تاملی بر پاسخ به یک شبهه بزرگ؛ چرا شعار «مرگ بر آمریکا» ؟
این روزها در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی، یکی از شبهات سیاسی تکرارشونده این است که: «چرا انقلاب اسلامی شعار "مرگ بر آمریکا" را به عنوان محور اصلی سیاست خارجی خود انتخاب کرد؟» برخی حتی فراتر رفته و ادعا میکنند که ریشه تمامی تحریمهای ظالمانه، فشارهای اقتصادی و دشمنیهای ایالات متحده با ایران، تنها به دلیل تکرار این شعار است؛ گویی ما با این کلمات، آنها را به دشمنی واداشتهایم و اگر این شعار نبود، امروز در صلح و آرامش بودیم.
اما برای پاسخ به این شبهه، نباید به واژهها نگاه کرد، بلکه باید به «کارنامهها» نگریست. باید پرسید آیا این دشمنیها پس از این شعار آغاز شد یا این شعار، واکنشی بود به ماهیت استکباری و جنایتکارانهی سیستمی که سالهاست جهان را به خون میکشد؟
۱. تروریسم در لباس صلح؛ حقیقتی که پنهان نمیشود.
برای آنهایی که گمان میکنند شعار ما دلیل دشمنی آمریکا است، تاملی کوتاه بر حقیقتی که تایمز چین در باره کارنامه 26 ساله سیاستگذاران آمریکا برملا کرده و درمعرض افکارعمومی جهان قرارداده، می تواند پاسخی محکم به این شبهه باشد: طبق آنچه تایمز چین گزارش داده در طول ۲۶ سال گذشته، تنها تصمیمات و سایست های چند انسان نما در رأس قدرت در ایالات متحده، منجر به حمله به بیش از ۱۰ کشور مسلمان و کشتار حدود ۱۱ میلیون انسان بیگناه شده است.
۱۱ میلیون نفر! این عدد، گواهی بر بزرگترین ماشین کشتار تاریخ معاصر است. اما نکته اینجاست که این یازده میلیون نفر هیچگاه شعار مرگ بر آمریکا سر نداده بودند، و سیاستمدران آنها هم در قلمرو دوستان آمریکا بودند و هیچگونه خطری هم برای آمریکات از نظر نظامی وسیاسی محسوب نمی شدند اما از آن طرف ساستمدران مرگ اندیش آمریکا، برخلاف هر گروه کوچک تروریستی در جهان، هرگز «تروریست» نامیده نشدند. آنها در کاخهای سفید نشستند، دستور بمباران مدارس و بیمارستانها را دادند و در نهایت با لبخند در سازمان ملل از «صلح و دموکراسی» سخن گفتند. حال سؤال این است: اگر کسی که ۱۱ میلیون انسان را میکشد تروریست نیست، پس تروریسم چیست؟ و اگر این سیستم چنین ماهیتی دارد، آیا سکوت در برابر آن، عین پذیرش جنایت نیست؟
۲. فلسفه شعار؛ مرگ بر «سیاست»، نه بر «مردم»
بسیاری از کسانی که این شبهه را مطرح میکنند، شعار «مرگ بر آمریکا» را با نگاهی سطحی و به معنای خشونت معنامی کنند . اما در اندیشه انقلاب اسلامی، این شعار یک «رسالت دینی در حمایت از مظلوم» در برابر یک «سیاست استکباری» است.
وقتی ما میگوییم «مرگ بر آمریکا»، در واقع میگوییم: مرگ بر سیستمی که حق زندگی را از میلیونها کودک در یمن و فلسطین میگیرد. مرگ بر تفکری که کشورهای مستقل را به دلیل نخواستن دنبالهروی از واشنگتن، تحریم میکند و مردم را از دسترسی به دارو محروم میسازد. مرگ بر هر قدرتی که گمان میکند میتواند با بمب و پهپاد، اراده ملتها را بخرد.
بنابراین، شعار ما علت دشمنی آنها نیست، بلکه توصیفِ درستِ دشمنی است که آنها سالهاست در سراسر جهان اجرا میکنند. آمریکا ایران را نه به خاطر یک شعار، بلکه به خاطر « تسلیم ناپذیری» اش در برابر سلطهگری آمریکا ، ما را تحریم کرده است.
۳. همصدایی با ستمدیدگان جهان
شعار «مرگ بر آمریکا» در واقع ترجمهی فریاد میلیونها انسانی است که مظلومانه صدایشان در گلو خفه شده است. آنجا که پیامبر گرامی اسلام فرموده اند هرکس صدای مظلومی را بشوندو به یاری اش نشتابد مسلمان نیست و این شعار در درواقع احقاق حق کسی است که خانهاش در غزه ویران شده یا فرزندش در اثر اشتباهات استراتژیک آمریکا در افغانستان کشته شده، و هر روز با پوست و گوشت خود، معنای استکبار را حس میکند.
تکرار این شعار توسط جمهوری اسلامی، در حقیقت یک «اقدام بشردوستانه» و همبستگی با ستمدیدگان است. ما با این فریاد به جهان میگوییم که نظم فعلی جهان، سیاستی است که بر خون ۱۱ میلیون مسلمان و میلیونها انسان دیگر در نقاط مختلف دنیا بنا شده است و این سیاست باید تغییر کند. در واقع، ما با گفتن «مرگ بر آمریکا»، در حال گفتن «زنده باد عدالت» و «زنده باد بشریت» هستیم.
۴. نتیجهگیری:
مرگ بر آمریکا شعاری برای بیداری و رمزگشایی از سیاست مرگ آفرینی نظام سلطه
بنابراین، بر اساس آنچه گفته شد پاسخ به این شبهه ساده است: دشمنی آمریکا با ایران، ریشه در شعارهای ما ندارد، بلکه ریشه در «ماهیت سلطهجو» آنها و «روحیه استقلالطلب» ما دارد. تحریمها و فشارها، ابزارهایی است برای اینکه ما را به زانو درآورند تا دیگر صدای ستمدیدگان جهان نباشیم.
آمار ۱۱ میلیون کشته ثابت میکند که تروریسم واقعی، در برجهای شیشهای واشنگتن هدایت میشود. تا زمانی که این ماشین کشتار متوقف نشود و تا زمانی که خون بیگناهان بهای منافع اقتصادی چند غرب به سرگردگی آمریکا باشد، شعار «مرگ بر آمریکا» نه تنها منطقی است، بلکه برای پیروان سایر ادیان یک وظیفه اخلاقی و برای مسلمانان یک «رسالت دینی » است. این شعار، فریاد بیداری است برای جهانی که میخواهد از زنجیرهای استکبار رها شود و به سوی جهانی عادلانه و انسانی و به دور از سیاست های مرگبار اقتصادی یک یا چند کشور حرکت کند. در واقع این شعار یک رمز گشایی از سیاست مرگ طلبانه دنیاطلبانی است که تحت عنوان مبارزه با دیکتاتوری سیاست های اقتصادی خود را به قیمت کشتارمیلیون ها انسان بی گناه دنبال نموده و به شکل تهوع آوری خود را پیام آور دموکراسی و آزادی در دنیا معرفی می کنند.