مصاحبه با حجة الاسلام و المسلمين مختاري

                                شهيدين مقيد به وحدت اسلامي بودند          

 

گفته مي شود كه شهيد اول در كتاب «القواعد و الفوائد» از قرافي و ديگر علماي اهل سنت متاثر بوده است تا چه اندازه با اين نظريه موافقيد؟

يك قاعده كلي در علوم نقلي و عقلي وجود دارد و آن اين كه كتب و آثار متاخر، متاثر از كتب متقدم است و اين مورد، عيب هم حساب نمي شده است مهم اين است كه با بهره گيري از كتب قبلي، اثري نو و محققانه و جامع ارائه داد. بنابراين شهيد اول در كتاب «القواعد و الفوائد» متاثر از كتب قبلي است ولي قواعد و فوائد را در قالب فقه شيعي درآورده است و به عبارت ديگر فقه شيعي را در اين قالب ريخته است و در اين جهت شهيد اول مبتكر است و قبل از او كتابي به اين سبك نداشته ايم.

 

علل امتناع شهيد ثاني از مسافرت به ايران عليرغم دعوت شاه طهماسب و محقق كركي چه چيزي بوده است؟

پسر شهيد ثاني يعني «صاحب معالم» و نوه دختري شهيد ثاني يعني «صاحب مدارك» به ايران نيامدند و به زيارت امام رضا (ع) مشرف نشدند چون نمي خواستند با دربار ايران ارتباطي داشته باشند ولي اينكه شاه طهماسب از شهيد ثاني دعوت كرده باشد در تاريخ چيزي نديدم و محقق كركي نيز قطعا از شهيد ثاني دعوت نكرده است چون محقق كركي متوفاي 940 هـ ق است و شهيد ثاني متولد 911 هـ ق است يعني در سال شهادت محقق كركي، شهيد ثاني 29 سال داشت و در آن زمان شهرتش به محقق كركي در ايران نرسيده بود و حتي اجازه هم از محقق كركي ندارد و فقط از آثار محقق كركي در آثار شهيد ثاني نام برده شده است بنابراين اين مسلم است كه محقق كركي از شهيد ثاني دعوت نكرده است. در زمان شهيد ثاني در جبل عامل علما فراواني نبودهاند و شهيد ثاني تصميم مي گيرد كه حوزه اي تأسيس كند. در آثار شهيد ثاني به خصوص رسائل ايشان كه در دو جلد چاپ شده است در باب اجتهاد از فقدان عالم در جبل عامل ناله كرده است و شايد اگراز طرف شاه ايران هم دعوت شده باشد لازم مي ديد كه در جبل عامل به تربيت شاگردان بپردازد. شهيد ثاني دو نفر از شاگردانش را به ايران فرستاد يكي پدر شيخ بهايي است كه سفرنامه پدر شيخ بهايي به عنوان «الرحله» كه به امر شهيد ثاني نوشته است موجود است كه با پيشنهاد حقيرو تحقيق واحد احيا به وسيله انتشارات دفتر تبليغات چاپ شده است. در مقدمه اين كتاب كه در حقيقت نامه اي است به شهيد ثاني آمده است: «وقتي من از شام به ايران آمدم به من دستور داديد كه هر چه اتفاق افتاد بنويسم و اين گزارش آن سفر است.»

همچنين ابن عودي شاگرد شهيد ثاني نيزبه ايران آمده بود تا اوضاع ايران را گزارش كند. بعد از شهادت شهيد ثاني اوضاع علماي جبل عامل نابسامان شد و از آن به بعد هجرت به ايران شدت يافت و پدر شيخ بهايي نيز ديگر به لبنان بازنگشت.

 

يكي از آثار برجسته شهيد ثاني همان شرح لمعه دمشقيه است. آيا شرح نويسي شهيد ثاني بر كتب شهيد اول در همين كتاب خلاصه مي شود يا اينكه باقي آثار شهيد ثاني نيز ناظر و شرح بر آثار شهيد اول هستند؟

ابن عودي كه شاگرد شهيد ثاني است و كتاب زندگي نامه شهيد ثاني با عنوان «بغيةالمريد في الكشف عن احوال الشيخ زين الدين الشهيد» را نوشته در بخشي از كتاب آورده است شهيد ثاني وقتي متوجه شد سرنوشتي شبيه سرنوشت شهيد اول دارد به شرح نويسي بر شهيد اول روي آورد و شايد كسي غير از شهيد ثاني به اندازه او، شرح بر آثار شهيد اول ننوشته است كه معروفترين آن ها شرح لمعه است و رايج ترين شرح براي لمعه است. علاوه بر لمعه، شهيد ثاني بر الفيه شهيد اول سه شرح و حاشيه نوشته است. يك شرح با عنوان «المقاصد العليه» و دو حاشيه مبسوط و مختصر نوشته است كه هر سه با هم چاپ شده است. غير از الفيه بر نفليه شهيد اول شرح مبسوطي با عنوان «الفوائد المليه» نوشته است كه اتفاقا كتاب نفليه بسيار كم حاشيه و كم شرح است و غير از اين دو كتاب بر خود لمعه دمشقيه- علاوه بر شرح- حاشيه اي نوشته است كه آن حاشيه براي نخستين بار در موسوعه شهيد ثاني و هم زمان با كنگره شهيد ثاني منتشر مي شود. شهيد ثاني علاوه بر اين كه شروحي بر آثار شهيد اول نوشته است به شدت تحت تاثير آثار شهيد اول است.

