تبلیغات


























 
مقاله های برگزیده

پیامبر17
شنبه 9 بهمن 1389 اخلاق و رفتار سياسي پيامبر (ص)/1
نويسنده: دكتر بهرام منتظري و مجيد مظاهري
منبع: نشريه اخلاق،شماره15




چكيده
 

امروزه،ديپلماسي از مهم ترين راهكارهاي دولت ها براي رسيدن به اهداف و منافع ملي خود در خارج از مرزهايشان است، با توجه با اين كه دين مبين اسلام جهانشمول فرض مي شود جاي اين تأمل هست كه پيامبر اسلام چه روش هايي را در ديپلماسي خود به كار گرفته و اصولاً آيا از اين راهكار براي رسيدن به هدف اصلي بعثت،يعني اصل دعوت به توحيد و اسلام به عنوان دين خاتم، استفاده كرده اند يا خير؟
اين مختصر درصدد است كه بيان نمايد دين مبين اسلام و پيامبراعظم، نه تنها به ديپلماسي براي رسيدن به اهداف خود معتقد بوده، بلكه مشوق اصل مذاكره و رفع تخاصمات از راه برقراري جلسات گفتگو و استدلال بوده وبراي ديپلماسي، اصول،مباني و ويژگي هاي خاص ارايه داده كه تا آن روزگار سابقه نداشته و الگوي آيندگان قرار گرفته است. ديگر اين كه ؛ اسلام،هرچند به جهاد ارج والايي مي نهد، ان را آخرين راه حل ديپلماسي تلقي مي كند. اسلام بيش از آن كه دين«زوربرهنه»يعني شمشيرباشد آن گونه كه معاندين و دشمنان اسلام گفته اند دين ديپلماسي است.
روش تحقيق مقاله ، كتابخانه اي است و تجزيه و تحليل داده ها به صورت توصيفي- تحليلي با رويكردي تاريخي وبا استناد به آيات و روايات اسلامي خواهد بود.
واژه هاي كليدي
ديپلماسي، ديپلماسي پيامبراعظم(ص)

مقدمه
 

هرچه رشد عقلي آدميان بيشتر مي شود، منظق گفتگو در ميان آنان بيش از پيش متداول مي گردد. هم چنين دولت ها نمايندگان ملت هاي خود و در واقع تجلي خواسته ها ، ظرفيت ها، لياقت ها، واراده ي ملت خويش مي باشند. بنابراين ؛ هرچه اين دولت ها عقلايي تر باشند؛براي رسيدن به اهداف خود، از روش چانه زني سياسي، گفتگو وبه عبارت ديگر ديپلماسي استفاده ي بيشتري مي نمايند.
دين مبين اسلام از همان آغاز بعثت پيامبر اعظم (ص) مبناي دستورات و قوانين و اساس دعوت به توحيد خود را بر پايه ي علم و عقل گذارد و از روش چانه زني، استدلال منطقي و عقلايي ، و به زبان امروزي،« ديپلماسي» استفاده نمود. سيزده سال دعوت پيامبر اعظم(ص) در مكه ي معظمه با آن سختي ها و مرارت هايي كه بر او وياران با وفايش روا مي داشتند، هم حكايت از تولد روش واصول جديد ديپلماسي در جهان بعد از بعثت ايشان دارد. جالب است بدانيم دستور به جهاد و آيات مربوط به آن، چند سال بعد از هجرت پيامبراعظم
(ص) به مدينه منوره صورت گرفت؛ بدين معنا كه آخرين راه ديپلماسي در اسلام جهاد است و نه اولين و سهل ترين راه.
اين مقاله برآن است كه در چهار بخش ، ابتدا كلياتي درباره ي ديپلماسي و روابط ديپلماتيك، سپس ديپلماسي در اسلام ، سوم ديپلماسي پيامبر اعظم(ص) ودرآخر، مكانيزم هاي اجرايي ديپلماسي پيامبر اعظم(ص) را تبيين نمايد.

