كل يوم بالماء» (19) و نيز از ابن عمر نقل مي كند كه هر كه به آداب نوروز عمل كند، از عجم محسوب مي گردد . (20) محمد طاهر بن هندي فتني در «تذكرة الموضوعات » ، روايات امر به روزه نوروز را جعلي دانسته و المناري در «فيض القدير شرح جامع الصغير» (21) ، صراحتا تعظيم نوروز را تعظيم روز كفر و غير مجاز مي داند . و جلال الدين سيوطي نيز در «الدر المنثور» (22) ، اعتكاف در مساجد را در اين روز، اعتكاف بر كفر تلقي مي كند .

اما نوروز را بايد فارغ از برخي بي اخلاقي ها شناخت و از او كه يادآور توحيد است، به بهانه سودجويي برخي احساس هاي سطحي و نازل قهر نكرد و در آيينه آن خداوند و پيامبر (صلي الله عليه و آله) و وصايت و عشق و آسمان و پرواز و فلاح را ديد . تلقي عارفانه از نوروز، تلقي اي عميقا ديني است كه به نظر مي رسد ائمه هدي (عليهم السلام) با برخورد ويژه اي كه با آن داشته اند مي خواسته اند ما را به سوي آن توجه دهند . روزه، غسل، صله رحم، لباس هاي تميز، نمازهاي خاص، عطر، پيوند با غدير، شكستن بت هاي جاهلي و شكست جهل و خرافه و يادآوري انتظار فرج، مجموعه اي بي بديل از بازسازي عارفانه سنتي قومي - و شايد ديني پيامبران گذشته - و تبديل آن به سنتي ديني، طبيعت دوستانه و انسان دوستانه است . چنين رويدادي عينا در بسياري از احكام امضايي اسلام همچون حج، بسياري از احكام حقوقي و نماز و روزه تكرار شده است .

از اين رو نه تنها بايد نوروز را پاسداشت كه بايد بر آنچه فراياد ما مي آورد تاكيد روزافزون نمود .

پي نوشتها:

1) تلك الايام نداولها بين الناس .(. . آل عمران/140).

2) بحارالانوار، ج 82، ص 168 .

3) همان، ج 6، ص 137 .

4) همان، ج 56، ص 92 .

5) براي تفصيل اين بحث ر . ك به سيد ابوالقاسم موسوي خويي، معجم الرجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة، طبع جديد، ج 19، ص 269- 258 .

6) مناقب، ج 4، ص 319 .

7) بحارالانوار، ج 56، ص 101 و 100 .

8) وسائل الشيعه، ج 12، ص 288، ح 14 .

9) همان، ح 15 .

10) مستدرك الوسائل، ص 205، ح 8 .

11) بحارالانوار، ج 56، ص 101 .

12) يحيي بن سعيدحلي، الجامع للشرايع، چاپ مؤسسه سيد الشهدا (عليه السلام)، قم، 1407، ص 33 .

13) علامه حلي، منتهي المطلب، مجمع البحوث الاسلامي، ج 2، مشهد، 1413 .

14) ابن فهدحلي، مهذب البارع، ج 1، جامعه مدرسين، قم، 1407 .

15) شيخ بهايي، جامع عباسي، مؤسسه انتشارات فراهاني، ص 11 .

16) فاضل اصفهاني، كشف اللثام، ج 1، كتابخانه آيت الله نجفي (ره)، قم، 1405، ص 11 .

17) محمد شمس الحق عظيم آبادي، عون المعبود، ج 3، ص 342 .

18) ابن ابي شيبه كوفي، مصنف، ج 2، ص 511 .

19) متقي هندي، كنزالعمال، مؤسسه الرساله بيروت، ج 14، ص 189- 179، خ 38299 .

20) همان، ج 15، ص 408، خ 41598 .

21) محمدعبدالرؤوف المناوي، فيض القدير، شرح جامع الصغير، ج 4، چ اول، دار الكتب العلميه، بيروت، 1415، ص 669 .

22) جلال الدين سيوطي، الدر المنثور، ج 1، دار المعرفه، 1365، ص 202 .

 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ


تعداد بازديد اين صفحه: 1088
Guest (PortalGuest)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (شعبه اصفهان)
مجری سایت : شرکت سیگما