به گزارش روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علیمه قم، دکتر محمد باغستانی، مدیرگروه و عضو هیأت علمی گروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی، در بخش سوم گفتوگوی خود با موضوع «آموزش و تربیت تمدنی؛ نیاز امروز و فردای اهالی ایرانجان»، به تبیین نقشه راه گذار به «نظام خانواده تمدناندیش» پرداخت و این مسیر را در سه سطح خرد، میانی و کلان تشریح کرد.
وی با بیان اینکه تمدنسازی فرآیندی تدریجی و درونزا است، اظهار داشت: هر تمدنی از کوچکترین واحد اجتماعی یعنی خانواده آغاز میشود و اگر این هسته اولیه دچار ضعف در مهارتهای ارتباطی، تربیتی و مسئلهیابی باشد، در سطوح بالاتر نیز با بحرانهای انباشته مواجه خواهیم شد.
الف) سطح خرد؛ فرد و خانواده
آموزش پیش از ازدواج با رویکرد تمدنی
دکتر باغستانی نخستین گام در مسیر خانواده تمدناندیش را «آموزش پیش از ازدواج با رویکرد تمدنی» دانست و تصریح کرد: این آموزشها نباید صرفاً محدود به مباحث اقتصادی، حقوقی یا فقهی باشد، بلکه باید به صورت جدی بر مهارتهای زندگی مشترک تمرکز کند.
وی مهارتهای ارتباطی، همدلی، حل مسالمتآمیز تعارض، مدیریت خشم، قدرت مذاکره و درک متقابل را از مهمترین سرفصلهای این آموزشها برشمرد و افزود: بسیاری از تنشهای خانوادگی نه از فقدان علاقه، بلکه از ناتوانی در گفتگو و حل اختلاف ناشی میشود.
به گفته وی، زوجین همچنین باید با اصول «تربیت فرزند با نگاه تمدنی» آشنا شوند؛ تربیتی که هدف آن پرورش کودکانی تابآور، دارای تفکر انتقادی، مسئولیتپذیر و اهل گفتگو از همان سالهای نخست زندگی است.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: خانواده کوچکترین واحد سازنده تمدن است و نسل جوان باید نسبت به «مسئولیت تمدنی خانواده» آگاه شود؛ مسئولیتی که تنها به اداره یک زندگی شخصی محدود نیست، بلکه در شکلدهی آینده جامعه نقش دارد.
گفتوگوی فعال و همدلانه در خانواده
دکتر باغستانی در ادامه، گفتوگوی فعال و همدلانه را ستون اصلی خانواده تمدناندیش معرفی کرد و گفت: خانه باید به فضایی امن برای بیان عقاید تبدیل شود؛ جایی که اعضا بتوانند بدون ترس از سرزنش یا طرد شدن، دیدگاههای خود را مطرح کنند، حتی اگر نظرات متضاد باشد.
وی افزود: یادگیری «گوش دادن فعال» و «درک دیدگاه دیگری» حتی در صورت مخالفت، یکی از مهمترین مهارتهایی است که باید در خانواده تمرین شود.
این پژوهشگر حوزه تمدن اسلامی با اشاره به طبیعی بودن اختلافات خانوادگی گفت: مسئله، وجود اختلاف نیست؛ بلکه نحوه مدیریت آن اهمیت دارد. باید به فرزندان آموخت که تعارضها از طریق مذاکره، مصالحه و احترام به قواعد توافقشده در خانواده قابل حل هستند.
وی تغییر الگوی «سلطه» به «همکاری» را از دیگر الزامات خانواده تمدناندیش دانست و اظهار داشت: اعمال قدرت صرف و تصمیمگیری یکجانبه، جای خود را باید به مشارکت در تصمیمسازی بدهد؛ البته متناسب با سن و بلوغ فکری فرزندان.
باغستانی همچنین بر توانمندسازی مادران به عنوان محور عاطفی و تربیتی خانواده تأکید کرد و گفت: افزایش آگاهی، مهارتافزایی و حمایتهای اجتماعی از زنان، به تقویت کارکرد تربیتی خانواده کمک میکند.
وی افزود: مادران میتوانند با الگودهی عملی، فرزندان را به سمت همدلی، احترام به تفاوتها و روحیه مشارکتجویی هدایت کنند؛ ویژگیهایی که پایههای یک جامعه پویا را شکل میدهد.
ب) سطح میانی؛ نهادهای اجتماعی و فرهنگی
آموزش و پرورش؛ بستر تمرین آزاداندیشی
دکتر باغستانی در تشریح سطح میانی، نقش آموزش و پرورش را کلیدی دانست و اظهار داشت: مفاهیمی مانند مدارا، گفتوگو، احترام به حقوق دیگران، مسئولیتپذیری اجتماعی و مهارت حل مسئله باید از مهدکودک تا دانشگاه در متون درسی و برنامههای آموزشی ادغام شود.
وی مدرسه را «محیط تمرین آزاداندیشی کوچک» توصیف کرد و گفت: دانشآموزان باید تجربه اختلاف نظر را در فضایی امن بیاموزند و مدیریت سازنده آن را تمرین کنند. شوراهای دانشآموزی فعال میتوانند نمونهای از چنین تمرینی باشند.
به گفته وی، تربیت معلمان با رویکرد تمدنی نیز ضروری است؛ معلم باید از یک انتقالدهنده صرف اطلاعات به «تسهیلگر گفتگو و مهارتهای زندگی» تبدیل شود.