ديپلماسي و رابطه ي ديپلماتيك
 

1-مفهموم ديپلماسي
 

واژه ي« ديپلماسي» از ريشه يوناني ديپلوما(Diploma) اخذ شده كه معناي لغوي آن صفحه يا برگ تا شده است،ودر اصطلاح «ديپلوما» به سندي گفته مي شود كه به موجب آن عنوان يا امتيازي به شخص مي دادند. از اين ريشه واژه ي "ديپلماسي " و "ديپلمات " ساخته شده است . (3).
واژه ي ديپلماسي به گونه هاي مختلف تعريف شده است ؛ مانند:
-اداره ي امور بين الملل به وسيله ي سفير وديگر مأموران ديپلماتيك؛
-اداره ي امور بين دولت ها به وسايل مسالمت آميز؛
-هنر ديپلمات در اداره ي امور خارجي دولت به وسايل مسالمت آميز،خصوصاً با مذاكره و گفتگو(4).
اما در يك جمع بندي از همه تعاريف ارايه شده مي توان چنين بيان داشت كه :
«ديپلماسي روشي است براي حل و فصل مسايل مربوط به روابط خارجي دولت به وسيله ي گفتگو يا هر روش مسالمت آميز ديگر».

2-تاريخ روابط ديپلماتيك در اسلام
 

به طور قطع مي توان بيان داشت كه روابط ديپلماتيك در اسلام از ابتداي ظهور اسلام وجود داشته و پيامبر اعظم(ص) براي تبليغ رسالت خود در عربستان وساير نقاط ازآن استفاده كرده است. پيامبر اعظم (ص) اولين كسي بود كه نخستين هيات را به حبشه و اولين سفير (دحبه بن حليفه الكلبي) را با مهر خود به دربار قيصر روم فرستاد. وقايع نگاران مسلمان شرح فرستادگان پيامبراعظم به بيزانس، ايران،مصر و حبشه را ثبت كرده اند. اين فرستادگان حامل نامه اي رسمي بودند ودستور داشتند كه آنها را به سران دولت ها ابلاغ كنند(5).

3-منابع حقوق ديپلماتيك
 

هر نظام حقوقي از مبنايي سرچشمه گرفته و با استناد به آن منابع ،قوانين حقوقي شكل مي گيرد.(6) با وجود گوناگوني نظريات حقوقدانان مسلمان درباره ي منابع حقوق اسلام، مي توان در يك تقسيم بندي كلي منابع حقوقي اسلام را به دو دسته ي اصلي و فرعي تقسيم نمود. منابع اصلي كه عبارت اند از: كتاب (قرآن كريم) سنت، اجماع ،و عقل (يا به نظر اهل
سنت قياس)، (7) ومنابع فرعي كه عبارت انداز: عرف، سيره ي عقلا، شهرت،معاهدات، قواعد حقوقي بين الملل و احكام حكومتي .
نيك مسلم است كه فرق منابع اصلي و فرعي در اين است كه منابع فرعي مستقل نيستند.

4-شرايط برقراري روابط ديپلماتيك
 

در برقراري روابط ديپلماتيك مرسوم است كه طرفين بايد دولت باشند. ودودولت يكديگر را نيز به رسميت شناخته ودر برقراري روابط ديپلماتيك با يكديگر توافق كرده باشند. ويكي نزد ديگري مأمور اعزام نمايد. (8)
درواقع ،شناسايي پس از موجوديت دولت، شرط اساسي برقراري روابط ديپلماتيك است؛ كه به دو صورت شناسايي موقت و غيركامل(دو فاكتور)،(9) و كامل ودايم، دو(ژوره )(10) مطرح مي گردد.
حقوق بين الملل اسلامي نيز عمل شناسايي را به عنوان يك واقعيت موجود پذيرفته است و شناسايي دولت يا كشورها از ديدگاه اسلام به سه صورت امكان پذير است.(11).
1. كشورهايي كه نظام سياسي آن مشروعيت الهي داشته و نهادهاي اسلامي آن بر مبناي اجراي قوانين الهي تكوين يافته باشد.
2. كشوري كه نظام سياسي آن مشروعيت مردمي داشته و دولت نماينده ي واقعي مردم باشد.
3-درموارد ضروري وبراي حل بن بست ها ،اسلام برمبناي قاعده ي "الضرورات تبيح المحظورات" برخي از كشورهايي را كه داراي نظام كفر و متكي به ظلم و تحميل اند براي رسيدن به توافق هاي نسبي به نفع اسلام به طور مقطعي به رسميت مي شناسد.