 

مباحث تربيتي و اخلاقي در آثار شهيد ثاني جلوه ويژه اي دارد و همواره در حوزه هاي علميه مورد توجه قرار گرفته است آيا پيش از شهيد ثاني چنين متوني سابقه داشته است؟ و اگر داشته است وجوه اشتراك و افتراق آنان چه بوده است.

شهيد ثاني يك شخصيت وارسته و اخلاقي است و آثار اخلاقي او با بركت است. از جمله آن ها «منية المريد» و «مسكن الفؤاد عند فقد الأحبه و الأولاد»، اسرار الصلوة با عنوان «تنبيهات العليه» و «كشف الريبه» كه درباره غيبت است. لا به لاي آثار ديگرش به مناسبت به مباحث اخلاقي اشاره دارد. خودش نيز بسيار شخصيت اخلاقي است كه از سخنان خود و شاگردانش به دست مي آيد. ميرزاي شيرازي، صاحب فتواي تحريم تنباكو تقريظي برچاپ اول منية المريد كه در هند چاپ شده نوشته است: «چقدر شايسته است كه اهل علم مواظبت نمايند به مطالعه اين كتاب شريف و متأدب شوند به آداب مزبوره در آن.» مرحوم علي اصغر حكمت در مجله تعليم و تربيت كه در سال ۱۳۰۴ شمسي چاپ شده است، مي گويد: من اهميت منية المريد را نمي دانستم ولي يكي از شخصيت هاي غربي مرا متوجه اهميت اين كتاب كرد. ايشان مي گويد شايد برخي تصور كنند كه هر چه فرهنگ و تمدن است از سوي اروپاست و غافل باشند از علوم و فنوني كه علماي ما به وجود آوردند. بعد به مناسبت گفته است: نسخه اي از «منية المريد» به دست آوردم و ديدم گنج پربهايي است مشحون از جواهر حكم و معارف و از اين جهت قسمتي از كتاب «منية المريد» را ترجمه و در مجله تعليم و تربيت منعكس كرده است. شايد دليل تاثيرگذاري فراوان اين كتاب اين است كه نويسنده كتاب عالم عامل بوده است.

 

چه تفاوت هايي بين ساير كتب اخلاقي زمان شهيد ثاني و آثار اخلاقي شهيد ثاني وجود دارد؟

قبل از منية المريد آثار اخلاقي وجود دارد ولي ذكر آداب شاگرد و استاد، آداب مناظره و كتابي كه به درد طلاب و استادان بخورد از ابتكارات شهيد ثاني است كه البته مثل همه نويسندگان تحت تاثير آثار ديگران بوده است.

 

كتاب «مسكن الفؤاد» به چه منظوري نوشته شده است. آيا پيش از شهيد ثاني نيز اثري با اين موضوع وجود داشته است؟

بعد از شهيد ثاني آثاري در اين زمينه نوشته شده است ولي پيش از ايشان به اين شكل كتابي نداريم. «مسكن الفؤاد عند فقد الاحبه و الاولاد» درباره كساني است كه داغ فرزند مي بينند. در بعضي از آثار است كه چون فرزندان متعددي از شهيد در كودكي از دنيا رفتند در اين كتاب ابتكاري، اجر مصيبت ها را در قالب روايت و داستان هاي آموزنده صبر و تحمل نوشته است.

آثار شهيدين متاثر از چه كتاب ها و شخصيت هايي است؟

شهيد اول در كتب فقهي اش بيش از همه تحت تاثير علامه حلي، محقق حلي و فخرالمحققين است. شهيد ثاني در آثارش بيش از همه تحت تاثير محقق كركي است به خصوص در «جامع المقاصد». حتي در بسياري از موضوعاتي كه محقق كركي رساله و اثر مستقل نوشته است، شهيد ثاني نيز در همان موضوعات رساله نوشته است. مثلا محقق كركي رساله اي با عنوان «في طلاق الغائب» نوشته است كه شهيد ثاني نيز با همين موضوع رساله اي دارد. محقق كركي به نوبه خود به شدت تحت تاثير شهيد اول است. شهيد ثاني در درايه و «منية المريد» و «اسرار الصلوة» از كتب اهل سنت نيز استفاده كرده است كه امر رايجي بوده است. علماي اهل سنت نيز از آثار علماي شيعه استفاده كرده و اثر پذيرفته اند.