رسانهها و گفتمانسازی تمدنی
این استاد دانشگاه با اشاره به نقش رسانهها اظهار داشت: فیلمها، سریالها، نمایشها و برنامههای تلویزیونی میتوانند خانوادههایی را به تصویر بکشند که اختلافات را به شکل سازنده حل میکنند و مسئولیتپذیری را به فرزندان میآموزند.
وی همچنین تولید محتوای آموزشی جذاب در شبکههای اجتماعی درباره مهارتهای ارتباطی و خانوادگی را ضروری دانست و افزود: گفتمانسازی درباره اهمیت خانواده تمدناندیش باید در سطح عمومی جامعه تقویت شود.
نقش نهادهای مدنی و مذهبی
دکتر باغستانی با تأکید بر ظرفیت نهادهای مدنی و مذهبی گفت: برگزاری کارگاهها، نشستها و مشاورههای عمومی با محور خانواده تمدناندیش میتواند آگاهی اجتماعی را ارتقا دهد.
وی افزود: چهرههای متنفذ مذهبی و اجتماعی نیز میتوانند با بهرهگیری از تریبونهای خود، مفاهیم مدارا، گفتگو و تربیت تمدنی را ترویج کنند و به الگوسازی در این حوزه بپردازند.
ج) سطح کلان؛ سیاستگذاری و پویایی تمدن
باغستانی در بخش پایانی این گفتوگو، به اهمیت سیاستگذاری در حفظ پویایی تمدنها اشاره کرد و هشدار داد: هرگاه جامعهای در یافتن و بهکارگیری شیوههای نوین حل مسئله ناتوان شود و تنها به راهحلهای سنتی بسنده کند، به تدریج دچار رکود و فرسایش خواهد شد.
وی افزود: سقوط تمدنها معمولاً ناگهانی نیست؛ بلکه نتیجه کاهش تدریجی توان انطباق، نوآوری و پیشبینی تحولات است.
تفکر انتقادی؛ کلید مسئلهیابی بههنگام
این پژوهشگر حوزه تمدن اسلامی، شکلگیری تفکر انتقادی را معادل ارتقای «مسئلهیابی بههنگام» دانست و گفت: ذهن انتقادی، اطلاعات را منفعلانه نمیپذیرد؛ بلکه با پرسشگری مستمر عمل میکند. این رویکرد همچون فیلتری هوشمند، ناکارآمدیها را پیش از آنکه به بحران تبدیل شوند شناسایی میکند.
وی تأکید کرد: تفکر انتقادی از انباشت مشکلات کوچک و تبدیل آنها به بحرانهای پیچیده جلوگیری میکند و زمینهساز یافتن راهحلهای خلاقانه و متناسب با شرایط زمان میشود.
دکتر باغستانی افزود: تسهیل در یافتن راهحلهای خلاقانه: درک عمیق و چندبعدی یک مسئله که از طریق تفکر انتقادی حاصل میشود، زمینهساز یافتن راهحلهای نوآورانه و سازگار با شرایط است، نه صرفاً راهحلهای دمدستی.
وی درخصوص پاسخگویی و انطباقپذیری گفت: تمدنی که دارای تفکر انتقادی است، نه تنها مسائل درونی خود، بلکه تغییرات و چالشهای بیرونی را نیز به موقع تشخیص داده و خود را با آنها تطبیق میدهد. این انطباقپذیری، اساس بقا و شکوفایی است. بنابراین،تفکر انتقادی، در واقع مجهز کردن یک جامعه به چشمانی تیزبین برای دیدن مشکلات قبل از آنکه دیر شود، و قدرتمند ساختن آن برای یافتن مسیر حل. این یک حلقهی طلایی است که به پویایی و سلامت بلندمدت هر تمدنی کمک میکند.
مدیر گروه هنر و تمدن اسلامی گفت: جان تفکر انتقادی در قدرت دیدن دقیق عیب های پنهانی است که بی سر و صدا در حال رشدند . "جان" تفکر انتقادی همان "تیغ تیز بصیرتی" که اجازه نمیدهد آفات پنهان، جامعه را از درون بپوشانند.
وی افزود: "عیبهای پنهانی که بی سر و صدا در حال رشدند" دقیقاً همان مواردی هستند که اغلب نادیده گرفته میشوند موجب: فرسایش تدریجی ارزشها: شکافهای کوچک در سیستم اخلاقی یا اجتماعی که در ابتدا کماهمیت به نظر میرسند، اما به مرور زمان به شکافهای عمیق تبدیل میشوند.
دکتر باغستانی با اشاره به مفهوم فسادهای خزنده گفت: ریشههای کوچک فساد که با توجیهات منطقی پوشانده میشوند، اما در نهایت ساختارها را تضعیف میکنند.
وی افزود: ناکارآمدیهای سیستمی همان قوانینی هستند که دیگر پاسخگوی نیاز زمان نیستند، رویههای اداری که مانع پیشرفت میشوند، اما به دلیل عادت یا مقاومت در برابر تغییر، همچنان باقی میمانند.
این استاد دانشگاه فقدان نوآوری یا انطباق را این گونه توصیف نمود: جامعهای که از دنیای پیرامون خود غافل میشود و توانایی خود را برای پذیرش ایدههای جدید از دست میدهد، در سکوت رو به عقبرفت میگذارد.