ديپلماسي و رفتار سياسي در اسلام
 

1-اصول ديپلماسي در اسلام
 

منظور از ديپلماسي ورفتار سياسي در اسلام، فعاليت هايي است كه پيامبر اعظم، يعني حضرت محمد مصطفي(ص) به عنوان رييس حكومت و نيز نمايندگان و سفراي منتخب ايشان در راه نيل به مقاصد و اداي وظايف سياسي دولت اسلامي و تحقق بخشيدن به خط مشي هاي كلي اسلام در زمينه ي سياست خارجي و همچنين، پاسداري ازحقوق و منافع دولت اسلامي در ميان قبايل وگروه هاي ديني و دولت هاي غير مسلمان در خارج از قلمرو حكومت اسلامي انجام داده اند. (12).
بر بنياد آيات قرآن كريم، خطوط كلي ديپلماسي و رفتار سياسي اسلام كه پيامبراعظم(ص) عنوان اسوه ي حسنه ي ديگر مسلمانان (بلكه جهانيان،اعم از مسلمانان و غير مسلمان)، ملزم به رعايت آن هستند عبارتند از :
1-پايبندي به تعهدات و پيمان ها . (انفال /42، توبه/7، نحل/91-92،اسراء/34).
2-التزام به عدالت ونظم عادلانه ي بين المللي . (مائده /8)
3-احترام به حقوق بي طرفان در جنگ و مخاصمات بين المللي.(نساء/90).
4-صلح و دوستي و قبول پيمان هاي صلح جويانه. (انفال/61)
5-اجتناب از توسعه طلبي و تجاوز درجهان و مبارزه با عاملان استكبار و كمك به ملت هايي كه براي رهايي خويش با استكبار مبارزه مي كنند (قصص/83)
6-رفتار دوستانه و مسالمت آميز با ملت هايي كه در انديشه ي دشمني نيستند.(ممتحنه/8).
7-رفتار متقابل و منصفانه با دولت هايي كه درروابط خود امانت و عدالت و انصاف را رعايت مي كند(رحمان/60)
8-مقابله و معامله به مثل با متجاوزان و تجاوز نكردن از حد معقول . (بقره/194،شوري/40-42).
در يك جمع بندي كلي، مي توان چنين بيان كرد كه اصول و خطوط كلي ديپلماسي و رفتار سياسي در اسلام و آنچه كه از فرامين الهي و آيات قرآن كريم استنباط مي شود. بدين قرارند:
1-اصل توحيد؛
2-اصل نفي سيبل و عزت و سيادت اسلامي ؛
3-بهره گيري از روش هاي مسالمت آميز در حل و فصل اختلافات؛
4-رعايت احترام متقابل و نزاكت بين المللي ؛
5-اصل وفاي به عهد و احترام و قراردادها و پيمان ها ؛
نظر به اهميت اين اصول وبراي فهم بيشتر رفتار سياسي پيامبراعظم (ص) به طور مختصر ودرخور مقاله هر يك از اين اصول را توضيح مي دهيم:
الف) اصل توحيد
توحيد از مهم ترين مباني سياست خارجي دولت اسلامي است.
اين اصل،محوراصلي ديپلماسي در اسلام است. پيامبر اعظم(ص) نيز دعوت خويش را از توحيد شروع كرد و توحيد هدف اصلي سياست خارجي آن حضرت(ص) بود. مباني اوليه ي دعوت پيامبر اعظم(ص) نيز توحيد بود . دعوت اوليه ي آن بزرگوار دردوران دعوت سري بر توحيد و يگانگي خداوند متعال استوار بود. همچنين در نامه هايي كه پيامبر اعظم(ص) به سران وپادشاهان آن روزگار نوشته اند، قبل از هرچيز ،آنها را به توحيد دعوت كرده و در بيشتر نامه هاي خود به بزرگان و سران مسيحي به اين آيه ي شريفه اشاره مي فرمايندكه :
(قل يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمه سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله و لا نشرك به شيئا)(13)
ب) اصل نفي سبيل (عزت و سيادت اسلامي)