كتاب شرح لمعه دمشقيه تاكنون در حوزه هاي علميه تدريس مي شود. علت اين ماندگاري چيست؟

علاوه بر اتقان خود كتاب و اين كه اثر دو فقيه تراز اول است، لمعه از آخرين آثار شهيد اول بوده يعني زماني كه شهيد اول در اوج قله فقاهت بوده است. شرح لمعه هم جزو آثار ميانه عمر علمي شهيد ثاني است و بعد از پختگي شهيد ثاني نوشته شده است.

بنده بعد از تحقيق و نشر «منية المريد» نسخه اي را به آيت ا... وحيدخراساني (دامت بركاته) تقديم كردم و ايشان مرا تشويق كردند و مورد تفقد قرار دادند. ايشان به صورت خصوصي و نيز در جلسه درس فرمودند: «كسي به حضور حضرت حجت (عج) شرفياب شده است. حضرت فرمودند: «چون شهيدين خود را به حطام دنيا آلوده نكردند و از تمتعات دنيوي بهره مند نشدند ما به آثارشان بركت داديم.»

درباره آثار منتشر نشده شهيدين چه اطلاعاتي داريد؟

همه آثار شهيد ثاني يك بار چاپ شده است و فقط حاشيه شهيد ثاني بر لمعه دمشقيه براي اولين بار در موسوعه شهيد ثاني چاپ مي شود، از شهيد اول نيز چندين اثر براي نخستين بار در كنگره عرضه مي شود. يكي «جامع البين من فوائد الشرحين» كه كتاب اصولي است، ديگري «حاشيه قواعد» است كه حاشيه اي بر قواعد علامه حلي است و همچنين رساله اي كوتاه با عنوان احكام الاموات. در پانزده سال پيش بيشتر آثار شهيدين چاپ نشده بود. بعضي از آثار شهيد اول و ثاني مفقود شده است ولي عناوين آن معلوم است.

آيا اين كتب معدودند يا معتنابه؟

معتنابه هستند. شهيد ثاني در باب مسائل اخلاقي در منية المريد آورده است كه كتاب ديگري با عنوان «منارالقاصدين في اسرار معالم الدين» نوشته ام كه منية المريد خلاصه اي از آن به حساب مي آيد. شهيد ثاني در آثار خود از كتبي نام برده اند ولي الان در دست نيست. متاسفانه برخي از كتبشان به غارت رفت و به آتش كشيده شد.

درباره مناسبات علمي و فكري عصر هر يك از شهيدين اعم از نقش علماي جبل عامل در گسترش تشيع، بررسي اوضاع حوزه هاي علميه در عصر شهيدين، مناسبات فكري و فقهي شهيدين با علماي مذاهب اسلامي چه مطالب مهمي را شايان ذكر مي دانيد؟

اين دو شهيد در عين قداست و اخلاص با علماي اهل سنت مراودات زيادي داشته اند. شهيد ثاني حدود دو سال در مصر نزد علماي اهل سنت درس خوانده است. شهيد اول از چهل نفر از علماي اهل سنت اجازه نقل حديث داشته است.آنان مقيد به حفظ وحدت اسلامي بودند. آنان در عين پافشاري بر معتقدات اماميه بهانه به دست دشمن نمي دادند. آن زمان بعد از علامه حلي و فخرالمحققين حوزه علميه حله از هم پاشيد و به همت شهيد اول در جبل عامل سر برآورد.

درباره خاندان، شخصيت و سيره علمي، اخلاقي، اجتماعي و سياسي هر يك از شهيدين چه نكاتي را حائز اهميت مي دانيد؟

هر دو خاندان با بركت و عالم خيز و خدوم بودند. پدر شهيد اول از عالمان بوده است. هر سه فرزند شهيد اول از علما بوده اند و دختر ايشان هم «ست المشايخ» از شخصيت هاي بزرگ است. همسر شهيد اول هم همين طور. يك وثيقه اي از دختر شهيد اول در اختيار است كه كل ارثش را در قبال نسخه اي از تهذيب و مصباح شيخ طوسي و قرآني كه هديه علي بن مويد به شهيد اول بوده به برادران خود بخشيده است. صاحب معالم و صاحب مدارك هم به ترتيب فرزند و نوه دختري شهيد ثاني هستند و علم و تقوا در نسل او ادامه يافته است.

نقش هر يك از شهيدين در وحدت امت اسلامي چه بوده است؟

از مرحوم آيت ا... بروجردي (قدس سره) نقل شده است كه فقه پنج نفر از علماي شيعه به علت تسلط بر آثار اهل سنت ممتاز است كه دو نفر آنان شهيد اول و ثاني بوده اند. شهيد ثاني در بعلبك براي اهل مذاهب ديگر فتوا مي داده و برخي از آثار فقهي آنان را تدريس مي كرده است. اين امر موجب حفظ وحدت مذاهب اسلامي بوده است. آنان با توجه به نزديكي به علماي اهل سنت بسيار در جلوگيري از دعواهاي طايفه اي و فرقه اي تاثير داشتند.

 

 
امتیاز دهی
 
 

خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

كنگره بين المللي شهيدين
Powered By Sigma ITID.