قاعده ي نفي سبيل به لحاظ دليل و سند شرعي بسيار معتبر است و آيه ي قرآني ،حديث پيامبر اعظم(ص) اجماع فقهاي اسلام و دليل عقلي از مستندات آن است اين مستندات از اين قرارند:
-آيه ي قرآني : ( ولن يجعل الله للكافرين علي المومنين سبيلا).(14).
براساس آيه ي نفي سبيل، راه هرنوع نفوذ وسلطه ي كفار بر جوامع اسلامي درحوزه هاي مختلف سياسي، نظامي، اقتصادي و فرهنگي بايد مسدود شود.
-حديث اعتلا: از پيامير اعظم(ص)روايت شده كه فرموده: «الاسلام يعلو و لايعلي عليه و الكفار بمنزله الموتي لايحجبون و لايورثون».(15)
-اجماع فقها: از ديگر دلايل و مستندات قاعده ي نفي سبيل، اجماع فقها و مسلمانان بر اين مطلب است كه در اسلام هيچ گونه قاعده اي مبني بر جايز بودن تسلط كافران بر مسلمانان وجود ندارد. (16).
-دليل عقلي ؛مناسبت حكم با موضوع : منظور از اين مطلب، اين است كه شرافت و ماهيت توحيدي دين اسلام مانع از آن است كه مسلمان براي غير خداوند تعبد و تذلل كند.
نتيجه اين كه مي توان اهم عناوين مستنبط از اصل نفي سبيل در فقه را چنين برشمرد:
1-عدم جواز ولايت غير مسلمان بر مسلمان؛
2-عدم جواز مشورت از غير مسلمان در امور مسلمين؛
3-سقوط حق قصاص غير مسلم؛
4-عدم جواز تزويج غير مسلم با مسلم ؛
5-عدم ثبوت حق شفعه براي غير مسلم؛
ج-اصل همزيستي مسالمت آميز
-قرآن كريم: در نظر قرآن كريم، زندگي اجتماعي مشتمل بر جنگ و صلح است، اما صلح و همزيستي مسالمت آميز، عنايت حركت اجتماع وهدفي است كه انبياي الهي براي استقرار آن آمده اند، زيرا مهم ترين هدف ارسال رسل استقرار عدالت اجتماعي است و اين در معناي واقعي خود، صلح و امنيت اجتماعي را به همراه خواهد داشت.(17)
قرآن كريم همواره مؤمنان را به ايجاد روابط مسالمت آميز با ديگران و ايجاد صلح همگاني و عمومي دستورداده است: ( يا ايها الذين امنوا ادخلوا في السلم كافه و لا تتبعوا خطوات الشيطان انه لكم عدو مبين )(18).
-رفتار سياسي پيامبر اعظم(ص) :علاوه برآيات متعدد قرآن كريم، عملكرد پيامبر اعظم(ص) نيز بر همزيستي مسالمت آميز تأكيد دارد؛ چنان كه آن حضرت (ص) براي ايجاد انگيزه در مخالفان براي توافق هاي اصولي و كشاندن آنان به مذاكرات صلح آميز، از توافق هاي جزيي در مورد قدر مشترك ها هرگز صرف نظر نمي كرد وبا توافق و قرارداد و معاهده در زمينه ي مسايل فرعي، راه را براي رسيدن به توافق هاي اصولي تر و بيشتر هموار مي كرد.(19).
از نظر تاريخي، پس از هجرت پيامبر اعظم(ص) به مدينه جنگ هايي رخ داد.پيامبر اعظم(ص) پس از اين جنگ ها كه حدود شش سال طول كشيد، استراتژي صلح را دنبال كرد كه بارزترين و ملموس ترين نمود عيني آن صلح حديبيه است. در روابط خارجي پيامبر اعظم(ص) اصل بر صلح است و جنگ حالت استثنايي دارد كه بنا به ضرورت چهره مي نمايد. در واقع رفتار سياسي پيامبر اعظم(ص)درحوزه ي سياست خارجي و ديپلماسي،اصالتاً مبتني بر دعوت بود واين نوع رفتار،در آغاز رسالت و پس از تشكيل حكومت اسلامي در مدينه و فتح مكه تا آخر عمر ايشان ، ادامه داشت.(20)
-شيوه هاي سياسي حل اختلافات در ديپلماسي و رفتار سياسي پيامبر اعظم(ص)
1-مذاكره : مستقيم ترين راه حل اختلافات، مذاكراتي است كه طرفين نزاع مي توانند براي روشن شدن وضع و اخذ تصميم نهايي با يكديگر داشته باشند.اين روش حل اختلاف از ديدگاه حقوق اسلام بلامانع بوده و عملا نيز پيامبر اعظم(ص) در ديپلماسي و رفتار سياسي خود درموارد متعددي اين شيوه را دنبال كرده است، از جمله: (21).
-مذاكره با نمايندگان قريش و ماجراي نمايندگي ابوطالب از طرف سران قريش؛
-مذاكره با نمايندگان مردم يثرب درعقبه ي اولي و عقبه ي ثاني ؛
-سفارت جليس بن علقمه، مرد سياسي - نظامي قريش؛
-مذاكرات پيامبر اعظم(ص) با سهيل بن عمرو ، فرستاده ي مخصوص قريش و انعقاد قرارداد تاريخي صلح حديبيه ؛
-مذاكره با نمايندگان ثقيف (طايف)؛
-مذاكره پيامبر اعظم(ص) در جريان فتح مكه ؛
-مذاكره با سفراي ملوك حمير و مذاكره با هفتاد هيأت نمايندگي .(22).
2- حكميت و داوري : ديگر روش حل اختلاف ، حكميت و داوري است . در اين شيوه، هيات مورد قبول طرفين، مأموريت حل اختلاف را پذيرفته و اختيار دارد تا راه و روش حل احتلاف را ارايه دهد.پيامبراعظم(ص)نيز حكميت و داوري را در رفتار سياسي خود براي حل اختلاف به عنوان يك قاعده ي حقوقي بين المللي به كار بردند، چنان كه اختلاف با يهود بني قريظه به شيوه ي حكميت حل و فصل گردد.(23)
در اينجا لازم است كه به روش هاي ديگر حل اختلاف، همچون ميانجي گري ، سازش وراه حقوق نيزكه مورد تائيد حقوق بين الملل است اشاره شود. نيك مسلم است كه اين روش ها
درديپلماسي و رفتار سياسي پيامبر اعظم(ص) سابقه نداشته اند؛ اما با فهم صحيح دين اسلام مي توان به قطع بيان داشت كه اين روش ها نيز مورد تأييد و تأكيد اسلام است و از نظر حقوق اسلام،اعمال اين روش ها منعي ندارد.ودر ضمن، درروايات بسياري كه از امامان معصوم(ع) به دست ما رسيده ، آنان،مسلمانان را براي ثبوت صلح و رعايت حقوق اجتماعي همديگر بدين روش ها تشويق كرده اند. (24)
د-رعايت كمال احترام متقابل و نزاكت بين المللي
يكي از مهم ترين ويژگي هاي ديپلماسي اسلام ، اصل رعايت احترام و نزاكت در روابط بين الملل است. (25).
اسلام در برخورد با بيگانگان و پيروان اديان الهي ؛ با مروت برخورد كرده و اقليت ها را داراي حقوق ويژه اي دانسته است. اسلام درمورد بيگانگان از سخت گيري پرهيز دارد. داراي تساهل ديني نسبت به رابطه با بيگانگان است و به حس سلوك و مهرورزي دستور مي دهد. (26). سيره ي پيامبر اعظم(ص) در برخورد با سفرا و نمايندگان همه ي ملل، محبت آميز و به دور از هر نوع خشونت بود و كمترين مزاحمتي براي آنان ايجاد نمي كرد(27).
در كتب تاريخي در خصوص رفتار سياسي پيامبر اعظم(ص) روايت شده است كه ايشان هميشه با فرستادگان ملل خارجي با احترام و مهرباني هر چه تمام تر رفتار مي كرد. بنابر عادت و خوي متعالي خود به آنها تحف و هداياي فراواني ارزاني مي شده است و درمقام توصيه به اصحاب خود در اين مهم مي فرمود:«پس ازمن نيز بدين گونه عمل كنيد»(28).

5-اصل وفاي به عهد و احترام به قراردادها و پيمان ها
 

يكي از مهم ترين اصول درروابط بين الملل، اصل احترام به تعهدات است. از نظر اسلام، التزام به پيمان و وفاي به عهد، يك سياست راهبردي وبلند مدت است . تحت هيچ شرايطي قابل نقض نيست . فلسفه ي تأكيد دين اسلام بر لزوم وفا به عهد و پيمان،ايجاد زمينه ي توافق بر همزيستي و زندگي مسالمت آميز است.
مستندات اصل وفاي به عهد واحترام به قراردادها و پيمان ها عبارتند از :
آيات قرآن كريم : در آيات قرآن كريم، به وفاي به عهد و قراردادها بسيار تأكيد شده است.
-(والموفون بعهدهم اذا عاهدوا)(29)
-( يا ايها الذين امنوا اوفوا بالعقود)(30).
-(الذين يوفون بعهدالله و لاينقضون الميثاق)(31)
-( واوفوا بالعهد ان العهد كان مسؤولا )(32)
-( والذين هم لا ماناتهم وعهدهم راعون)(33).
-سنت ورفتار سياسي پيامبر اعظم(ص) انس بن مالك از پيامبر اعظم(ص) روايت مي كند كه حضرت(ص) فرمودند: « لادين لمن لا عهدله ».
همچنين رسول اعظم(ص) فرمود:«المومنون عند شروطهم»(34).
تاريخ اسلام : در تاريخ اسلام، نمونه هايي بسيار از رعايت اصل وفاي به عهد است چنانچه در قضيه ابوجندل بعد از صلح حديبيه و فرار وي از مكه به مدينه و استرداد آن از طرف پيامبر(ص) به مشركين مكه نوعي واضح از رفتار سياسي پيامبراعظم (ص) مشاهد مي شود.(35).

پي نوشت ها :
 

1.استادياروعضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهرضا.
2. كارشناس ارشد علوم سياسي دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهرضا.
3. صدر،جواد،حقوق ديپلماتيك وكنسولي،ص 14؛همچنين رك: عميد زنجاني، عباسعلي، فقه سياسي: حقوق تعهدات بين المللي و ديپلماسي دراسلام، 265.
4. دفتر همكاري حوزه ودانشگاه،اسلام و حقوق بين المللي عمومي، ج1. ص210.
5. خدوري، مجيدو هربرت ج ليبني، حقوق دراسلام ، ترجمه: زين العابدين رهنما،،ص397.
6. ميري زاده، حسين، حقوق بين الملل در اسلام،ص14.
7. مطهري، مرتضي، آشنايي با علوم اسلامي، ص 14.
8. ر. ك : قوام، عبدالعلي، اصول سياست خارجي بين الملل ، محمد رضا ضيايي بيگدلي، حقوق بين المللي عمومي .
9. De-facto.
10.De-jure
11.زنجاني، عميد، همان، ص269.
12. زنجاني،عميد،همان،ص272.
13. آل عمران/64.ترجمه:«بگو اي اهل كتاب! بياييد ازآن كلمه ي حق كه بيان ما و شما يكسان است پيروي كنيد كه به جز خداي يكتا هيچ كس را نپرستيم و چيزي رابااوشريك قرار ندهيم ».
14. نساء /141. ترجمه:«خداوند سبيل و طريقي براي كافران بر مؤمنان قرارنداده است. »
15. شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج4،باب ميراث اهل الملل، ص19، ترجمه: اسلام هميشه بر ساير مكاتب و ملل علو وبرتري نسبت دارد وهيچ چيزي برآن برتري ندارد و كافران به منزله ي مرده ها هستند كه نه مانع ارث مي شوندونه ارث مي برند.
16.شكوري، ابوالفضل ، فقه سياسي،قم، ص 330.
17. سوره نسا/ 114.(اصلاح بين الناس)و 128(الصلح خير ).
18. سوره بقره /208.ترجمه: «اي كساني كه به ايمان گرويده ايد، همگي به صلح و همزيستي در آييد وپابرجاي پاي شيطان منهيد كه اوبراي شما دشمن آشكار است».
19. ر. ك : عميد زنجاني، عباسعلي ، همان، ص 274.
20.علي شيرخاني،«دعوت و جنگ و صلح در قرآن«،فصلنامه علوم سياسي، سال4،شماره 15،ص 191.
21. الظالمي، محمد صالح، من الفقه السياسي في الاسلام، ص139.
22. زرگري نژاد ، غلامحسين، تاريخ تحليلي اسلام، ص 23.
23. ابن هشام، سيره النبي، ترجمه: رسولي محلاتي، سيد هاشم،ص267.
24.دفتر همكاري حوزه و دانشگاه، اسلام و حقوق بين الملل عمومي، ج2،صص 39-41.
25. خليليان، سيد خليل، حقوق بين الملل اسلامي ، ص 253.
26.بوازار، مارسل، اسلام و حقوق بشر، ترجمه: مؤيدي، محسن،ص63.
27. ماجراي فرستادگان مسيلمه ي كذاب و تعرض آنان به پيامبراسلام يكي از اين نمونه هاست . براي آگاهي بيشتر.ر. ك : دفتر همكاري حوزه دانشگاه، اسلام وحقوق بين المللي عمومي، ج2،ص217.
28.رشيد،احمد،اسلام وحقوق بين الملل عمومي، ترجمه: سيدي، ص84-85.
29.بقره/177. ترجمه: « مومنان كساني اند كه چون پيمان بندند به پيمانشان وفا كنند» .
30. مائده/1. ترجمه: « اي اهل ايمان به عهد وپيمان خود وفا كنيد. »
31. رعد/20. ترجمه: « كساني كه به عهد خداوند وفا مي كنند و پيمان حق را نمي شكنند» .
32. اسراء/34. ترجمه: « به عهد وفا كنيد بي گمان از عهد پرسيده مي شود.»
33. مومنون/8 ترجمه: «و كساني كه امانت ها و پيمان هاي خويش را همي پايند».
34.انصاري ، مرتضي،المكاسب، ص215.
35. ابن الاثير، الكامل في التاريخ، ترجمه عباس خليلي، ص 235.

 
امتیاز دهی
 
 

بيشتر


تعداد بازديد اين صفحه: 2866
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (شعبه اصفهان)
مجری سایت : شرکت سیگما